در تبیین باستانشناسی عصرآهن، مطالعۀ آثار فلزی بهدلیل ارزشهای فنی نهفته در آنها از اهمیت خاصی برخوردار است و مطالعۀ روشهای ساخت آثار فلزی، درک ما را نسبت به مراکز صنعتی فلزگری، سبکشناسی و معادن قابل دسترس، بالا میبرد. هدف از این پژوهش، شناخت روشهای ساخت و آنالیز عنصری زیورآلات مکشوف از محوطههای عصرآهن شمالغرب ایران، با استفاده از آزمایش متالوگرافی و دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS میباشد. در عصرآهن ساخت اشیاء فلزی بهویژه اشیائی که دارای تزئینات زیادی هستند، گسترش چشمگیری پیدا میکند؛ لذا شناخت روشهای ساخت و نوع آلیاژی که در آنها بهکار رفته است، از موارد ضروری این تحقیق محسوب میشود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است؛ برای ساخت زیورآلات مکشوف از محوطههای عصرآهن شمالغرب، بیشتر از چه روشهایی استفاده میشده است؟ و یا بیشترین عناصریکه در ساخت این اشیاء استفاده شده، چه عناصری بوده است؟ فرضیۀ پژوهش حاضر این است که در این محوطهها، بیشتر زیورآلات بهروش چکشکاریگرم و ریختهگری ساخته شدهاند و در ساختار خود دارای مقدار زیادی قلع هستند، که از آن برای استحکام و شکلپذیری بیشتر آلیاژ مس و قلع (مفرغ)، استفاده میکردند. در این پژوهش هشت نمونه از زیورآلات مکشوف از محوطههای عصرآهن شمالغرب ایران، که بهلحاظ جغرافیایی بسیار نزدیک به هم قرار داشتند، مورد آزمایش متالوگرافی و آنالیز عنصری قرار گرفتند. در این آزمایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS روشهای ساخت این اشیاء فلزی و عناصر تشکیلدهندۀ آنها مشخص گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که عمدهترین روشهای ساخت این اشیاء فلزی، چکشکاری گرم بوده است، ولی آندسته از اشیائی که دارای حجم زیادی بودند، با استفاده از روش ریختهگری ساخته شدهاند؛ همچنین بیشترین عنصری که برای بالا بردن استحکام و شکلپذیری اشیاء استفاده شده، عنصر قلع بوده است.
یاسر حمزوی، علیرضا کوچکزایی، علی اصغر نگارستانی، سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده
مدرسۀ (کاروانسرای) گنجعلیخان کرمان، یکی از بناهای شاخص کرمان در دورۀ صفویه است. آرایههای گچی ارزشمندی با شیوههای مختلف در این بنا اجرا شده است. ازجملۀ این آرایهها، آرایههای گچی بومساب است که در اتاق شاهنشین در تمام اضلاع همچنین سقف بنا اجرا شده است. از ویژگیهای خاص این آرایهها، رنگی بودن ملات در لایههای بستر زیرین و بستر رویی است که در سه رنگ قرمز، زرد و خاکستری قابل مشاهده است. لازم به ذکر است که در دورههای گذشته یک لایۀ اندود گچی بر سطح آرایههای گچی این بنا اجرا شده بوده که خوشبختانه در سالهای گذشته، بخش زیادی از لایۀ الحاقی از سطح آرایههای گچی لایهبرداری شده است. با توجه به متفاوت بودن این آرایۀ معماری ازنظر عملآوری ملات رنگی و همچنین فن اجرا و اینکه تاکنون مطالعۀ علمی دقیقی روی این آثار انجام نشده، در این مقاله ساختارشناسی ملاتهای رنگی این بنا انجام پذیرفته است. ازجمله پرسشهای این پژوهش عبارتنداز: ملاتهای رنگی آرایههای گچی بومساب در این بنا دارای چه ساختاری است؟ فازهای اصلی و فرعی ترکیب ملات چیست؟ مادۀ رنگزا در ملاتهای رنگی چه بوده است؟ در همینراستا اقدام به نمونهبرداری شد (تعداد 7 نمونه) و آنالیزهای FT-IR, EDS, XRD برروی نمونههای مطالعاتی انجام پذیرفت که درکنار مطالعات میدانی به پرسشهای پژوهش پاسخ داده شده است. نتایج حاصـل از پژوهش، گویای آن است که ملات گچ با فازهای اصلی ژیپس و انیدریت در لایههای مختلف استفاده شده است. همچنین برای رنگی کردن ملات قرمز و زرد از اکسید آهن (گوئتیت) استفاده شده و برای ملات خاکستری از خاکستر و آهک استفاده شده است. همچنین مواد آلی (استفاده جهت تغییر کیفیت ملات) در ساختار نمونهها شناسایی نشد.