کورگانها یا گورهای کلانسنگی، ازجمله گورهایی هستند که در عصر مفرغ و آهن در محدودۀ جغرافیایی وسیعی، یعنی شرق اروپا، آسیای میانه، آناتولی و شمالغرب ایران گسترش پیدا میکند. وسعت کورگانها و اشیائی که از این گورها بهدست آمده، نشاندهندۀ میزان جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است. تدفین حیوانات نیز سنتی است که در این دوره در مناطقی چون: قفقاز، شرق آناتولی و شمالغرب ایران، افزایش چشمگیری پیدا میکند. هدف از این پژوهش، توضیح و تبیین کورگانها، گورهای کلانسنگی و سنت قربانی حیوانات برای طبقات اجتماعی خاص در عصر مفرغ است؛ ازجمله پرسشهای این پژوهش این است که، آیا در عصر مفرغ روابط تجاری بین منطقۀ قفقاز جنوبی و شمالغرب ایران وجود داشته است؟ و چرا گورهای کلانسنگی این دوره، در اندازه و تعداد اشیائی که از داخل گورها بهدست آمده، با یکدیگر متفاوت هستند؟ فرضیۀ پژوهشی حاضر در پاسخ به این پرسش است که با توجه به کشف سرپیکانهای ساختهشده از ابسیدین و سفالهای نوع ارومیه که از محوطههای عصر مفرغ شمالغرب ایران بهدست آمده، میتوان گفت در عصر مفرغ بین منطقۀ قفقاز جنوبی و شمالغرب ایران، روابط نزدیکی برقرار بوده است؛ همچنین بزرگ بودن اندازۀ کورگانها و اشیائی که از داخل این گورها بهدست آمده، نشاندهندۀ جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است؛ بدینمعنی که افراد عادی دارای گورهای سنگچین ساده و گورهای صندوقی بودند و قبور آنها فاقد هدایای تدفینی بوده است، ولی افراد سطح بالای جامعه دارای گورهای بسیار وسیع بوده و در کنار صاحب گور، تعداد زیادی هدایای تدفینی بهدستآمده است. در این پژوهش با استفاده از مشاهدات عینی و مطالعات کتابخانهای، به بررسی کورگانهای مکشوف از منطقۀ قفقاز جنوبی و شمالغرب ایران در عصر مفرغ، پرداخته شده است. نتایج نشان میدهند که کورگانهای مکشوف از قفقاز جنوبی قدیمیتر از کورگانهای بهدستآمده از شمالغرب ایران هستند و در عصر مفرغ متأخر ارتباط فرهنگی و تجاری بین این دو منطقه وجود داشته است. بیشترین گورهای کلانسنگی عصر مفرغ متأخر فلات ایران، مربوط به منطقۀ اصلاندوز و پارسآباد در اردبیل و منطقۀ اهر و خداآفرین در آذربایجانشرقی است، که اکثر آنها دارای شکلی مدور هستند و از درون بیشتر این گورها اجساد حیواناتی چون گاو، اسب و سگ بههمراه هدایای تدفینی بهدستآمده است.