در خاور نزدیک، قدیمیترین سیستمهای نگارشی شناخته شده تا به امروز (سیستم نگارشی آغازمیخی در بینالنهرین و سیستم نگارشی آغازایلامی در فلات ایران) در پایان هزارۀ چهارم قبلازمیلاد ظهور کردند. این سیستمها، بهمنظور اهداف مدیریتی و حسابداری بودند و با وجود تشابهاتی در سیستمهای شمارشی و نشانههای عددی و عدم تشابه در نشانههای معنانگارانه در کنار یکدیگر بهصورت مجزا تکامل یافتهاند. برخلاف سیستم نگارشی آغازمیخی و وارث آن (خط میخی)، بهدلیل ناپدید شدن این سیستم نگارشی (آغازایلامی)در فلات ایران در حدود 2800 ق.م.، خط آغازایلامی هیچ همخانوادهای از خود برجای نگذاشته تا بتواند در رمزگشایی این سیستم به ما کمک نماید. بههمین دلیل در طی صد سالی که از کشف این سیستم میگذرد، تنها عناصری که در آن با خط آغازمیخی مشترک است، مانند تعدادی از سیستمهای شمارشی و تعداد انگشتشماری از نشانهها، برای ما قابل فهم و رمزگشایی بودهاند. گِلنبشتههای آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27، مانند بیشتر گلنبشتههای آغازایلامی از شوش یافتشده و در اوایل قرن بیستم میلادی برای نخستینبار منتشر شدند، زمانیکه هنوز اطلاعات اندکی راجعبه سیستم نگارشی و اقتصاد و ساختار جوامع آغازایلامی وجود داشت. مطالعات پیشرفتۀ امروزی در مورد ساختار جوامع در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبلازمیلاد و همچنین سیستمهای نگارشی باعث توجه روزافزون به ارزیابی و بازخوانی مجدد این متون شده است. در این مقاله نیز به بازخوانی مجدد این دو گلنبشته و پیشنهادی برای درک بهتر از این متون خواهیم پرداخت.
فریدا فروزان، روح الله یوسفی زشک، محمود طاووسی، سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده
یکی از مهمترین و موردبحثترین دورههای فرهنگی در پیشازتاریخ، دورۀ آغازایلامی است که میتوان از آن بهعنوان انقلابی در توسعه، رشد و پیشرفت ارتباطات و تعاملات مردمان آن دوره، در بازۀ زمانی 3300 تا 3000 پ.م.، یاد کرد. در این دوره، جوامع دامپرور بهوجود آمدند؛ که از یک نظام نگارش یکسان با دیگر نقاط فلات ایران، استفاده میکردند. اقتصاد معیشتی جوامع مزبور برپایۀ دامپروری بوده و زندگی آنها بهنوعی وابسته به جوامع یکجانشین و کشاورز میگردید؛ از اینرو، کشاورزان و دامداران، وابستگی اقتصادی مستقیم به یکدیگر داشتهاند. کشاورزان بخشی از غلات دامپروران را تأمین میکردند، ولی کماکان دامداران به کشاورزی نیز میپرداختند. آنها معمولاً کشاورزی دیم داشتند؛ اما در کل مهمترین اقتصاد دامپروران، گلهداری است و دامداران برای یافتن علوفه، نیازمند ترک محل اولیه و حرکت به مکان جدید بودند و ازطرفی تحمل هوای بسیار گرم در محوطۀ شوش برای دامها قابلتحمل نبوده و نیست و دامداران ناچار به رفتن به مناطق سردتر بودهاند. گلنبشتهها در این دورۀ فرهنگی دارای اهمیت بهسزایی هستند. گلنبشتهها از نظام شمارشی به گلنبشتههایی جهت مدیریت اسناد اداری و دامی که بهصورت اندیشهنگار بودند، تغییر وضعیت دادند که عمدتاً از شوش بهدست آمده است. در این پژوهش نگارندگان سعی دارند با تحلیل نوع و تعداد گلنبشتههای دامی، بهوجود جوامع دامپرور و متعاقباً به دوقطبی بودن جامعۀ شوش در دورۀ آغازایلامی بپردازند. پرسشهای این پژوهش عبارتنداز: ویژگیهای جوامع دامپرور دورۀ آغاز ایلامی چیست؟ آیا شوش در دورۀ آغازایلامی یک جامعۀ کشاورز و دامپرور بوده است؟ چه پیوستگیهای فرهنگی میان جوامع دامپرور و یکجانشین برقرار بوده است؟ با توجه به ساختار یکسان نگارشی متون آغازایلامی در گسترۀ فلات ایران، میتوان دریافت که ارتباطی میان این نواحی برقرار بوده و از آنجاییکه متون دامی در اکثر محوطههای آغاز ایلامی مانند: شوش، تپهیحیی، سیلک، ملیان و ازبکی اهمیت ویژهای دارد و ازطرفی بیشترین شباهت و یکسانی در نشانههای نگارشی مربوط به متون دامی است، و میتوان دریافت که احتمالاً در این نواحی جوامع دامدار ساکن بودند.