logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای گاهنگاری.

علی کریمی‌کیا، رضا رضالو، اکبر عابدی، اردشیر جوانمردزاده،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

شمال‌غرب ایران و قفقاز جنوبی ازلحاظ زیست‌محیطی، شرایط نسبتاً مناسبی برای شکل‌گیری استقرارهای باستانی دارند؛ ازجمله می‌توان به حوضۀ دریاچۀ ارومیه و سواحل اَرس در شمال‌غرب ایران و حوضه‌های رود کورا، میل‌مغان (مناطق کوهستانی) در منطقۀ قفقاز جنوبی اشاره کرد. شواهد باستان‌شناختی و تحقیقات انجام‌یافتۀ اخیر در دو حوزۀ جغرافیایی، اشتراکات و تشابهات فرهنگی دورۀ مذکور را به‌میان می‌گذارد. هدف اصلی در این مقاله، معرفی محوطه‌ها و سنت‌های سفالی و مشخص ساختن توالی گاهنگاری در مناطق موردمطالعه است. برای دستیابی به تعاملات فرهنگی در حوزۀ جغرافیایی موردمطالعه در دورۀ مس‌وسنگ پرسش‌های ذیل مطرح می‌گردد؛ وضیعت توالی گاهنگاری در دو حوزۀ فرهنگی چگونه است؟ فرضیۀ اصلی در این ارتباط، وجود گاهنگاری (آغاز و پایان دورۀ مس‌وسنگ) تقریباً همسان در دو نقطۀ جغرافیایی است. لایه‌های استقراری و توالی سکونت از دورۀ نوسنگی به دورۀ مس‌وسنگ در محوطه‌های باستانی، موضوع تداوم و انتقال فرهنگی را چگونه نشان می‌دهد؟ نگارش پیشِ‌رو، با روش توصیفی-تحلیلی صورت می‌گیرد. به‌عنوان نتیجۀ نهایی می‌توان به تشابهات و تفاوت‌های داده‌های باستان‌شناختی، ازجمله به ویژگی‌های سفالی، ساختار معماری، تدفین و... اشاره کرد که با مطالعۀ محوطه‌هایی مانند دالما‌تپه، کول‌تپۀ جلفا، دَوَ‌گوز خوی و... در شمال‌غرب ایران و لیلا‌تپه، قالایری، پویلو‌تپه، بویوک کسیک، سویوق بولاق، بریکیل دیبی، کاوتسخِوی، تخوت در منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دست آمده است و ازلحاظ گاهنگاری از 5000 تا 3700/3600 پ.م. را شامل می‌شود. 

افراسیاب گراوند، اردشیر جوانمردزاده، سیدمهدی حسینی‌نیا، فاطمه ملک‌پور،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

شهرستان خوی به‌عنوان یکی از حوزه‌های باستان‌شناسی ایران، از مهم‌ترین کانون‌های حضور جوامع انسانی بوده است که فرآیند شکل‌گیری جوامع باستانی از ادوار پیش‌ازتاریخی تا دوران تاریخی و اسلامی در آن کاملاً مشهود و قابل کنکاش است. یکی از محوطه‌های شاخص این شهرستان، محوطۀ شمس تبریزی است که در شمال‌غربی شهر خوی درمیان محلۀ ربط و محلۀ امامزاده قرار دارد و در جبهۀ جنوبی آن، بنای یادبودی موسوم به «منارۀ شمس تبریزی» قرار گرفته است. این محوطه در سال 13۹۷ه‍.ش. با هدف بررسی لایه‌ها و نهشته‌های باستان‌شناختی و آگاهی از وجود دوره‌های فرهنگی با ایجاد سه گمانه در قسمت‌های شمالی و شرقی مورد کاوش باستان‌شناختی قرار گرفت. این پژوهش نتیجۀ مطالعۀ داده‌های سفالین محوطۀ مذکور است. بر این‌اساس، پرسش اصلی این پژوهش بدین‌صورت مطرح می‌شود؛ با توجه به تنوع گونه‌های سفالی و تطبیق آن‌ها با محوطه‌های دیگر، گاهنگاری محوطه دربر گیرندۀ چه دوره‌های فرهنگی است؟ یافته‌های این پژوهش، سفال‌های این محوطه را در دو گروه عمده سفال‌های لعاب‌دار (سفال‌های تک‌رنگ، چند‌رنگ، نقاشی روی لعاب، نقاشی زیرلعاب، اسگرافیاتو) و بی‌لعاب (سفال‌های قالب‌زده و معمولی) دسته‌بندی می‌کند که براساس گونه‌شناسی سفالینه‌ها و تطبیق آن‌ها با محوطه‌های دیگر باید گفت محوطۀ شمس تبریزی خوی استقرارگاهی متعلق به قرون میانی تا متأخر اسلامی است. اوج شکوفایی این محوطه مربوط به سد‌ه‌های میانۀ اسلامی بوده است و هم‌چنین باید خاطرنشان نمود که گونه‌های شاخص سفالی، هم‌سانی‌های نزدیکی را با دیگر مراکز در شمال‌غرب و غرب نشان می‌دهد که این موضوع، نشان از وجود شبکۀ ارتباطی و فرهنگی گسترده در منطقه بوده است و متون تاریخی و سفرنامه‌ها این نتیجه‌گیری را تقویت می‌کند.  


صفحه 1 از 1