logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای کورگان

نسرین زبان‌بند، رضا رضالو، اردشیر جوانمردزاده، کریم حاجی‌زاده،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

گورستان خانقاه گیلوان در دامنۀ غربی کوه‌های تالش و در 60 کیلومتری جنوب‌شرقی خلخال بین روستاهای گیلوان و خانقاه قرار دارد و بخشی از شهرستان خلخال در استان اردبیل است. گورستان خانقاه در طی عملیات احداث جاده در روستای خانقاه در سال 1385 ه‍.ش.، شناسایی شد. با توجه به تاریخ‌گذاری انجام‌شده، این گورستان از عصرمفرغ میانی تا عصرآهن I و II و دورۀ پارتیان مورد استفاده بوده است، اما شواهدی در استفاده از آن در عصرمفرغ جدید در دست نیست؛ با این وجود شیوه‌های تدفینی یکسانی در عصرآهن I و II وجود داشته است. براین‌اساس، پرسش بنیادی این خواهد بود، مرحلۀ اولیه استفاده از گورستان خانقاه گیلوان ازطریق طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و مطالعات مقایسه‌ای سفال مربوط به چه دوره یا دوره‌هایی است؟ هم‌چنین با توجه به اشیاء قرار داده‌شده در گورها و انرژی مصرف‌شده در ساختار قبور می‌توان تمایزی در بین افراد تدفین‌شده در گورها قائل شد؟ تشابهات سفالی با فرهنگ‌های منطقۀ قفقاز جنوبی در مرحلۀ گذار از عصرمفرغ قدیم به مفرغ میانی به ما اجازه می‌دهد مرحلۀ آغازین استفاده از این گورستان را تا اواخر هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد، عقب ببریم. در پژوهش پیش‌رو، ضمن معرفی گورهایی که به این دوره اختصاص یافته است، با تکیه بر طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و مطالعات تطبیقی سفال، گاه‌نگاری پیشنهادی ارائه شده است. بر این‌اساس از مجموع ظروف به‌دست‌آمده از 11 گور تعداد 148 ظرف سفالی در این راستا مورد بررسی قرار گرفت. شیوۀ پژوهش از نوع توصیفی-تطبیقی است و نتایج بر اساس مطالعات مقایسه‌ای مورد تحلیل قرار گرفته است؛ هم‌چنین در ادامه با توجه به اشیاء تدفینی و ساختار قبور وجود تفاوت در موقعیت افراد دفن‌شده در قبرستان بحث شده است. 

عاطفه رسولی،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

کورگان‌ها یا گورهای کلان‌سنگی، ازجمله گورهایی هستند که در عصر مفرغ و آهن در محدودۀ جغرافیایی وسیعی، یعنی شرق اروپا، آسیای میانه، آناتولی و شمال‌غرب ایران گسترش پیدا می‌کند. وسعت کورگان‌ها و اشیائی که از این گورها به‌دست آمده، نشان‌دهندۀ میزان جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است. تدفین حیوانات نیز سنتی است که در این دوره در مناطقی چون: قفقاز، شرق آناتولی و شمال‌غرب ایران، افزایش چشمگیری پیدا می‌کند. هدف از این پژوهش، توضیح و تبیین کورگان‌ها، گورهای کلان‌سنگی و سنت قربانی حیوانات برای ‌طبقات‌ اجتماعی خاص در ‌عصر مفرغ است؛ ازجمله پرسش‌های این پژوهش این است که، آیا در عصر مفرغ روابط تجاری بین منطقۀ قفقاز جنوبی و شمال‌غرب ایران وجود داشته است؟ و چرا گورهای کلان‌سنگی این دوره، در اندازه و تعداد اشیائی که از داخل گورها به‌دست آمده‌، با یک‌دیگر متفاوت هستند؟ فرضیۀ پژوهشی حاضر در پاسخ به این پرسش است که با توجه به کشف سرپیکان‌های ساخته‌شده از ابسیدین و سفال‌های نوع ارومیه که از محوطه‌های عصر مفرغ شمال‌غرب ایران به‌دست آمده، می‌توان گفت در عصر مفرغ بین منطقۀ قفقاز جنوبی و شمال‌غرب ایران، روابط نزدیکی برقرار بوده است؛ هم‌چنین بزرگ بودن اندازۀ کورگان‌ها و اشیائی که از داخل این گورها به‌دست آمده، نشان‌دهندۀ جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است؛ بدین‌معنی که افراد عادی دارای گورهای سنگ‌چین ساده و گورهای صندوقی بودند و قبور آن‌ها فاقد هدایای تدفینی بوده است، ولی افراد سطح بالای جامعه دارای گورهای بسیار وسیع بوده و در کنار صاحب گور، تعداد زیادی هدایای تدفینی به‌دست‌آمده است. در این پژوهش با استفاده از مشاهدات عینی و مطالعات کتابخانه‌ای، به بررسی کورگان‌های مکشوف از منطقۀ قفقاز جنوبی و شمال‌غرب ایران در عصر مفرغ، پرداخته شده است. نتایج نشان می‌دهند که کورگان‌های مکشوف از قفقاز جنوبی قدیمی‌تر از کورگان‌های به‌دست‌آمده از شمال‌غرب ایران هستند و در عصر مفرغ متأخر ارتباط فرهنگی و تجاری بین این دو منطقه وجود داشته است. بیشترین گورهای کلان‌سنگی عصر مفرغ متأخر فلات ایران، مربوط به منطقۀ اصلاندوز و پارس‌آباد در اردبیل و منطقۀ اهر و خداآفرین در آذربایجان‌شرقی است، که اکثر آن‌ها دارای شکلی مدور هستند و از درون بیشتر این گورها اجساد حیواناتی چون گاو، اسب و سگ به‌همراه هدایای تدفینی به‌دست‌آمده است.  


صفحه 1 از 1