محوطههای وابسته به سلسلههای محلی در شمال ایران، ازجمله مهمترین منابع برای درک حاکمیت سیاسی و فرهنگی این منطقه بهشمار میرود. دیرپایی برخی از سلسلههای محلی موجب شکلگیری استقرارهای قابلتوجهی در بسترهای متفاوت محیطی، ازجمله مناطق کوهستانی تا جنگلی گردیده است. کهنهگوراب واقعدر دهستان املش شمالی یکی از نمونههای قابلذکر در این زمینه است. این محوطه، ازجمله مناطق آباد در زمان حکومت آلکیا در شرق گیلان بود. بهدلیل توجه باستانشناسان به گورستانهای دوران تاریخی و عدم توجه به محوطههای وابسته به سلسلههای محلی اسلامی، دانش ما در زمینۀ محوطههای اسلامی گیلان بسیار اندک است. شناخت و تحلیل موقعیت مکانی و ارتباطی کهنهگوراب بهعنوان یکی از بسترهای استقراری تحتسیطرۀ سیاسی-فرهنگی خاندان آلکیا در گیلان انجام پژوهش پیشِرو را ضروری نموده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسشها برآمده است که، با توجه به یافتههای فرهنگی (کاشیها و سفالها) محوطۀ کهنهگوراب املش از منظر گاهنگاری نسبی و در تناظر با متون تاریخی مرتبط، چه بازۀ زمانی برای این محوطه را میتوان پیشنهاد داد؟ و ارتباط درون و برونمنطقهای محوطۀ کهنهگوراب با محوطههای پیرامونی چگونه قابل توضیح است؟ مهمترین هدف پژوهش، تبیین گاهنگارانه و همچنین بررسی روابط فرهنگی درون و برونمنطقهای براساس دادههای فرهنگی تعریف شده است. روش گردآوری اطلاعات بهصورت میدانی-اسنادی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. نتیجه آنکه مهمترین یافتههای فرهنگی محوطۀ کهنهگوراب، ازجمله قطعات کاشی با لعاب تکرنگ و نقوش گیاهی و همچنین سفالینۀ ساده با نقشکنده، گلابهای، سفالینۀ لعابدار با لعاب تکرنگ، نقشکندۀ زیرلعاب، لعاب پاشیده، اسگرافیتو، نقاشی زیرلعاب مانند فیروزۀ قلممشکی، آبی و سفید حاکی از ارتباط فرهنگی با مناطق همجوار خود مانند تپۀ پنجپیران لاهیجان، شهر اسلامی گسکر، قلعهلیسار تالش (درونمنطقهای) است و همچنین نشانگر روابط با محوطههای شاخصی چون: آمل، جرجان، نیشابور، ری و ساوه (برونمنطقهای) است. گاهنگاری تطبیقی و مقایسهای این محوطه نشانداد استقرار دستکم از قرن 3 یا 4 ه.ق.، آغاز شده و تا سدههای 8 تا 10 ه.ق.، یعنی همزمان با حکومت خاندان آلکیا در شرق گیلان تداوم داشته است. با به قدرت رسیدن شاهعباس بزرگ صفوی، کمکم این محوطه اعتبار خود را از دست داد و زلزلههای متوالی همزمان با عصر قاجاریه مزید بر علت گردید و بخشهای قابلتوجه این محوطه را تخریب نمود.