زهرا رجبیون، علی بهنیا، امیر ساعدموچشی، سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده
شهرستان قروه در جنوبشرق استان کردستان و در حاشیۀ شمالشرق زاگرسمرکزی واقع شده است. این شهرستان بخشی از حوضۀ آبریز قزلاوزن است که بهعلت شرایط مناسب جغرافیایی استقرارهای باستانی از دورههای پیشازتاریخ تا دورۀ اسلامی در این منطقه شکل گرفته است. در این شهرستان باتوجه به بررسیهای صورتگرفته، تاکنون 35 محوطه دورۀ اشکانی شناسایی شده است. هدف از این پژوهش، مطالعۀ الگوهای استقراری محوطههای اشکانی، رابطۀ این محوطهها با محیط جغرافیایی و نوع معیشت است. از آنجاییکه در این منطقه از دورههای پیشازتاریخ (مسوسنگ و مفرغ) استقرارهای ثابت و موقت به گونههای مختلف وجود داشته، پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا این استقرارها در دورههای تاریخی هم تداوم داشته است و درصورت وجود این نوع استقرارگاهها ازلحاظ معیشت به چهصورت بوده است؟ در این مقاله، علاوهبر استفاده از دادههای حاصل از بررسیهای صورتگرفته، برای تحلیل دادهها از نقشههای تهیهشده از نرمافزار GIS و همچنین از نرمافزار Spss استفاده شده است. در ابتدا براساس مساحت محوطهها به چهار خوشه تقسیم شده و سپس باتوجه به نقشههای تهیهشده از GIS پنج عامل درنظر گرفته شده است. این عوامل شاملِ میزان ارتفاع از سطح دریا، میزان فاصله از رود، میزان شیب، جهت شیب و کاربری زمین است. درنهایت بهکمک نرمافزار Spss به تحلیل خوشهها و همچنین به ارتباط و همبستگی آنها با استفاده از عوامل درنظر گرفتهشده، پرداخته شده است. بر این منظور از آزمونهای یکبُعدی، رگرسیون، آرپیرسون و آماره شف از آزمون اف نرمافزار Spss استفاده شده است. براساس نتایج بهدستآمده از این آزمونها بین خوشهها با برخی از عوامل ارتباط معناداری وجود دارد. درمجموع، اکثر محوطهها در خوشههای یک و دو قرار گرفتهاند که کمتر از دو هکتار وسعت دارند. ازلحاظ استقرار، برخی از این محوطهها بهصورت استقرارهای موقت بوده که به چراگردی میپرداختند و تعدادی دیگر بهطور دقیق مشخص نیست، ولی احتمالاً استقرارگاههای ثابت بودهاند که بهصورت روستاهای کوچک کشاورزی و دامداری بودند؛ اما خوشۀ سه و چهار همگی استقرارگاههای ثابت بودند که به کشاورزی، باغداری و دامپروری میپرداختند. بهطور خلاصه میتوان دو نوع الگوی استقراری موقت و ثابت را در دورۀ اشکانی در شهرستان قروه مشاهده کرد.
حمید حریریان، عباس مترجم، امیر ساعدموچشی، سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده
در این نوشتار مصنوعات سنگی بهدستآمده از سه محوطه در بخش شرقی استان کردستان مورد مطالعه قرار میگیرد. دورۀ مسوسنگ با سنتهای سفالی متفاوت نسبت به دورۀ قبل در زاگرس نمایان میشود؛ این تغییرات در مصنوعات سنگی علاوهبر ابزارهای متنوع عمدتاً در ظهور گونهای از تیغههای بلند و تیغههای داس بسیار منظم و استاندارد ظاهر میشود. با توجه به فراوانی یافتهها، پرسش اصلی در این مقاله این است که فناوری و کارکرد ابزارها در دورۀ مسوسنگ چگونه بوده است؟ این مطالعه نشان میدهد که در این دوره برای جدا کردن برداشته از سنگمادر، در مراحل اولیه از شیوۀ ضربۀ مستقیم با چکش سخت و در مراحل بعدی ابزارسازی از شیوۀ فشاری استفاده شده است. همچنین تیغههای بلند و تیغههای داس بهدستآمده، با وجود اینکه از منظر فن تولید، شیوۀ فشاری تداوم دورۀ نوسنگی زاگرس است؛ اما ازنظر ابعاد و همچنین نسبت طول تیغهها به عرض آنها در یک طبقۀ جدید که شاخصی نویافته برای دورۀ مسوسنگ است، معرفی میشوند. وجود ابسیدین و نبود شواهدی از ساخت تیغههای داس از نوعی چخماق تیرهرنگ خالص، احتمال ساخت تیغههای تولیدشده از این گونه در کارگاههای تخصصی خارج از محوطه و وارداتی بودن آنها به این محوطهها را نشان میدهد. نتایج نشان میدهند که شروع ساخت تیغههای داس منظم از دورۀ مسوسنگ جدید آغاز میشود و مهارت ساخت این ابزارها بدونشک مرتبط با وجود افرادی است که تخصص و توانایی خاصی برای این تولیدات داشته و این ابزارها را در مناطق خاصی توزیع میکرده؛ چراکه کمترین دورریز از نوع چخماق مرغوب این تیغهها در محوطهها یافت نشده است. درحالیکه اغلب دورریزها متعلق به گونههای سنگ چخماقی هستند که در آبرفت رودخانه متصل به محوطه است.
داود آبیان، فرزاد مافی، سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده
در دو دهۀ اخیر در نتیجۀ افزایش چشمگیر فعالیتهای میدانی باستانشناسی در اقلیم کردستان عراق، محوطهها و آثار مهمی از دورۀ ساسانی کشف شده است. باوجود آنکه در دورۀ ساسانی، منطقۀ شمال عراق بخشی از قلمرو این شاهنشاهی بهشمار میرفت، اما بسیاری از ویژگیهای باستانشناختی این منطقه در دورۀ ساسانی، در محافل باستانشناسی داخل ایران ناشناخته مانده است. در این پژوهش که به روش کتابخانهای انجام شده است، تعداد 42 محوطۀ باستانی یا اثر تاریخی مربوط به دورۀ ساسانی که عمدتاً در سالیان اخیر در کردستان عراق شناسایی شدهاند، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این پژوهش دستیابی به پاسخی برای برخی پرسشهای مطرح شده دربارۀ موقعیت مکانی استقرارهای ساسانی منطقه و عوامل جغرافیایی و محیطی مؤثر بر شکلگیری آنهاست. آثار ساسانی کردستان عراق شامل انواع محوطههای استقراری، بناهای یادمانی، مجموعههای حکومتی، استحکامات، کانالهای آبرسانی، گورستانها و مراکز بومی تولید منسوجات و سفال هستند. نتیجۀ این پژوهش نشان میدهند که استقرارهای ساسانی اقلیم کردستان عمدتاً در سه ناحیه متمرکز هستند: 1. دشت شهرزور و ناحیۀ اطراف دریاچۀ دوکان، 2. دشت اربیل، 3. منطقۀ گرمیان. این مناطق که بهشکل دشتهای باز و درههای وسیع میانکوهی در حاشیۀ رودها هستند، بهدلیل برخورداری از ویژگیهایی چون ارتفاع مناسب، منابع آبی سرشار، خاک حاصلخیز و قرارگرفتن بر سر مسیرهای مهم ارتباطی، در دورۀ ساسانی اهمیت داشته و بههمیندلیل محل شکلگیری و تمرکز بیشترِ استقرارهای این دوره بهشمار میروند.
یوسف حسنزاده، دکتر مرجان مشکور، سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده
محوطۀ زیویه در مقام یکی از محوطههای کلیدی عصر آهن شمالغرب ایران (مربوط به دورۀ پادشاهی ماناها-مادها) با تنوعی از اشیای موزهای شهرتی جهانی و فهرست بلندبالایی از انتشارات دارد. بخش عمدۀ این فهرست را تکنگاریهایی تشکیل میدهند که براساس یک یا چند شئ محدود از یک مجموعه دور از بافت نوشته شده است. مقالاتی که بهصورت جامع یافتههای «منسوب به زیویه» و «حاصل از کاوش علمی» را با هم دربرگیرند، کمشمارند؛ با اینحال مقالات زیادی درمورد یافتههای زیویه منتشر شده است، اما هنوز گروههایی از مواد فرهنگی آن کمشناخته باقیماندهاند و بهقدر کفایت به آنها پرداخته نشده است، از آنجمله میتوان به «سرتیرهای استخوانی زیویه» اشاره کرد که پارهای از آنها از کاوشهای علمی و بخشی از آنها از طریق مجموعههای خصوصی و عتیقهجویان راه خود را به موزههای جهان باز کرده است. این موزهها عبارتنداز: متروپولیتن، لوور، موزه ملی ایران و موزۀ باستانشناسی سنندج. در این نوشتار به معرفی و دستهبندی 51 عدد از این سرتیرها پرداخته میشود. تعدادی از این سرتیرها پیشتر بهعنوان عاج ثبت شده بودند. پژوهش کنونی نشانداد که جنس همۀ آنها استخوان است. گرچه بهدلیل فعالیتهایی که روی آنها انجام شده بود، تشخیص نوع استخوان در اکثر آنها ممکن نشد. از نکات دیگر بررسی شده در پژوهش حاضر، این است که با توجه به جنس استخوانی سرتیرها، آیا از آنها برای جنگ استفاده شدهاند یا برای پرستیژ و حضور نمادین در مراسمهای تشریفاتی؟ نمونههای آزمایششده از سایر محوطهها نشانداده است که استخوان بهقدر کافی سخت هست که در صورت پرتاب با کمان بتواند به بدن شکار یا انسان نفوذ کند و امروزه کاربردی بودن آنها امری مسجل است و هنوز درمیان برخی قبایل از آنها استفاده میشود.
مدلهای پیشبینی بخشی از رویکردهای آماری مبتنیبر GIS هستند، که درمیان پژوهشهای باستانشناختی با توجه به توسعۀ تئوریها و ابزارهای مورداستفاده، جایگاه مهمی دارند. مدلهای پیشبینی در کنار پردازش و بررسی آماری متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر مکانگزینی محوطه و کمک به شناخت چشمانداز فرهنگی و طبیعی منطقۀ موردمطالعه، منجر به ارائه برنامه برای مدیریت بهتر میراثفرهنگی میشوند. این نوشتار نیز با رویکردی آماری-تحلیلی و با بهکارگیری دادههای حاصل از بررسی باستانشناختی، سعیدر ارائه مدل پیشبینی بخشی از منطقۀ شرق کردستان را دارد که در آن بررسی باستانشناختی صورت نگرفته است. مدلسازی پیشبینی به روش یادگیری ماشینی MaxEnt با استفاده از 11عامل بهعنوان متغیر طبیعی و همچنین دادههای حضور (محوطهها) که برای مدلسازی ضرورت دارند، انجام گرفته است. مساحت مدل به دو بخش آزمایشی (بیجار و دهگلان) و محدودۀ پیشبینی (قروه) تقسیم شده است؛ چراکه مدل پیشبینی شهرستان قروه براساس متغیرهای طبیعی و دادههای حضور شهرستانهای بیجار و دهگلان رخداده است. درنهایت نقشۀ پیشبینی به چهار کلاس بهعنوان محدودۀ با مطلوبیت خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم، تقسیم شد. محدودۀ خیلی زیاد که شامل 10% مساحت کل مدل میشود دربر گیرندۀ 59% محوطههای عصرآهن بخش شرقی کردستان میشود و در عینحال مشخص شد متغیرهای پوشش گیاهی، کاربری اراضی و فاصله از رودها از تأثیرگذارترین عوامل بر مدل بودهاند؛ همچنین دادههای اولیه در قروه، 62% از محوطهها را در مساحت 8% با مطلوبیت خیلی زیاد نشان میدهد که نشان از صحت پیشبینی دارد، و آمارۀ AUC مقدار 0.836 را نشان میدهد و مقدار یابش 0.82 برای مدل محاسبه شده است که نشان از مدل پیشبینی با ارزش رویکردی 1 دارد.