logo

جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای کتیبه

کریم حاجی‌زاده باستانی، اسماعیل معروفی‌اقدم، سعید ستارنژاد، فریبرز طهماسبی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

مقابر یا بناهای آرامگاهی یکی از مهم‌ترین عناصر معماری ایرانی - اسلامی هستند که در زمینه‌های مختلف نیاز به بررسی و پژوهش‌های موشکافانه‌ دارند. اهمیت این دسته از بناها در میان ایرانیان به‌حدی است که در هر دوره از ادوار اسلامی ایران، مهم‌ترین و پرکاربردترین هنرها و اوج تزئینات معماری مربوط به آن دوره در ساختمان آن‌ها به کار گرفته می‌شده است. به‌طور کلی تزئین در بناها نقش مؤثرتری ایفا می‌کند، چراکه اگر بنا از نظر فرم و سازه برای باستان‌شناسان و طراحان قابل‌فهم باشد، ممکن است برای عامۀ مردم چنین نباشد و این تزئینات‌اند که در نگاه اول بیننده را به خود جلب می‌کنند. این مقاله، هنر کتیبه‌نگاری را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تزئینی بناهای اسلامی در چهار مقبرۀ سلجوقی شمال‌غرب ایران یعنی گنبد سرخ، برج مدور، سه‌گنبد و گنبد کبود مورد بررسی قرار می‌دهد. روش تحقیق مقاله به‌صورت تفسیری-تاریخی بوده و سپس با رویکرد تحلیلی به مطالعۀ تزئینات چهار مقبره خصوصاً از نظر معماری، نقوش، کتیبه‌ها و موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بناها پرداخته است. همچنین علاوه‌بر بررسی مقالات، کتب و اسناد مربوط، با برداشت میدانی از مقابر مذکور، نقشه و تزئینات و سپس جدول مقایسه‌ای کتیبه‌ها و انواع آن‌ها به‌لحاظ مضمون ارائه می-شود. در این ارتباط، پرسش‌های زیر مطرح است: 1. معماری، نقوش و تزئینات مقابر سلجوقی شمال‌غرب ایران چگونه و کتیبه‌های آن‌ها از نظر مضمون به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ 2. مضامین کتیبه‌ها، در موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بدنۀ بناها چه تأثیری دارد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که کتیبه‌های مقابر سلجوقی شمال‌غرب به گروه‌های مختلفی از جمله کتیبه‌های آیات قرآنی، کتیبه با مضمون تاریخ بنا، کتیبه با مضامین دعا، کتیبه با مضمون معمار و بانی بنا تقسیم ‌می‌شوند. از طرف دیگر جایگاه این کتیبه‌ها در بناها نسبت به نوع مضمون و میزان قداست آن‌ها متفاوت بوده، به‌طوری‌که کتیبه‌های آیات قرآنی در بالاترین قسمت بنا، کتیبه‌ با مضامین دعا در ارتفاعی پایین‌تر و کتیبه‌های حاوی تاریخ‌ بنا، بانی و معمار مقبره در سطوح پایینی و بر روی بدنه بنا جای می‌گیرند.

حمید پورداود، حسین مستاجران، پرستو مسجدی‌خاک،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

کاشی زرین‌فام جدای از جنبۀ زیبایی و چشم‌نوازی به‌علت دیگری درخور توجه است و آن، تزئین حاشیۀ این کاشی‌ها با اشعاری از شاعران بلندآوازه است که جنبۀ زیبایی این کاشی‌ها را دوچندان کرده است. توجه به این کتیبه‌ها می‌تواند در برخی موارد راه‌گشای مصححان متون ادبی و رباعی‌پژوهان باشد، چراکه بعضاً صورت ضبط‌شده در کاشی‌ها با نسخ ادبی متفاوت است؛ تفاوتی که در اکثر موارد در چندین کاشی که احتمالاً هرکدام در کارگاهی متفاوت تولید شده‌اند، به یک‌صورت واحد دیده شده است و می‌تواند گویای رواج آن صورت ضبط در دوران تولید کاشی‌ها باشد. ازطرفی در مواردی به‌علت درج تاریخ ساخت روی کاشی می‌توان انتساب بعضی از اشعار به شاعری خاص را به‌واسطۀ تقدم زمانی این کاشی‌ها بر سال تولد شاعر یادشده رد کرد. لازم به ذکر است که در برخی موارد نیز تفاوت‌هایی دیده می‌شود که ناشی از اشتباه کاتب بوده که ایجاب می‌کند با رعایت احتیاط به استفاده از این کاشی‌ها اقدام شود، چراکه نویسندگان این کاشی‌ها نیز عاری از خطا نبوده‌اند. اصلی‌ترین پرسش این پژوهش این‌گونه است: آیا می‌توان کتیبۀ کاشی‌های زرین‌فام را به‌عنوان یک نسخه درنظر گرفت؟ و اگر این‌چنین است تا چه‌میزان می‌توان این کتیبه‌ها را مهم تلقی نمود؟ روش پژوهش مبتنی‌بر خواندن کتیبۀ کاشی‌ها بوده و سپس به مقایسۀ رباعیات و ابیات درج‌شده روی کاشی‌ها با صورت ضبط‌شده در نسخ ادبی اقدام شده است.

ابوالفضل عبدالهی‌فرد، منظربانو اولادقباد، شهریار شکرپور،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

در ادوار اسلامی، مسجد به‌عنوان شاخص معماری شناخته شده و دارای جایگاه ویژه‌ای است. معماری مساجد با تزییناتی همراه بود، و به مرور مملو از مفاهیمی شد که سرشار از عناصر معنایی و تزیینی در معماری اسلامی است. این تزیینات کتیبه‌ای با مضامین گوناگون قرآنی، دعایی، تاریخی و اسماءالهی و اسماء ائمه با تکنیک‌هایی نظیر کاشی‌کاری، آجرکاری و گچبری اجرا شده‌اند. تحلیل مضامین و همچنین بررسی تفاوت‌ها و شباهت‌های مضمونی کتیبه‌های دو مسجد از اهداف این مقاله است. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: چه مفاهیمی در کتیبه‌های قرآنی مساجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان به لحاظ بستر‌های سیاسی و مذهبی دو دوره مطرح می‌باشد؟ افتراق و اشتراکات کتیبه‌ها در چه زمینه‌هایی است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد به‌دلیل اختلاف مذهب در این دو دوره (تیموریان و صفویان) بیشتر کتیبه‌هایی که در گوهرشاد مشهد (تیموریان) نگارش یافته به مسائلی کلی و اصولی دین اسلام از جمله مسئله توحید و یگانگی خداوند، معاد یا مسائل کلی از این‌دست پرداخته شده است؛ ولی در کتیبه‌های مسجد حکیم ضمن پرداختن به آیاتی در این‌خصوص، آیات، سوّر و احادیثی درمورد اهل بیت؟عها؟‌ نیز دیده می‌شود. در کتیبه‌های مسجد گوهرشاد، خط ثلث بیشترین کاربرد را از میان خطوط دیگر داشته و نقوش ختایی، اسلیمی همزمان در تزیینات این بنا، نقش مهمی ایفا کرده‌اند. در مسجد حکیم اصفهان، خط شاخص در کتیبه‌نگاری، کوفی (بنایی، معقلی) است و اکثر کتیبه‌ها به‌همین خط نگارش شده‌اند. سوره‌های توبه، اسراء، جمعه، دهر، اخلاص و آیۀ‌الکرسی، از جمله سوره‌های مشترک میان این دو مجموعه است. با این‌که دو مسجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان در ساختار ساختمانی و محتوای کتیبه‌ها، دارای اشتراکاتی هستند، اما غنای تزیینی و کتیبه‌های قرآنی مسجد گوهرشاد بیشتر از مسجد حکیم می‌باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی محتوا بوده و گردآوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهده‌ی آثار جمع‌آوری و میدانی می‌باشد.

طاهره شیشه‌بری، حسین احمدی، احمد صالحی‌کاخکی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

کتیبه‌نگاری در تزئینات بناهای دوران اسلامی، از قرون اولیۀ اسلامی تاکنون موردتوجه هنرمندان قرار گرفته است. کتیبه‌ها به‌مرور زمان و در اثر عوامل مختلف آسیب می‌بینند و نیاز به مرمت پیدا می‌کنند. با توجه به این‌که هرساله در کشور، حجم گسترده‌ای از عملیات مرمتی برروی آثار تاریخیِ آسیب‌دیده، ازجمله کتیبه‌ها انجام می‌شود. با بررسی‌های صورت‌گرفته دیده شد که در اکثر موارد مرمت‌های انجام‌شده، سلیقه‌ای و گاه نادرست است. برای رسیدن به مهم‌ترین علت‌های مرمت نادرست در کتیبه‌های نوشتاری از روش کیفی و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش نظریۀ داده‌بنیاد (گراندد تئوری) بهره برده شد؛ این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی است. داده‌ها ازطریق مشاهدات میدانی و مصاحبه با 12 نفر از افراد در ارتباط با مرمت کتیبه‌ها و به‌شیوۀ نمونه‌گیری هدف‌مند جمع‌آوری شد و داده‌ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج پژوهش نشان‌داد که‌ علاوه‌بر نبود معیار موافق با مبانی نظری مرمت، با توجه به مطرح بودن مقولۀ خط و خوشنویسی، عواملی مانند تجربه‌گرایی خودمدار، تنوع دیدگاه و عدم شناخت و آگاهی کتیبه‌نگار و استادکار سنتی از قوانین مرمتی و نبود دیدگاه هنری استادکار سنتی نسبت به وجوه مختلف کتیبه‌نگاری، سوق‌دهنده به مرمت‌های نادرست بوده و البته عدم برگزاری دوره‌های آموزشی ازطرف نهادهای متولی امر مرمت نیز دخیل بوده است؛ هم‌چنین تنوع رویکردها در مرمت کتیبه‌ها و عدم توجه به قواعد حاکم‌بر هنر کتیبه‌نگاری، به‌عنوان مهم‌ترین پیامدهای مرمت کتیبه‌ها به‌شمار می‌آید. 

جواد عباسی، رویا بهادری، فدریکا کاپا، دوبراوکا جمبریه-سیمبوگر، مانفرد شراینر، ایرج بهشتی،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

بقعۀ قدمگاه در مرکز بخش زبرخان در 24 کیلومتری شــرق نیشــابور، در مسیر جادۀ نیشابور- مشهد قرار دارد که با توجه به منابع تاریخی ساخت آن، در اوایل قـرن ۱۱ه‍.ق. (قرن 17م.) شروع و در دوره‌های مختلف ادامه یافته‌است. در تزئینات معماری این بنا آن‌چه بیش از همه حائز اهمیت است، کاشی‌کاری، گچ‌بری و دیوارنگاره‌هاست. با توجه به این‌که این بنا در دوره‌های مختلف ساخته شده است و اصل بنا به دورۀ صفویه برمی‌گردد، مشخص نیست نقاشی‌ها هم‌زمان با ساخت بنا در دورۀ صفویه نقاشی شده یا در دوره‌های بعدی به بنا افزوده شده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش باید رنگ‌دانه‏ها شناسایی شوند. در این پژوهش مواد و رنگ‏های به‌کاررفته در کتیبه و دیوارنگاره‌های بقعۀ قدمگاه نیشابور با روش‌های دستگاهی آنالیز شدند. در این پژوهش از روش‌های دستگاهی SEM-EDX1، FTIR2، PLM3، XRD3 و طیف‌سنجی میکرورامان برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیل‌دهندۀ رنگ‏های به‌کاررفته در کتیبه و دیوارنگاره‌ها استفاده شده است. نتایج نشان‌دادند رنگ آبی و طلایی کتیبه، به‌ترتیب لاجورد مصنوعی و آلیاژ مس و روی (پودر برنج) بود. رنگ آبی به‌کاررفته در دیوارنگاره‌ها نیز لاجورد مصنوعی است با این تفاوت که برروی یک لایۀ قرمز اُخرا قرار گرفته است. رنگ سبز مس فتالوسیانین است که شروع استفاده از این رنگ‌دانه به دهۀ 1940م. برمی‌گردد. بررسی رنگ قرمز نارنجی وجود مخلوط سرنج و آهن اکسید یا اُخرا را نشان داد. رنگ‏های قرمز و قهوه‌ای براساس نتایج آنالیز عنصری به‌ترتیب آهن اکسید و آمبر که مخلوط آهن اکسید و مقدار کمی منگنز اکسید بودند. در زیرسازی همۀ رنگ‏ها از گچ استفاده شده‌است. با توجه به تاریخچۀ کاربرد رنگ‌دانه‌های به‌کاررفته در این بنا، این تزئینات نمی‌تواند متعلق به دورۀ صفوی باشد و وجود لاجورد مصنوعی و پودر برنج ثابت می‌کند این دیوارنگاره‌ها در دورۀ قاجار افزوده شده ‌است. با توجه به تاریخچۀ کاربرد مس فتالوسیانین، این رنگ به احتمال زیاد در دوره‌های معاصر مرمت‌شده و از رنگ‌دانه‏های اصلی بنا نیستند. 

ساناز آرین،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

محمدصالح اصفهانی، یکی از خوشنویسان و کتیبه‌‌‌نویسان مطرح دورۀ صفوی، حکومت شاه‌سلیمان و شاه‌سلطان‌حسین بوده است. براساس یافته‌ها، تعداد قابل‌توجهی از کتیبه‌های نستعلیق موجود در بناهای شهر اصفهان متعلق به وی است. افزون‌بر این، از محمدصالح، قطعات چلیپا نیز موجود است. بر این‌اساس، در مطالعات حوزۀ خوشنویسی و دست‌یابی به شیوه‌های تحلیل در آن، بررسی آثار وی حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش، بررسی تفاوت‌های موجود میان قطعات چلیپا و کتیبه‌نگاری‌های محمدصالح اصفهانی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری است. پرسش این است که، تفاوت‌های میان قطعات چلیپا و کتیبه‌نگاری‌های محمدصالح اصفهانی بنابر اصول حاکم‌بر خوشنویسی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری چیست‌؟ و دلایل آن‌ها کدام‌اند؟ فرضیۀ این پژوهش بیانگر این است که میان قطعات چلیپا و کتیبه‌نگاری محمدصالح تفاوت‌هایی وجود دارد که با توجه به اصول حاکم در سه نظام خوشنویسی ذکرشده، قابل شناخت و بررسی است. این نوشتار به‌روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعۀ نمونه‌ آثار محمدصالح اصفهانی، ازجمله کتیبه‌های موجود در سه بنای شهر اصفهان (مدرسۀ چهارباغ، امامزاده اسماعیل و سنگ قبر آرامگاه صائب‌تبریزی) و چند قطعه دست‌نویس (موجود در منابع موزه‌ای و کتابخانه‌ای) و استفاده از منابع کتابخانه‌ای تدوین شده است. نتایج پژوهش بیان می‌کند که تفاوت‌هایی در به‌کار بستن اصول خوشنویسی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری در قطعات چلیپا و کتیبه‌ها وجود دارد که دلایل مختلفی ازجمله: محتوای متن، محدودیت‌های اجرا، دانگ قلم، سطح متناسب برای اجرای قطعه یا کتیبه و... بر آن تأثیرگذار است و محمدصالح اصفهانی با آگاهی و براساس دلایل مطرح‌شده، روش و اصول متفاوتی برای خوشنویسی آثار چلیپا و کتیبه‌نگاری آثار خود اتخاذ کرده است. 

آزاده حیدرپور، فریبا شریفیان،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

مُهرها و گل‌مُهرهای ساسانی ازجمله اشیائی هستند که در تمامی‌ سطوح جامعه و سازمان‌های اداریِ ادوار تاریخی، ازجمله عصر ساسانی کاربرد داشته و از این‌رو نقش به‌سزایی در درک ما از جنبه‌های مختلف تاریخی این دوره ایفا کرده‌اند. درمیان نقوش کنده‌کاری‌شده روی مهرهای ساسانی که حکایت از باورها و اعتقادات صاحبان آن‌ها دارد، تصویر زنان نیز به‌عنوان جمعیتی مهم از جامعۀ ساسانی روی مهرها نقش بسته است. مهرهای منقوش به نقوش زنانه، به‌نوعی از منابع مهم در واکاوی جایگاه زنان در این دوره به‌حساب می‌‌آیند و بازگوی نگرش جامعه به این قشر از مردم هستند. در این پژوهش سعی‌بر آن است که به بررسی نقش‌مایه‌های زن بر مهرهای ساسانی با معرفی مهری از موزۀ بوعلی‌سینای همدان پرداخته شود. نویسندگان بر پایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدۀ مستقیم مهر مذکور، ضمن توصیف نقش‌مایه‌های زنانه بر آن، به جنبه‌های نمادپردازانه و خوانش کتیبۀ این مهر می‌‌پردازند. پرسشی که در اینجا مطرح می‌‌شود این است که چه ارتباطی میان نقش روی مهر و دارندۀ مهر وجود دارد؟ کتیبۀ روی مهر تا چه اندازه بازگوی مفاهیم زنانه است؟ مالکیت مهرهای منقوش به نقش زنان احتمالاً در اختیار زنان بوده است و این نشان از استقلال فردی و برخورداری از جایگاه اجتماعی زن در آن دوره دارد؛ اگرچه در دورۀ ساسانی زنان نسبت به مردان کمتر وارد تجارت و سیاست می‌‌شدند، اما وجود مهرهای منقوش به نقوش زنانه نشان‌دهندۀ پذیرش حضور آن‌ها و هم‌چنین جایگاه حقوقی آن‌ها در امور اداری و اقتصادی این دوره است. 

فریده کلهر،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

در گذشته، سنگ‌نگاره‌ای موسوم به «شکار شیر» از فتحعلی‌شاه در شهرری وجودداشته که بر اثر کوه‌بری کارخانۀ سیمان ری از بین رفته است. از این سنگ‌نگاره امروزه تنها قطعه‌ای کوچک باقی‌مانده است. از آنجا که قسمت اعظم این سنگ‌نگاره از بین رفته درمورد آن ابهامات زیادی وجود دارد؛ به‌طورمثال، موقعیت دقیق آن مشخص نیست و در پژوهش‌ها، سال ساختِ 1246ه‍.ق. به این سنگ‌نگاره نسبت داده شده، اما درستی آن معلوم نیست؛ هم‌چنین پیرامون نقش‌برجسته، کتیبه‌ای شامل اشعاری به نستعلیق وجودداشته که تاکنون خوانده نشده است. ازسوی دیگر، به‌دلیل نزدیکی این نقش‌برجسته به سنگ‌نگارۀ چشمه‌علی اطلاعات مربوط به این دو، گاهی به اشتباه به دیگری نسبت داده می‌شود و محققان را دچار خطا می‌کند. هدف این پژوهش آن است که تصویر روشنی از این سنگ‌نگاره به‌دست دهد و ابهامات دربارۀ آن‌را برطرف کند. این پژوهش سعی‌در پاسخ به این پرسش‌ها دارد که، موقعیت این سنگ‌نگاره بر کدام بخش کوه سرسره بوده و سال ساخت آن چه زمانی است؟ محتوای متن اشعار کتیبۀ پیرامونی آن چیست؟ چه تغییراتی در طول زمان بر این سنگ‌نگاره وارد شده و سرنوشت آن درنهایت چگونه بوده است؟ این پژوهش دارای ماهیت تاریخی-تحلیلی است و از آنجا که قسمت اعظم سنگ‌نگاره از بین رفته متون تاریخی و تصاویر به‌عنوان منابع دست اول، راهگشای پرسش‌های این پژوهش است؛ درنهایت به کمک منابع دست اول، موقعیت این سنگ‌نگاره بر کوه سرسرۀ شهرری مشخص می‌شود. نتایج نشان می‌دهد اشعار کتیبه در مدح و تمجید از فتحعلی‌شاه است و ماده‌تاریخ کتیبه، سال ساخت آن‌را 1246ه‍.ق. مشخص می‌کند؛ سرانجام زمانی بین سال‌های 1340 تا 1345ه‍.ش. در اثر انفجارهای کارخانۀ سیمان ری این سنگ‌نگاره تخریب‌شده و تنها قطعه‌ای از آن شامل دُم شیر و کتیبه‌های اطرافش باقی می‌ماند که در محوطۀ موزۀ کارخانۀ سیمان ری نگه‌داری می‌شود. 

سید فضل‎ اله میردهقان اشکذری، یدالله حیدری‌باباکمال، الهه خاکبازالوندیان،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

مجموعۀ کمالیه یکی از مهم‌ترین آثار برجای‌مانده مربوط به نیمۀ اول قرن هشتم هجری‌قمری در شهر یزد است که تاکنون در رابطه با اهمیت تاریخی و باستان‌شناختی آن مطالعاتی صورت نگرفته است. طی ساماندهی‌های انجام‌شده در دهۀ 1350ه‍.ش. 24 نمونۀ کاشی سالم یا شکستۀ زرین‌فام با نقوش گیاهی، پرنده و کتیبه از نوع ستاره‌ای (کوکبی) به‌دست آمد. با توجه به این‌که در رابطه با این کاشی‌ها هیچ نوع مطالعه‌ای و یا حتی گزارشی منتشر نشده، پژوهش پیشِ‌رو درنظر دارد تا با استفاده از شواهد تاریخی و معماری موجود به بررسی ویژگی‌های بصری، محتوایی و منشأیابی احتمالی آن‌ها براساس مقایسه با نمونه‌های موجود بپردازد؛ بنابراین پرسش‌هایی از قبیل: 1) چه اطلاعاتی از نقوش و کتیبه‌های کاشی‌های زرین‌فام مدرسۀ کمالیۀ یزد به‌دست می‌آید؟ 2) با توجه به ویژگی‌های بصری نقوش، کاشی‎های شناسایی‎شده تولید کدام‎یک از مراکز ساخت کاشی زرین‎فام هستند؟ اساس مطالعۀ کنونی را تشکیل می‌دهند. روش به‌کار رفته اسنادی و با رویکرد توصیفی-تاریخی و تحلیلی و مقایسه با نمونه‌های مشابه در جهت پاسخ‌گویی منطقی به پرسش‌ها پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد نقوش گیاهی (سه الگوی نقش با طرح گُل نیلوفر با غنچۀ شاه‌عباسی در اطراف و مرکز کاشی)، پرنده (درنای درحال پرواز با بال‌های گشودۀ درمیان نقوش گیاهی) و کتیبه (آیات قرآنی با مضامین پیروزی، تذکر و رزق و روزی و ادبیات فارسی برگرفته از شاهنامۀ فردوسی و شمس تبریزی) نمونه‌های طرح‌شده روی کاشی‌ها هستند. این انواع با توجه به کارکرد مذهبی، عقیدتی-تدفینی مجموعۀ هر یک با هدف خاصی نقش شده‌اند. علاوه‌بر آن و با توجه به مشابهت بسیار زیاد نمونه‌های موردمطالعه از نظر الگوهای طرح، نقش و کتیبه، احتمالاً کاشان مرکز عمدۀ ساخت کاشی‌ها بوده‌ است. این مهم با توجه به شاهراه‌ ارتباطی میان ری به کرمان با گذر از کاشان به یزد جهت صدور کاشی‌های زرین‌فام منطقی است.  

پروین سلیمانی، علیرضا رازقی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

مسجد عتیق شیراز از مساجد تاریخی ایران است و دارای تزئینات منحصربه‌فردی ازجمله کتیبۀ معرق سنگ و کاشی خدایخانه‌ است که توسط «پیر یحیی صوفی» از خوشنویسان به‌نام قرن هشتم ‌هجری‌قمری نوشته شده است. این کتیبه با توجه به منابع تاریخی، بارها بازسازی شده، اما در این کتیبه برخی از موارد با مرمت‌هایی مواجه هستند که بدون رعایت اسلوب نگارش کتیبۀ اصلی، کتیبۀ موردنظر بازسازی شده است که باعث خدشه وارد کردن به اصالت اثر تاریخی و منجر به بروز اشتباه‌ شده است؛ برای این اساس، پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: در بازسازی‌های انجام‌شده برروی کتیبۀ معرق سنگ و کاشی خدایخانۀ مسجد عتیق شیراز تا چه‌میزان به موضوع اصالت و ممانعت از جعل کتیبه توجه شده است؟ در بازسازی ‌کتیبۀ‌ معرق سنگ ‌و ‌کاشی خدایخانۀ مسجد عتیق شیراز مرمتگر تا چه‌میزان اصول کتیبه‌ نویسی پیر یحیی صوفی را رعایت کرده است؟ در راستای پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده در این پژوهش، به بررسی بخش‌های بازسازی شدۀ کتیبه معرق خدایخانه پرداخته شده است. بخش‌های مرمتی بازبینی شدند و با دیگر آثار پیریحیی صوفی مقایسه گردید. روش پژوهش، از نوع پژوهش‌های کیفی، گردآوری مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌‌ایی و میدانی و روش مطالعه‌ داده‌ها تطبیقی و تحلیلی‌ است. نتایج یافته‌ها، نشان‌دهندۀ این موضوع است که در بازسازی کتیبۀ معرق برخی بخش‌ها‌، تفاوت‌هایی با خط ‌پیر یحیی صوفی وجود دارد؛ این مسئله نشان‌دهندۀ عدم شناخت کتیبه از نظر ساختاری و یا رویکرد سلیقه‌‌ای در مرمت کتیبه و مداخلۀ افراطی در مرمت کتیبه‌ها که باعث خدشه وارد نمودن به اصالت اثر موردنظر است. 
 

مژگان اسماعیلی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

هندوستان با برخورداری از تنوعات بسیار فرهنگی و مذهبی، با تسلط حکومت ممالیک، دچار دگرگونی و تحول شد. در دورۀ ممالیک، حاکمان سلطنت دهلی با ایجاد بناها و آثار ارزشمند، مبدع هنر معماری اسلامی و هندی شدند. منار به‌عنوان یکی از عناصر معماری اسلامی، جدای از ایفای نقش ماذنۀ نمادی از حاکمیت اسلامی بود. منار قطب نمادی ماندگار از تاریخ غنی هند، مهارت معماری و تبادل فرهنگی است. ویژگی‌های متمایز آن مانند فرم، شفت فلوت‌دار و بالکن بر طراحی مناره‌های دیگر منطقۀ تأثیر گذاشته است. هدف از این پژوهش، واکاوی عناصر تزئینی و بازخوانی کتیبه‌های «منار قطب»، با پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها است؛ عناصر تزئینی هنر معماری اسلامی بر روی این بنا چه تأثیراتی داشته است؟ مضامین کتیبه‌ها بیانگر چه موضوعاتی است؟ روش پژوهش این جستار براساس مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی منابع دست اول، بررسی‌های میدانی و مشاهدات عینی نگارنده بوده است و با توصیف، تحلیل و بهره‌گیری از منابع تاریخی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که منار قطب تحت‌تأثیر زیبایی‌شناختی و عناصر معماری اسلامی تزئین شده است و عناصر تزئینی منار قطب، تلفیقی از عناصر اسلامی و هندی است. منار قطب اگرچه از فرم کلی مناره‌های اسلامی پیروی می‌کند، عناصری از معماری هندی را مانند کنده‌کاری‌های دقیق و پیچیده، استفاده از ماسه، سنگ قرمز و مرمر، به‌کار گرفتن گل‌های نیلوفر آبی و تزئینات زنگی‌شکل، کتیبه‌های متنوع، نقوش هندسی و گیاهی که منعکس‌کنندۀ ماهیت ترکیبی معماری هند و اسلامی است را به‌نمایش گذاشته است؛ بنابراین، می‌توان عنوان معماری «هند و اسلامی» را برای هنر دورۀ ممالیک به‌کار برد. ضمن این‌که کتیبه‌های این بنا بیانگر اهمیت مذهبی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی وهنری است. 


صفحه 1 از 1