کشاورزی نقش مهمی در رونق اقتصادی و آبادانی در دورۀ ساسانی داشته است، ساسانیان با ساخت سازههای آبی متناسب با چشمانداز محیطی منطقه و وضع قوانین جهت بهرهبرداری آب، بستر لازم برای توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فراهم آوردند. وجود رودخانههای دائمی همچون دز و کرخه در خوزستان، شرایط را مهیا کرد تا افزونبر تأمین آب موردنیاز استقرارگاههای منطقه، با ساخت سازههایی همچون پُلبند، کانال، قنات و دیگر سازههای آبی بتوانند کمبود آب آشامیدنی، صنعتی و کشاورزی دیگر مناطق دور از رودها را که خاک حاصلخیز داشتند، فراهم کنند. در اینزمینه تأمین آب شهر و زمینهای کشاورزی گُندیشاپور با فاصلۀ 15کیلومتری از رود دز، ازطریق اندامهای آبی متعددی انجامشد؛ در اینمیان، قناتهای رودخانهای، نقش اساسی در انتقال آب مطمئن رودخانۀ دز به این شهر و زمینهای کشاورزی آن داشته است. بررسیهای میدانی باستانشناختی نگارندگان، موجب شناسایی سازههای آبی جدیدی ازجمله: پلبند، قناتها و کانالهای وابسته به آن گردید که پیش از این، تنها بخش کوچکی از این آثار شناسایی شده بودند. قرارگرفتن بخش قابلتوجهی از این آثار در ضلع شرقی رودخانۀ دز و امتداد شماری از آنها تا نزدیکی گُندیشاپور، این فرضیه را که منبع اصلی تأمین آب این شهر، قناتهای رودخانهای بوده، مطرح میکند؛ مسئلهای که در نوشتههای تاریخی نیز قابل ردیابی است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که، آب دائمی موردنیاز شهر گُندیشاپور چگونه تأمین میشده و در این بین قناتهای رودخانهای چه جایگاهی داشته و ارتباط فیزیکی قناتها با شهر چگونه بوده است؟ روش این پژوهش بهصورت تاریخی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری اطلاعات مبتنیبر دادههای میدانی و منابع تاریخی است. بررسی تصاویر ماهوارهای نشان از نقش پُررنگ بهرهبرداری از قنات برای انتقال آب به گندیشاپور از رودخانۀ دز در دورۀ ساسانی داشته؛ هرچند بخشی از قناتهای دزفول، به دورهای متأخرتر از دورۀ ساسانی و حتی به عصر صفوی قابل انتساب است.
حوضۀ رود کُر واقعدر شمالغربی استان فارس یکی از مراکز اصلی شکلگیری شاهنشاهی هخامنشی محسوب میشود. بهلحاظ چشمانداز جغرافیایی و ویژگیهای اقلیمی، ناحیۀ مذکور شامل: دشتهای میانکوهی وسیع (ازجمله مرودشت و کربال)، رودخانههایی با بستر عمیق (کر و سیوند) و آبوهوایی نیمهخشک است. با توجه به این شرایط، مدیران نهادهای اقتصادی-سیاسی هخامنشی با بهرهگیری هوشمندانه از قابلیتهای زیستمحیطی منطقه با احداث سد، بند، مخزن/آبگیر و کانال به مهار و بهرهبرداری آبهای سطحی پرداختهاند. بند دختر و کانال منشعب از آن، بند بس II، برد بریدۀ II، کانال کوه رحمت، کانال کوه قونداشلو، کانال کوه ایوب، آبراهۀ دژآباد-بند امیر و... از مهمترین زیرساختهای آبی برجایمانده از دورۀ هخامنشی در ناحیۀ مورد مطالعه بهشمار میروند. شواهد این سازهها که عمدتاً در مسیر رودخانهها، مسیلهای فصلی و چشمهها طراحی و اجراء شدهاند در مناطق مختلف رود کر مانند: رامجرد، درودزن، مرودشت و کربال قابل مشاهده است. احداث زیرساختهای مزبور، شواهد گویایی از سرمایهگذاری دولتی و توجه ویژۀ شاه/شاهان هخامنشی به عمران و آبادانی سرزمین مرکزی شاهنشاهی را نشان میدهد. در پژوهش حاضر بهروش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای تلاش میشود تا شیوۀ ساخت، ماهیت کارکردی و دلایل انتساب سازههای آبرسانی به دورۀ هخامنشی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یافتههای تحقیق نشان میدهند که زیرساختهای آبی حوضۀ رود کر، آب مورد نیاز زمینهای کشاورزی، باغات، پردیسهای شاهی، استقرارهای روستایی و مجموعه بناهای وسیع و مهمی چون تختجمشید و استقرارهای پیرامون آن (ناحیۀ استقراری پرسپولیس/تختجمشید) را تأمین میکردهاند. سدها و بندها ضمن ایفای نقش پیشگفته، همچنین با مهار سیلابها مانع از آسیبدیدن زمینهای کشاورزی واقعدر پاییندست خود میشدند. شیوۀ ساخت و انتخاب مواد و مصالح در ساخت سازهها بسته به بستر محیطی و کارکرد آنها متفاوت بوده است. سدها و بندها عمدتاً با هستۀ خاکی و دیوارۀ لاشهسنگی یا با بلوکهای سنگی تراشیدهشدۀ خشکهچین شکلگرفتهاند. کانالها نیز به دو گونۀ خاکی و سنگی و یا با تلفیقی از این دو شیوه ایجاد شدهاند. سازههای مورد بحث، براساس ویژگیهای ریختشناسی، نوع مواد و مصالح، ارتباط با محوطههای پیرامون و مقایسۀ تطبیقی با سازههای مشابه به دورۀ هخامنشی منتسب شدهاند.