یکی از نخستین انواع لوازم روشنایی بهکاررفته در ایران «پیهسوزها» هستند. با اینکه معلوم نیست طرح اولیۀ این چراغهای باستانی در چهزمانی و چگونه شکلگرفته است، ساختار نهایی آنها بسی پیش از آغاز دورۀ تاریخی ایجاد و تثبیت شده است. طی دورۀ تاریخی، هرچند ساختار اصلی این چراغها تغییری نکرده، فرم آنها دستخوش تحولات متعددی شده است؛ بنابراین هدف اصلی این مقاله، طبقهبندی و گونهشناسی انواع چراغهای سفالی و مفرغی این دوره است. این مقاله قصد پاسخ به این پرسشها را دارد؛ 1. طرح پیهسوزهای سفالی و مفرغی دورۀ تاریخی ایران چه تحولاتی را پشتسر گذاشته است؟ و 2. چه عواملی در ایجاد این تحولات مؤثر بودهاند؟ بهنظر میرسد تغییرات ایجادشده در طرح پیهسوزهای سفالی این دوره عمدتاً تحتتأثیر شکل چراغهای سفالی غیربومی و تحولات صورتگرفته در طرح پیهسوزهای مفرغی نیز متأثر از پیشرفتهای فناورانه بوده است. بهمنظور پاسخگویی به پرسشهای مطرحشده و تأیید فرضیههای مربوطه، در این مقاله از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده و دادههای موردنیاز آن نیز ازطریق روش میدانی و کتابخانهای جمعآوری شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مهمترین تحولات پیهسوزهای سفالی دورۀ تاریخی را میتوان در پنج گونۀ اصلی و اساسیترین تغییرات پیهسوزهای مفرغی این دوره را نیز میتوان در سه گونۀ عمده شناسایی و دستهبندی کرد. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که در ایجاد گونههای مختلف پیهسوزهای سفالی و مفرغی عوامل متعددی تأثیرگذار بودهاند؛ بهطورمثال، پیهسوزهای سفالی هم از چراغهای مفرغی ایرانی تأثیر گرفتهاند و هم از پیهسوزهای سفالیِ یونانی و رومی. درمقابل، نقش عوامل درونی و پیشرفتهای فناورانه در تحول طرح پیهسوزهای مفرغی بسیار بارز است.
در این پژوهش به مطالعۀ گونهشناختی و شناسایی سیر تحول طراحی پیهسوزهای سفالی ایران در قرون اولیه و میانی اسلامی پرداخته شده است؛ اگرچه ابداع و ترویج کاربرد پیهسوزهای سفالی ایرانی به دوران پیش از اسلام بازمیگردد، توسعه و پیشرفت فنی سفالگری در دوران اسلامی تأثیر چشمگیری در تحول طراحی این وسیلهها گذاشته است. بر ایناساس، هدف عمدۀ این پژوهش بررسی و پیگیری گامبهگام روند طراحی پیهسوزهای سفالی ایرانی طی قرون اولیه و میانی اسلامی است. پرسش این است که، مهمترین تغییرات ایجادشده در شیوۀ طراحی و نحوۀ استفاده از پیهسوزهای سفالی ایران از ابتدای دوران اسلامی تا انتهای سدۀ ششم هجریقمری چیست؟ و این تغییرات، در بستر تاریخ طراحی پیهسوزهای سفالی، چه معنایی میدهند؟ فرضبر این است که بیشترین تغییرات پیهسوزهای سفالی ایران در این دوره با طرح کلی و تزئینات رویۀ آنها مرتبط بوده باشد. برای انجام این پژوهش از روش پژوهش توصیفی-تحلیلی استفاده و بخش بسیار زیادی از اطلاعات موردنیاز را به روش کتابخانهای جمعآوری شده است؛ همچنین، در این پژوهش، براساس رویکرد «کومار ویاس» در مطالعۀ تاریخ تحول اشیاء، وجهتمایز انواع گونههای پیهسوزهای سفالی از پنج منظر مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. این پنج منظر عبارتنداز: طرح و ساختار کلی پیهسوزها، جلوۀ ظاهری پیهسوزها، روش ساخت و تولید پیهسوزها، روش کاربرد پیهسوزها، و درنهایت رابطۀ پیهسوزها با کاربرانشان. درنهایت گفتنی است، مطالعۀ گونهشناختی پیهسوزهای سفالی اوایل دوران اسلامی در ایران حاکی از وجود سه دسته چراغ است که برپایۀ معیارهای ویاس تفاوتهای قابلملاحظهای با یکدیگر دارند. این دستهها که تاحدودی از توالی تاریخی نیز برخوردارند عبارتنداز: 1) پیهسوزهای پیالهایشکل با فتیلهگیرهای لببرگشته؛ 2) پیهسوزهای کرویشکل بدنهبسته با فتیلهگبرهای نایژهای کشیده؛ و 3) پیهسوزهای پایهدار با زیرپایههای طبقچهای. مجموع این تغییرات موجب شده است طرح پیهسوزها از یک طرح سادۀ عام و استاندارد، در دورههای اولیه، به طرحهای پیچیدۀ خاص و گاهی سفارشی، در دورههای بعدی، تبدیل شوند؛ همچنین این تغییرات نشان از آن دارد که این پیهسوزهای سفالی از وسیلههای صرفاً کاربردی، در قرون اولیۀ اسلامی، بهوسیلههایی با ارزشهای زیباییشناسانه و نمادین، در اواخر قرون میانی اسلامی، تبدیل شدهاند.