logo

جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای پارینه‌سنگی

سیروان محمدی قصریان، خلیل الله بیک محمدی،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

«قلاکمندبگ»، از جملۀ محوطه‌های مهم نوسنگیِ بدون سفالِ غرب ایران در منطقۀ «هرسین» به‌حساب می‌آید که نزدیک به یک برون‌زدِ سنگِ چرت (معدن) و در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی‌آو شکل گرفته است. شناسایی محوطه‌ای از دورۀ پارینه‌سنگی میانی در بررسی‌های اخیر در جوار تپۀ قلاکمندبگ، نشان می‌دهد که مهم‌ترین عوامل‌ شکل‌گیری محوطه‌های باستانی و حضور انسان‌هایی از دوران پارینه‌سنگی به بعد در این بخش، در وهلۀ اول؛ دسترسی به برون‌زدهای سنگ چرت به‌منظور ساخت دست‌افزار و در وهلۀ دوم؛ منابع آبی دائمی (رودخانۀ گاماسی‌آو) این منطقه بوده است. پراکنش مصنوعات سنگی در مقیاسی قابل‌توجه در سطح محوطه و نیز تعداد زیاد نمونه‌های جمع‌آوری‌ شده، نشان می‌دهد که می‌توان محوطۀ قلاکمندبگ را به‌‌عنوان یک محوطۀ اردوگاهی، در فضای باز از «پارینه‌سنگی میانی» به‌حساب آورد که با هدف تولید ابزار در کنار برون‌زدِ سنگِ چرت در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی‌آو شکل گرفته است. 

عبدالرضا دشتی‌زاده،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

دشت‌های جم و ریز، سعادت‌شهر، مرودشت، کازرون و اطراف شیراز، به‌عنوان پنج منطقه در استان‌های فارس، بوشهر و زاگرس‌جنوبی طی سال‌های 79 تا 86 ش. به‌وسیلۀ نگارنده مورد مطالعه قرار گرفت. در طی بررسی، تعداد 19 غار و پناهگاه‌های صخره‌ای از دشت جم و ریز در جنوب‌شرقی استان بوشهر شناسایی شد که تعداد 5 محوطۀ آن دارای بقایای پارینه‌سنگی بودند که دامداران محلی و عشایر، مهم‌ترین گروه‌های استفاده‌کننده از غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای در این دشت بوده، و اکثراً از ساکنان استان بوشهر هستند. در این مقاله ضمن پرداختن به عوامل تخریب نخستین استقرارگاه‌های جوامع پارینه‌سنگی در زاگرس‌جنوبی (تنها محوطه‌هایی‌که به‌وسیلۀ نگارنده بررسی شدند)، به مقایسۀ کلی انواع این تخریب‌ها در مناطق تحت‌مطالعه می‌پردازیم. فعالیت‌های معدن‌کاری و ساخت‌وسازهای غیراصولی درکنار حفاری‌های غیرمجاز از عوامل پیشتاز در تخریب‌های صورت‌گرفته به‌شمار می‌آیند. به‌دنبال آن، برداشت غیراصولی یافته‌های سنگی، یا ساخت‌وسازهای جوامع محلی به‌علت عدم آموزش و آشنایی اندک مدیریت‌های میراث‎‌فرهنگی با اهمیت آثار پارینه‌سنگی از دیگر عوامل تخریبی است. و برای جلوگیری از این تخریب، بایستی آموزش جامعۀ محلی و مشارکت آن‌ها در گردشگری غارها صورت پذیرد. معرفی این مکان‌های جذاب گردشگری با شیوه‌های مختلف، گامی مهم برای شناساندن این آثار است، و ساخت موزه و یا سایت‌موزه در غارهای مهم پارینه‌سنگی و آموزش کودکان جامعۀ محلی و کودکان گردشگر باعث پاسداری ادامه‌دار خواهد شد. در این پژوهش برای نخستین‌بار به مقولۀ آسیب‌شناسی محوطه‌های پارینه‌سنگی در ایران پرداخته است و روش کلی آن توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد کیفی است، و از نظر هدف نیز در زمرۀ پژوهش‌های بنیادی قرار می‌گیرد. اساس تحلیل‌ها بیش‌تر متکی بر اطلاعات، یافته‌ها و داده‌های بررسی میدانی است و مبحث پایانی آن نیز، ارائۀ راهکارهای عملی در باستان‌شناسی نجات‌بخشی جهت حفاظت از این‌گونه محوطه‌های باستانی و آموزش جامعۀ محلی و دانشگاهی است.  

شقایق هورشید، رحمت عباس‌نژاد‌سرستی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

چکیده 
دشت دهلران به‌دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود همواره یکی از مراکز جمعیتی در جنوب‌غرب ایران به‌شمار ‌آمده و به‌دلیل وجود رودخانه‌های دائمی و فصلی و زمین‌های حاصل‌خیز از دیرباز منطقۀ مناسبی برای سکونت و تأمین مایحتاج اولیه انسان محسوب می‌شده است. از لحاظ چشم‌انداز طبیعی این دشت به سه ناحیۀ شرقی، میانی و غربی قابل تقسیم است. ناحیۀ نخست که شامل شرق دشت است متشکل از دیواره‌ای از ارتفاعات و دامنه‌های زاگرس است. ناحیۀ دوم یا میانی شامل زمین‌های مشرف بر این ارتفاعات است که به‌وسیلۀ مسیل‌های منشعب از ارتفاعات و آب‌شست‌های جاری از آن‌ها پوشیده از سنگ و رسوبات درشت‌دانه است و ناحیۀ سوم یا غربی نیز شامل محوطه‌های استقراری نوسنگی تاکنون و زمین‌های کشاورزی است. اما در کل این سه ناحیه درکنار هم از دیرباز به‌دلیل وجود پناهگاه‌های صخره‌ای در دامنه‌های زاگرس مأمن مناسبی برای زیست انسان بوده و از طرف دیگر به‌دلیل پوشش گیاهی و جانوری مناسب، تأمین‌کنندۀ غذای موردنیاز گروه‌های انسانی به‌شمار می‌آمده است. همچنین به‌دلیل وجود شاکلۀ کنگلومرایی ارتفاعات شرقی دشت، دسترسی انسان به منابع غنی سنگ خام جهت تأمین و ساخت ابزارهای سنگی مورد نیازش بسیار آسان بوده؛ چنان‌که در بررسی زمستان 1394 ش. حجم عظیمی از ابزارهای پراکنده در نیمۀ شرقی دشت دهلران خود مؤید این مطلب بود. این پهنه که بیش از 30 کیلومتر طول دارد و در مسیر دامنۀ ارتفاعات دالپری زاگرس مشرف بر دشت دهلران تا دشت عباس را دربر می‌گیرد، پوشیده از ابزارهای سنگی است که شامل نمونه‌های شاخص پوئینت‌ها، تیغه‌ها، سنگ‌های مادر شعاعی و تراشه‌های لوالوا است. این نمونه‌ها می‌تواند نشانۀ حضور انسان دست‌کم از دورۀ پارینه‌سنگی میانی باشد. این مهم با توجه به وجود محوطه‌های استقراری نوسنگی تا اواخر دوران اسلامی نشانۀ یک روند طولانی از حضور انسان در این منطقه است.  

حمید حریریان، سامان حیدری‌گوران، عباس مترجم، الهام قصیدیان،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

عمدۀ دانش ما در مورد دوران پارینه‌سنگی در فلات ایران از کوهستان زاگرس به‌دست آمده است؛ اما در سال‌های اخیر، مطالعات پارینه‌سنگی در نقاط مختلف ایران ازجمله جنوب کوهستان البرز و مرکز فلات ایران نیز انجام شده که داده‌های ارزشمند فراوانی از دوران پارینه‌سنگی به‌دست داده‌اند. نوشتار حاضر به معرفی پناهگاه صخره‌ای سُرهه در دامنه‌های جنوبی کوهستان البرز در دهستان برغان شهرستان ساوجبلاغ می‌پردازد. مجموعه‌ی سُرهه شامل هشت غار و پناهگاه صخره‌ای است که از نخستین پناهگاه از ضلع غربی در جنوب رودخانۀ سِنج، دست‌افزارهای سنگی که بر اثر کاوش غیرمجاز در سطح پناهگاه پراکنده شده بود، به‌دست آمد. با مطالعۀ دقیق فناوری و گونه‌شناسی دست‌افزارهای سنگی مشخص گردید که فناوری لوالوا به‌وفور در ساخت آن‌ها به‌کار رفته است و در نتیجه، مجموعه را به دورۀ پارینه‌سنگی مربوط می‌سازد. فناوری دست‌افزارها بیشتر مبتنی‌بر ساخت تیغه‌ها و تراشه‌های کشیده و بلند است که بسیاری از آن‌ها از روش لوالوا به‌دست آمده‌‌اند. سنگ‌خام به‌کاررفته در ساخت این دست‌افزارها عمدتاً از توف سبزرنگ محلی است که در اطراف پناهگاه صخره‌ای سرهه و همین‌طور بر دامنۀ مقابل این پناهگاه به‌وفور دیده می‌شود. با مقایسۀ داده‌های به‌دست آمده از سرهه با محوطه‌های کوهستان زاگرس و مرکز فلات ایران، مشخص گردید که دست‌افزارهای سرهه منحصربه‌فرد بوده و شباهت اندکی با محوطه‌های مرکز فلات ایران و تفاوت‌های آشکاری با محوطه‌های زاگرس از خود به‌نمایش می‌گذارند. هدف اصلی پژوهش حاضر معرفی محوطۀ پارینه‌سنگی سرهه و داده‌های به‌دست آمده از آن است؛ زیرا تاکنون محوطه‌ای مربوط به دوران پارینه‌سنگی در این منطقه شناسایی نشده است. با مطالعۀ جغرافیای منطقه، ویژگی‌های زیستی محوطه و تحلیل گونه‌شناسی و فناوری دست‌افزار‌های پراکنده بر سطح آن، این پژوهش به داده‌هایی از دورۀ پارینه‌سنگی دست‌یافته و در نتیجه مقدمه‌ای بر بازسازی استقرار و رفتارهای انسانی در دورۀ پارینه‌سنگی در این منطقه را فراهم می‌سازد. 

سپهر زارعی،
سال 6، شماره 19 - ( 3-1401 )
چکیده

یکی از مسائل کلیدی باستان‌شناسی پارینه‌سنگی، گذرگاه‌ها و مسیرهای پراکنش گروه‌های انسانی پلیستوسن در آسیا است. یافته‌های پارینه‌سنگی اخیر در کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های جنوبی ایران، بیانگر اهمیت این منطقه در پراکندگی گروه‌های انسانی پلیستوسن است. در بررسی هیأت زمین‌شناختی مشترک فرانسوی-ایرانی در سال 1356 ه‍.ش.، توسط «تیبو»، «دوفور»، «مرسیه» و «قاجار»، یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های پارینه‌سنگی در نوار ساحلی شمالی خلیج‌فارس و دریای عمان در سال‌های پیش ‌از انقلاب اسلامی شناسایی شد. در طی این بررسی، مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی قابل‌توجهی در سطوح فرسایشی جمع‌آوری شد، اما گزارش نهایی یافته‌های پارینه‌سنگی هرگز منتشر نشد. در این نوشتار، ویژگی‌های ریخت‌فن‌آوری این مجموعه که هم‌اکنون در بخش پارینه‌سنگی موزۀ ملی ایران نگه‌داری می‌شود، مطالعه‌شده است. مهم‌ترین ویژگی این مجموعه، صنعت سنگ‌مادر-تراشۀ پارینه‌سنگی قدیم است؛ هرچند درخصوص شواهد آشولی اطمینان چندانی نیست. شواهد پارینه‌سنگی میانی در این مجموعه، شامل برداشته‌های لوالوا، سنگ‌مادرهای دیسکی/نیمه‌مرکزگرا، و خراشنده‌ها برروی تراشه، به‌ویژه خراشنده‌های عرضی و اریب است؛ اگرچه شواهد برای انتساب این نمونه‌ها به فرهنگ موستری کافی نیست. شمار کم تیغه‌ها و فقدان ریزتیغه، اظهارنظر دربارۀ صنایع پارینه‌سنگی جدید/فراپارینه‌سنگی را دشوار کرده است. تعداد اندک تیغه‌ها و وجود سنگ‌مادر تیغه/ریزتیغه تک‌سکویی، و همچنین یک تیغه قطع‌شده، تنها شواهد پارینه‌سنگی جدید/فراپارینه‌سنگی است. مطالعۀ این مجموعه اطلاعات جدیدی درخصوص رفتار فن‌آورانه شکارگر-گردآورندگان پلیستوسن در این بخش کمتر شناخته‌شده فلات ایران را در اختیار گذاشته، و ظرفیت بالای کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های شمالی خلیج‌فارس و دریای عمان در مطالعات باستان‌شناسی پلیستوسن و آزمودن فرضیه‌هایی هم‌چون -خروج از آفریقا- و -پراکنش‌های ساحلی- را نشان می‌دهد.

فریدون بیگلری، عبدالرضا دشتی زاده، سپهر زارعی، صارم امینی، طاهر قسیمی،
سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده

فناوری مرکب آشولی در حدود 1.7 میلیون سال پیش در آفریقا پدیدار شد و تا حدود 1.5 میلیون سال پیش در غرب و جنوب آسیا منتشر شد. پراکنش آشولی به جنوب آسیا طی پلیستوسن قدیم نشان می‌دهد که ایران یا حداقل بخش‌هایی از آن نیز طی این زمان در محدوده پراکنش فرهنگ آشولی قرار داشته است. ایران از این‌لحاظ همچون پل ارتباطی بین دو منطقۀ مهم شبه‌جزیرۀ عربستان و شبه‌قارۀ هند است که هر دو منطقه دارای شواهد غنی از فرهنگ آشولی‌اند. در نتیجه ایران، خصوصاً جنوب آن به‌طور بالقوه اهمیت بسیار زیادی در شناخت چگونگی پراکنش این فرهنگ و ویژگی‌های آن دارد. اما باوجود اهمیت این منطقه، اطلاعات ما از استقرارهای پارینه‌سنگی قدیم، خصوصاً آشولی در آن بسیار اندک است. در این پژوهش یافته‌های جدیدی از منطقۀ دهتل در هرمزگان معرفی می‌شوند که ازلحاظ فناوری و گونه‌شناسی قابل انتساب به فرهنگ آشولی هستند. در بررسی مقدماتی این محوطۀ وسیع که بین رشته‌کوه پرلاور و روستای دهتل واقع‌شده، مجموعۀ کوچکی از دست‌تراش‌های سنگی گردآوری شد که شامل یک تبردستی، یک خراشندۀ انتهایی بزرگ، یک سنگ‌مادر و یک تراشۀ بزرگ است که در محدودۀ کوچکی در حاشیۀ روستای دهتل یافت شدند. علاوه‌بر این در بررسی بخش بالایی مخروط‌افکنه‌های آبرفتی کوه پرلاور و تنگۀ خشووه تعدادی تخته‌سنگ‌های نیمه‌مدور بررسی شدند که در سطح دو نمونۀ آن‌ها آثار برداشت تراشه‌های بزرگ مشاهده شد. در این پژوهش ویژگی‌های فناوری و گونه‌شناسی یافته معرفی و در بستر منطقه‌ای موردبحث قرارگرفته‌اند.


صفحه 1 از 1