لیلا مکوندی، محسن دانا، سید رضا رافعی، سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده
در شرق باستان، مهرهای استوانهای برروی اشیاء گِلی و بهویژه گلنبشتهها بهعنوان نماد هویتی اشخاص و مراکز اداری بهکار میرفت. اما کشف نمونه سفالهایی که برروی آنها مهر استوانهای زده شده، چالش جدیدی را پیشِروی باستانشناسان نهاده است. با توجه به تعداد اندک سفالهای مهرشدۀ بهدستآمده، آنچه باستانشناسان را در برخورد با این موارد به چالش وامیدارد، پاسخ به دو پرسش اصلی است؛ کاربرد سفالهای مهرشده چه بوده است؟ و اینکه آیا اساساً میتوان گاهنگاری دقیقی برای این نمونه قطعات سفالی ارائه کرد؟ یکی از نمونههای بهدستآمده، قطعه سفالی مهرشده از محوطۀ قلعهاسرار در خراسان جنوبی است که ارائه گاهنگاری و شناخت کاربرد آن هدف محوری پژوهش حاضر است. بدینمنظور تلاش گردیده است که در ابتدا به مسألۀ سفالهای مهرشده، با توجه به بستر زمانی و مشکلات و چالشهای مطالعۀ آنها پرداخته شود، سپس نمونۀ قلعهاسرار ازنظر گونهشناسی سفال، سبک و نقش مهر استوانهای روی آن بررسی و تحلیل گردد.پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تطبیقی و تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش بهروش میدانی و کتابخانهای انجام شده و از پژوهشها و نظریههای مختلف در این زمینه بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که سفال مهرشدۀ قلعهاسرار تولید محلی و مهر آن نیز بهسبک محلی با نقشمایههای رایج مربوط به نیمۀ نخست هزارۀ اول پیشازمیلاد، است. احتمالاً این ظرف برای جابهجایی کالا به این محل مورد استفاده قرار گرفته است.
بیش از صد سال است که محققان با قرائت متون آشوری، به مکانیابی جاینامهای ذکرشده در این کتیبهها پرداختهاند. برخی از این جاینامها در مرزهای شرقی قلمرو امپراتوری آشورنو و در غرب ایران قرار داشته که یکی از آنها پادشاهی الیپی بوده است. اکثر باستانشناسان پادشاهی الیپی را در شمال پیشکوه لرستان و جنوب کرمانشاه مکانیابی کردهاند، اما طی دهههای اخیر، بعد از انتساب «سفال نوع لرستان» به اقوام الیپی توسط «لوئیس لوین» و بعد از آن بهوسیلۀ «یانا مدودسکایا»، محققان به تحلیل یافتههای فرهنگی، ازجمله این نوع سفال در قالب پادشاهی مورد بحث پرداختهاند. دلیل انتساب سفال نوع لرستان به اقوام الیپی توسط باستانشناسان، همزمانی و پراکنش این نوع سفال در محدوده و قلمرو درنظر گرفته شده برای پادشاهی الیپی است. پژوهش حاضر درپی این است که با استفاده از رویکرد نظری «باستانشناسی تاریخی» که به تفسیر اطلاعات متون تاریخی در بستر دادههای باستانشناختی اتکا دارد، تحلیلی دقیق و همهجانبه از این موضوع ارائه دهد. اما پرسش اینجاست که میتوان با بهرهگیری از متون آشوری و مکانیابی احتمالی یک پادشاهی، یک گونۀ سفالی را به آن فرهنگ نسبت داد؟ پژوهش حاضر درپی این است که با تحلیل همهجانبۀ مدارک تاریخی و یافتههای باستانشناسی، نتیجهگیری منطقی در باب فرضیۀ مطرحشده ارائه دهد. نتایج این مطالعه نشاندادند که با توجه به دادههای کنونی، انتساب یافتههای باستانشناسی نیمۀ نخست هزارۀ اول پیشازمیلاد پیشکوه لرستان، همانند سفال نوع لرستان به پادشاهی الیپی، قابلقبول نیست؛ درواقع، این انتساب باید در حد یک فرضیه مطرح شود، و مبنا قراردادن آن برای تحلیل یافتههای محوطهها سبب گمراهی و نتایج نادرست خواهد بود، چراکه از یکسو مدارک قطعی تاریخی برای مکانگزینی دقیق پادشاهی الیپی در پیشکوه لرستان وجود ندارد؛ و ازسوی دیگر، الگوی زیست مبنیبر کوچنشینی در این منطقه، امکان تطبیق محدودۀ پراکنش دادههای باستانشناسی همانند سفال نوع لرستان را با اطلاعات تاریخی موجود در متون آشوری نمیدهد.