حسامالدین جاویدنیا، علی هژبری، سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده
غرب ایران در هزارۀ اول قبلازمیلاد سرشار از رخدادهای تأثیرگذار در زمان حکومتهای آشور و اورارتو بود. در این برهۀ تاریخی، حکومت محلی ماناها همواره ازطرف آشوریان و اورارتوها مورد هجوم قرار میگرفت. در اینمیان نیاز به دفاع از سرزمین، ماناها را مجبور به ساخت بناهای مستحکم برای جلوگیری از غارت و تخریب کرد. گویا در این زمان، سازهای بزرگ در محل موسوم به «تپۀ زیویه» ایجاد شد که ازطرف محققین بهعنوان «قلعه» یا «کاخ-دژ» معرفی شده است. در این مقاله با توجه به ساختار اصلی بنای زیویه و نیز گورستانهای فراوان در اطراف این بنا، پیشنهاد شده که به کاربری زیویه بهعنوان «نیایشگاهی بزرگ» نیز توجه شود. با نگاهی دقیقتر به این بنا و محوطههای یافتشده در اطراف تپۀ زیویه میتوان گفت که در این برهه، ماناها جدای از ساختن قلعه، بناهایی نیز برای انجام مراسم آئینی و تشریفاتی ساختهاند که کاربرد نیایشگاهی داشتهاند و باید این مورد را نیز درنظر داشت که در هر حکومتی دین و فرایض دینی از نکات مهمی است که موردتوجه دولتها بوده است. پرسش مهمی که میتوان مطرح کرد این است که اگر کارکرد بنای مکشوف در زیویه، قلعه نباشد پس کاربری اصلی این بنا چیست؟ با این توضیح نگارندگان تلاش کردهاند تا در این مقاله این فرضیه را مطرح نمایند که کاربری احتمالی بنای تپۀ زیویه بهعنوان نیایشگاهی درحدود سدههای ۹ تا ۷ ق.م. در غرب ایران بوده است. در این مقاله با رویکردی تحلیلی-تاریخی و با بهرهگیری از مطالعات میدانی و کتابخانهای به کارکرد اصلی بنا و بررسی دادهها و ارتباط آنها پرداخته شده است.
در باستانشناسی برای بازسازی محیط طبیعی بهمنظور پیبردن به چگونگی انتخاب سکونتگاههای باستانی، از علم جغرافیا مدد میجوییم؛ چراکه تأثیر متقابل انسان و محیط درطول حیات کرۀ زمین امری بلامنازع بوده و هست. مقالۀ حاضر نتیجه دو فصل بررسی میدانی در سالهای 1393 و 1396 ه.ش. در جنوبغربی شهرستان کلیبر در حوزۀ ارسباران در استان آذربایجانشرقی است. هدف بررسی در فصل اول شناسایی محوطههای باستانی بهمنظور نجاتبخشی در محدودۀ سد پیغامچای بود که طی این بررسی 18 کورگان و 11 محوطه از ادوار مختلف تاریخی بررسی و شناسایی گردید. با توجه به کورگانهایی که در محدودۀ این سد بررسی و شناسایی شد و منحصربه فرد بودن آنها بهطور خاص در شمالغرب ایران، فصل دوم مطالعات در نظر گرفته شد. ازاینرو در سال 1396 هـ.ش. مجدداً منطقۀ مزبور بررسی شد، طی این بررسی عوامل مؤثر بر شکلگیری و پراکنش استقرارهای انسانی و نحوۀ توزیع فضائی-مکانی سکونتگاهها در مطالعات لحاظ گردید. در فصل دوم، تعداد 19 کورگان و 24 محوطه از ادوار مختلف تاریخی با دو نوع الگوی استقراری شناسایی شد، که شامل استقرارهای یکجانشین و کوچنشین بودند. از مجموع 72 اثر فرهنگی-تاریخی شناسایی شده، 45 اثر تاریخی فرهنگی مربوط به محوطهها یا تپههای هزارۀ اول قبلازمیلاد است که 37 اثر از این تعداد کورگان است. این مقاله بر آن است تا نقش عوامل زیستمحیطی-جغرافیایی مؤثر از قبیل ارتفاع از سطح دریا، میزان شیب و درصد آن، دسترسی به منابع آب و زمینهای با قابلیت استقرار را در شکلدهی فضاهای زیستگاه انسانی هزارۀ اول قبلازمیلاد، در شهرستان کلیبر بررسی کرده و در آخر الگوی زیستی بهجایمانده از سههزارسال پیش تاکنون را در زندگی ایلی عشایر امروز تحلیل نماید. نتیجۀ این تحقیق ثابت کرد که بهترین گزینه برای انتخاب محل سکونت نزدیک به منابع آب بوده و بهجز 4 محوطه، بقیۀ محوطهها در فاصلۀ 0-500 متری منابع آب بودند. بهدلیل مراتع مناسب برای چرای دام از گذشتههای دور منطقه برای استقرار فصلی مناسب بوده و حتی در حالحاضر هم عشایر نیمی از سال را در آنجا میگذرانند. ارتفاع 1700-1400 متری نیز که ارتفاع مناسبی برای اسکان انسان است عامل مهمی در سکونتگزینی انسان هزارۀ اول قبلازمیلاد است. ازطرفی شکلگیری محوطهها در شیبهای آفتابگیر بوده است، در بررسی زمینهای با قابلیت استقرار شکل تپهماهوری محدودۀ شمال رودخانۀ کلیبرچای نشان داد بهدلیل امکان طغیان رودخانهها استقراری ایجاد نشده و در بخش جنوبی احتمال داده میشود بخشی از آثار باستانی زیر رسوبات مدفون باشد.
روش مغناطیسسنجی بهدلیل نداشتن اثرات مخرب محیطی یکی از بهترین روشها در اکتشافات باستانشناسی بهشمار میآید. قلعۀ اورارتویی بسطام با 80 هکتار مساحت یکی از سه قلعۀ بزرگ اورارتوها در شمالغرب ایران است که در 9 کیلومتری شهر قرهضیاءالدین در شمال استان آذربایجانغربی واقع شده است. هدف از انجام این پژوهش، شناخت بهتر این محوطه با استفاده از دانش نوین و شیوههای جدید بررسی در باستانشناسی بدون کوچکترین دخالت در محوطه است. پرسش مطرحشده در این پژوهش درخصوص شناسایی معماری اورارتوها در بخش محوطۀ مسکونی و بخش شرقی قلعه است. این پژوهش با استفاده از روش مغناطیسسنجی به شناسایی ساختارهای زیرسطحی محوطۀ باستانی قلعهبسطام پرداخته است. به اینمنظور دادههای مغناطیسسنجی در محدودۀ موردنظر برداشت شده و پس از تصحیحات لازم روی دادهها، نقشههای آنومالی مغناطیسی تهیه گردید. نقشههای حاصل از بررسی مغناطیسسنجی و دادههای بهدستآمده از گمانههای باستانشناسی نشاندهندۀ وجود ساختارهای معماری منظم و متراکم در بخش محلۀ مسکونی است. فضاهای معماری درجهت شرقی-غربی و در امتداد هم گسترش یافتهاند و از قطعات سنگ در ابعاد بزرگ و متوسط با ملات گِل در ساخت آنها استفاده شده است. ساختار معماری در بخش شرقی شامل بناهای تکواحدی است که احتمالاً برای استفادۀ طبقات پایین جامعه بوده است. در جنوب قلعه بقایای لایههای خاکستر و کف سنگفرش بهدست آمده که نشاندهندۀ وجود لایههای استقراری اورارتویی است و در سمت غرب قلعه در امتداد رودخانۀ آغچای بخشی از بقایای کانال آبرسانی دیده میشود که نشاندهندۀ استفاده ساکنان از این کانال جهت تأمین آب قلعه است که از قطعات سنگ با ملات گِل و آهک ساخته شده است.