بخش اعظمی از ایران در مناطق خشک قرار گرفته است، بههمیندلیل از گذشتههای دور تدابیر گوناگونی برای مدیریت آب و بهخصوص آبهای سطحی انجام شده است. آبوهوای خشک، کمبود ریزش باران، فصلی شدن آب رودخانهها و خشکشدن تدریجی رودها، زمینهساز اندیشۀ ذخیرۀ آب بهصورت بند و قنات و آبانبار در ذهن انسان گردید. آبانبارها بسته بهشرایط اقلیمی و اجتماعی هر منطقه، طراحی متفاوتی دارند، همچنین معماری چنین بناهایی در مناطق مختلف تحتتأثیر معماری محلی قرار گرفته است. مدیریت بهینۀ نزولات جوی اندک در چند روز از سال در منطقهای که بهدلیل بافت زمینشناسی سفرههای آب زیرزمینی ناچیز و شوری دارد، نشانۀ نبوغ ساکنان فلات ایران برای ذخیرهسازی آب بود. با پیشرفت این سنت، بهخصوص در طی ادوار اسلامی بر تعداد استقرارگاههای منطقه افزوده شد؛ ازجمله سازههای ذخیرۀ آب، یکی آبانبارها بوده که در مسیر سیلاب ساخته میشدند تا آبهای سطحی پس از باران به آنها هدایت شده و جهت مصارف مختلف استفاده شود. پرسش این است که، با توجه به کمآبی منطقه آیا میتوان با احیاء فنون گذشته به بازسازی این سازه بهصورت امروزی پرداخت؟ با توجه بهمیزان بارندگی اندک اما سیلآسای جنوب کشور، بِرکَهها علاوهبر تأمین بخش مهمی از آب ساکنان، حکم سیلگیر را دارند و با یک باران در پایان فصل تابستان و چند بارش در فصل زمستان تمامی چندینهزار برکۀ جنوب کشور پر میشوند. اما با وابستگی این مناطق به آب سدها علاوهبر فشار به منابع آبی کشور، این سنت تاریخی رفتهرفته رو به فراموشی است. با اینوصف، از نتایج حاصل در این پژوهش این است که با اتکاء به آمار بهنظر میرسد احیاء برکهها -با حمایتهای دولتی و با طراحی امروزی از الگوهای تاریخی- امکان تأمین آب برای ساکنان منطقه فراهم خواهد آمد.
کرانهها و پسکرانههای پهنۀ دریای پارس بخش بزرگی از جنوب ایران است که درطول تاریخ موردتوجه بوده و استقرارهای بسیاری در این بخش از ایران شکل گرفته است. موقعیت و شرایط جغرافیایی نقش مهم و تعیینکنندهای در شکلدادن تجارت، اقتصاد و اوضاع اجتماعی دریای پارس داشته است. این دریای نیمبسته ازنظر وضع طبیعی و اقتصادی و موقعیت نظامی و سیاسی دارای ارزش بهسزایی است؛ همانطورکه حیات اقتصادی و اجتماعی بینالنهرین به دو شاهرگ آبی آن، یعنی دجله و فرات وابسته است و همانگونه که رود نیل نقش اصلی و کلیدی را در تاریخ مصر بازی میکند، بههمان نسبت دریای پارس را میتوان گلوگاه مهم و حیاتی تاریخ و تمدن و اقتصاد ایران دانست. این دریای کوچک و زرخیز در طول هزاران سال همچون سفرهای پر نعمت آغوش خود را بر ایرانیان و دیگر ملل مجاور باز کرده تا ساکنان سواحل آن، از ذخایر متنوع و گوناگونش بهرهمند شوند. پژوهش حاضر به معرفی اشیاء سفالی که به گوپال مشهورند و بیشتر در نیمۀ جنوبی ایران، بهویژه در کرانهها و پسکرانههای دریای پارس بهوفور یافت میشوند، پرداخته است. علت نامگذاری این اشیاء سفالی دقیقاً مشخص نیست. نمونههای اولیۀ اشیاء مذکور از بوشهر و خوزستان گزارش شده است. طی مطالعات حاضر در کرانهها و پسکرانههای شمالی دریای پارس تعداد بسیاری از این اشیاء مورد شناسایی قرار گرفته است. در این پژوهش جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانهای و بازدید میدانی از برخی محوطههای حوزۀ موردمطالعه استفاده شده است. پرسشهای اصلی پژوهش حاضر عبارتنداز: گوپالها به چه بازۀ زمانی قابل تاریخگذاری هستند؟ کاربرد گوپال چیست؟ پراکنش گوپالها در چه مناطقی است؟ علاوهبر معرفی گوپالها و بررسی ویژگی فنی آنها دربارۀ کاربرد و تاریخگذاری نسبی این اشیاء بحثشده و نقشۀ پراکنش این اشیاء در فلات ایران ارائه شده است.