پس از کشف نیایشگاههای صخرهای ایران در چنددهۀ اخیر، ماهیت این آثار همواره موردبحث بوده است. ردپای بسیار کمرنگ و مبهمی از عصر پدیدآمدن این آثار بهجای مانده که امکان گاهنگاری و کاربری دقیق و مطلق را برای پژوهشگران و علاقهمندان آثار صخرهای دشوار کرده است. ازسویی دیگر، ماهیت صخرهای و غار بودن این محلها بیشتر پژوهشگران را بر آن داشته که آن را به آیین مهرپرستی نسبت دهند؛ و این درحالی است که هیچ شواهدی از آیین مهرپرستی در این فضاهای قُدسی کشف و شناسایی نشده است. نیایشگاههای صخرهای ازجمله آثار ارزشمند معماری ایرانی هستند که در یکبازۀ زمانی طولانی شکل گرفتهاند و بهدلیل تداوم سنتها یا کندبودن روند تحول، تاریخگذاری دقیق آنها کاری دشوار است. ازجمله آنها، نیایشگاه صخرهای «کؤهولومَچید» در شهرستان مراغه (آذربایجانشرقی) است که تاکنون مطالعات منسجم و خاصی پیرامون آن انجام نشده است. با این تفاسیر، انجام این پژوهش درصدد پاسخگویی به دو پرسش بنیادی در رابطه با فضای دستکند صخرهای کؤهولومَچید است: 1). گاهنگاری نسبی و زمان شکلگیری فضای دستکند چه بوده است؟ ۲). ماهیت نیایشگاه دستکند متعلق به کدام گروههای مذهبی است؟ فرضیههای مطرحشده درراستای پرسشهای فوق عبارتاند از: کاربری بهعنوان یکی از فضاهای آیینی-مذهبی پیروان ادیان غیراسلامی ساکن مراغه دورۀ ایلخانی بهخصوص بوداییها و زمان ایجاد آن براساس مبانی گاهنگاری نسبی که بهصورت تطبیقی انجام میگیرد، مربوط به دورۀ ایلخانی است. شواهد این ادعا در نیایشگاه دستکند صخرهای کؤهولومَچید وجود دارد که درراستای انجام پژوهش بررسی شده است. این پژوهش در پی آن است که ضمن بررسی این نیایشگاه، ازطریق مطالعۀ تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ و کارکرد قابلقبولتری برای این نیایشگاه ارائه دهد. هرچند که پژوهشهای ژرف و دقیق به گمانهزنیهای باستانشناختی و علمی نیاز دارد، با اینحال باتوجه به مدارک موجود و براساس پژوهش حاضر، این ساختار صَخرهای در دورۀ ایلخانی ایجاد شده و ماهیت کاربری آن، نیایشگاه مذهبی برای ادیان غیراسلامی ازجمله بودایی و مسیحیت پیشنهاد میشود؛ که با اصلاحات مذهبی ایجادشده در دورههای بعدی، نام مسجد به خود گرفته است.
حسامالدین جاویدنیا، علی هژبری، سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده
غرب ایران در هزارۀ اول قبلازمیلاد سرشار از رخدادهای تأثیرگذار در زمان حکومتهای آشور و اورارتو بود. در این برهۀ تاریخی، حکومت محلی ماناها همواره ازطرف آشوریان و اورارتوها مورد هجوم قرار میگرفت. در اینمیان نیاز به دفاع از سرزمین، ماناها را مجبور به ساخت بناهای مستحکم برای جلوگیری از غارت و تخریب کرد. گویا در این زمان، سازهای بزرگ در محل موسوم به «تپۀ زیویه» ایجاد شد که ازطرف محققین بهعنوان «قلعه» یا «کاخ-دژ» معرفی شده است. در این مقاله با توجه به ساختار اصلی بنای زیویه و نیز گورستانهای فراوان در اطراف این بنا، پیشنهاد شده که به کاربری زیویه بهعنوان «نیایشگاهی بزرگ» نیز توجه شود. با نگاهی دقیقتر به این بنا و محوطههای یافتشده در اطراف تپۀ زیویه میتوان گفت که در این برهه، ماناها جدای از ساختن قلعه، بناهایی نیز برای انجام مراسم آئینی و تشریفاتی ساختهاند که کاربرد نیایشگاهی داشتهاند و باید این مورد را نیز درنظر داشت که در هر حکومتی دین و فرایض دینی از نکات مهمی است که موردتوجه دولتها بوده است. پرسش مهمی که میتوان مطرح کرد این است که اگر کارکرد بنای مکشوف در زیویه، قلعه نباشد پس کاربری اصلی این بنا چیست؟ با این توضیح نگارندگان تلاش کردهاند تا در این مقاله این فرضیه را مطرح نمایند که کاربری احتمالی بنای تپۀ زیویه بهعنوان نیایشگاهی درحدود سدههای ۹ تا ۷ ق.م. در غرب ایران بوده است. در این مقاله با رویکردی تحلیلی-تاریخی و با بهرهگیری از مطالعات میدانی و کتابخانهای به کارکرد اصلی بنا و بررسی دادهها و ارتباط آنها پرداخته شده است.