logo

جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای نگارگری

عباس نامجو، نازگل حقی،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

شاهنامۀ مدحی در نیمۀ اول سدۀ هفدهم م. توسط هنرمندان عثمانی نگارگری شده است. معرفی این کتاب و بررسی نگاره‌های آن از این جهت حائز اهمیت است که نگارگری عثمانی در منظومۀ تاریخ‌ هنر اسلامی و به‌ویژه در ایران به‌واسطۀ قرابت، ارتباطات و کشمکش‌های زیادی که فیمابین دولت صفوی و عثمانی وجود داشت، می‌تواند گره‌گشای بسیاری از مباحث پیرامونی قلمرو فرهنگ و هنر این دو کشور باشد و هم اینکه تحلیلی تاریخی پیرامون نام و هویت تاریخی یکی از نسخ معتبر شاهنامه به زبانی غیر از فارسی در خارج از کشور انجام می‌گیرد. این کتاب به خط عربی و به زبان ترکی استانبولی تحریر شده است. کتاب ترجمۀ ترکی یکی از متون ایرانی است که آوازه‌ای جهانی دارد. این پژوهش با هدف شناخت و آگاهی از هنر دورۀ عثمانی و تأثیرات فرهنگ و ادبیات ایران بر آن هنر انجام شده است. برای مطالعه‌ و تحقیق بر روی این کتاب به مخزن کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا در سوئد مراجعه شده است. کتابخانه، این کتاب را با عنوان شاهنامۀ 29مینیاتور ثبت کرده است. برای تحلیل و جمع‌آوری اطلاعات در مورد نگاره‌های این کتاب علاوه‌بر استناد به اصل نسخه، به کتاب‌های هنر اسلامی به‌خصوص نگارگری عثمانی به‌ویژه عثمان دوم که نگارش این کتاب به فرمان او انجام شده، رجوع گردید. این پژوهش به‌شیوۀ اسنادی و با رویکرد تاریخی و به‌روش تحلیلی انجام گرفته است. نتایج این تحقیق نشان‌ می‌دهد که نگارگری عثمانی با وجود تأثیرپذیری از نگارگری ایرانی و نقاشی اروپایی راه خود را ادامه داده و با روش خود به آن‌ها هویت مستقل بخشیده است. با توجه به نوع ترکیب‌بندی‌ها، نگاره‌های این شاهنامه در سه سبک جای می‌گیرند که احتمالاً توسط سه نگارگر کار شده است.

حسین بهروزی‌پور،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

اندیشه و تفکر ناب دینی و عرفانی در ذهن هنرمندان مسلمان سبب‌شده در تمام آثار هنری اسلامی روح مشترکی پدیدار شود. شناخت ماهیت و هدف هنر اسلامی در سدۀ اخیر موردتوجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرارگرفته و پژوهش‌های آنان به طرح نظریات مختلفی دربارۀ فلسفه و حکمت هنر متعالی اسلامی منجر شده است. «تیتوس بورکهارت» و «سید‌حسین نصر» ازجمله اندیشمندانی هستند که با رویکردی سنت‌گرایانه و برپایۀ دیدگاه‌های دینی و عرفانی به تبیین چیستی، چرایی و چگونگی هنر اسلامی -معماری، هنرهای کاربردی و هنرهای تجسمی- پرداخته‌اند. پرسش این است: نگارگری اسلامی ایران برمبنای دیدگاه‌های اندیشمندان سنت‌گرایی چون تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر در چه ویژگی‌هایی با هنرهای اسلامی دیگر اشتراک دارد؟ در این مقاله، ویژگی‌های بصری و محتوایی نگارگری اسلامی ایران برپایۀ دیدگاه‌های دینی و عرفانی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی تبیین‌شده و میزان همسانی نگارگری ایرانی در صورت، بیان‌ و معنا با سایر هنرهای اسلامی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این‌اساس پس از گردآوری برخی از نظریات تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی و بررسی تعدادی از آثار نگارگری دوران اسلامی به‌شیوۀ اسنادی، داده‌های به‌دست‌آمده با روش توصیفی و مقایسه‌ای تدوین شده است؛ درنهایت تحلیل داده‌ها به‌روش استدلال استقرایی به انجام رسیده است. براساس یافته‌های پژوهش، عناصری مانند: فرم یا صورت، رنگ، فضاسازی، عدم بعدنمایی و بهره‌مندی از نوشتار (در قالب شعر) به نگارگری ایران، همانند سایر گونه‌های هنر و معماری ایران معنا و مفهوم ویژه‌ای بخشیده‌اند. ازسوی دیگر، صورت، بیان و معنا در نگارگری اسلامی ایران با آراء و دیدگاه‌های عرفانی-دینی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر هم‌سو است و این آراء، تنها دربارۀ نگاره‌های غیرمذهبی و درباری صادق نیست.

مهدی کُردنوغانی، علی سلمانی،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

 محمدزمان، نقاش عصر صفوی، در برخی از آثار خود به تقلید از آثار فرنگی و کپی‌برداری از آن‌ها پرداخته است. او هم‌چنین در برخی از آثار اصیل خود که مضمونی سنتی دارند، برخی از شیوه‌های نقاشی عصر جدید غربی را به‌کار گرفته است. در میان این شیوه‌ها، پرسپکتیو اهمیتی ‌بسزا دارد. محمدزمان در آثار تقلیدی خود پرسپکتیو را صحیح به‌کار گرفته، اما در آثار اصیل او گاه پرسپکتیو به‌صورت صحیح و گاه نادرست انجام شده ‌است. تا پیش از این، برخی از مفسران (هم‌چون کریم‌زاده تبریزی) بر این عقیده بوده‌اند که کاربرد پرسپکتیو توسط محمدزمان ناشی از نوعی نقصان و عدم آموزش‌های آکادمیک بوده است. در این مقاله درمقابل این نظر، این تفسیر مطرح می‌شود که محمدزمان در آثار اصیل خود، نه صرفاً پرسپکتیوهای غلط و صحیح، بلکه پرسشی را در باب نسبت میان نگارگری سنتی ایرانی و نقاشی جدید غربی به ودیعه گذاشته است. از ‌این‌رو در این مقاله با بررسی چند مورد از آثار اصیل محمدزمان، آن پرسش مورد بحث قرار می‌گیرد و ادعا می‌شود که در فقدان مباحث نظری مرتبط با نسبت میان عناصر قدیم و جدید در نقاشی، نتیجۀ محتوم، استیلای پرسپکتیو غربی بر نقاشی ایرانی بوده است. 

حسین بهروزی‌پور، خشایار قاضی‌زاده،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

درطول تاریخ ایران، حکومت‌هایی هرچند کوچک و بزرگ از امرا و فرمانروایان محلی وجود داشته‌اند که در تاریخ ‌هنر و تمدن کشور ما منشأ تأثیرات به‌سزایی بوده‌اند، ولی آن‌‌گونه که باید، شناخته نشده‌اند؛ از جملۀ آن‌ها حکومت‌ محلی «آل‌اینجو» و پس از آن «آل‌مظفر» بوده است. پس از فروپاشی سلسلۀ ایلخانان در ایران، مناطق کرمان، یزد و فارس عرصۀ تنازع و رقابت میان دو خاندان مدعی آل‌اینجو و آل‌مظفر شد؛ با این‌حال دورۀ فرمانروایی حکومت‌های محلی آل‌اینجو و آل‌مظفر منشأ تحولات هنری و فرهنگی مهمی نیز گردید که آثار این تحولات مهم را می‌توان در هنر نگارگری ‌شیراز به‌روشنی ملاحظه کرد، زیرا نسخه‌های به‌جای‌مانده از کتاب‌آرایی دورۀ حکومت‌های محلی آل‌اینجو و آل‌مظفر خود شاهدی بر این مدعاست. پرسش این است: مکتب نگارگری شیراز در دوران حکومت‌های محلی آل‌اینجو و آل‌مظفر، چه تأثیراتی بر هنر نگارگری ایرانی گذاشته است؟ شیوۀ این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای است. نمونه‌های موردی پژوهش نگاره‌هایی از نسخۀ شاهنامۀ 733 ه‍.ق. موجود در کتابخانۀ ملی روسیه در سن‌پترزبورگ و شاهنامۀ 731 ه‍.ق. در موزۀ توپ‌قاپوسرای استانبول ترکیه و شاهنامۀ قوام‌الدین حسن 741 ه‍.ق. که همگی متعلق ‌به دورۀ آل‌اینجو هستند و همچنین نگاره‌هایی از شاهنامه‌های 771 ه‍.ق. موجود در کتابخانۀ توپ‌قاپوسرای استانبول در ترکیه و همچنین نسخۀ خمسۀ نظامی، اواخر قرن هشتم مربوط به دورۀ آل‌مظفر در کتابخانۀ ملی پاریس، مورد واکاوی قرار گرفته‌اند. نگارندگان این پژوهش، ضمن مطالعه و بررسی ویژگی‌ها، براساس خصوصیات صوری، ساختاری و مضمونی هنر نگارگری‌ شیراز در دوران آل‌اینجو و آل‌مظفر، تأثیرات مکتب نگارگری شیراز را بر هنر نگارگری ایران در دوران مذکور، مورد واکاوی قرار داده‌اند. بر پایۀ نتایج پژوهش، توجه نگارگران آل‌اینجو به سنت نقاشی قدیم ایران (یادآور دیوارنگاره‌های ساسانی) و مصور‌کردن شاهنامۀ فردوسی و صحنه‌های رزمی، کاربرد جداول مشخص برای نوشتن قطعات خوشنویسی شده، مصورکردن منظومه‌های تغزلی در دورۀ آل‌مظفر، کاربست رنگ‌های درخشان در نگارگری آل‌اینجو و آل‌مظفر بر هنر نگارگری ایران در دوران بعد تأثیر شگرفی گذاشته ‌است.

علی سلمانی، دانشجو میلاد هاتف،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

داستان زال و سیمرغ از موضوعات جذاب شاهنامه است که به‌دفعات توسط نگارگران در دوره‌های مختلف تصویرگری شده است. سیمرغ با ویژگی‌های افسانه‌ای خود در شاهنامه ظاهر می‌شود. این درحالی است که بین این ویژگی‌ها و ویژگی‌های تعداد دیگری از موجودات در تاریخ اساطیر ایران، ارتباط نزدیکی وجود دارد. سیمرغ همچون حیوان رازآموز در آئین شمنی عمل کرده و زال را همانند شمنی نوآموز در دامن طبیعت می پروراند. زال، گاهی با پوشش و بعضاً بدون پوشش و عریان تصویر شده است؛ همچنین ازنظر موقعیت مکانی زال بعضاً سوار بر پشت سیمرغ یا در آغوش او و یا در دشت و بالای کوه در لانۀ سیمرغ طراحی شده است. ترکیب‌بندی نگاره‌ها به‌گونه‌ای است که هرچه پیش‌تر می‌رویم، نظم قابل‌قبول‌تر و چشم‌نوازتری در نگاره‌ها می‌بینیم. با توجه به بررسی نظام‌مند و سلسله‌وار نگاره‌های زال و سیمرغ از دور‌ه‌های ایلخانی تا صفوی، رویکرد هنرمندان در به ‌تصویر کشیدن وجوه حماسی داستان و فضای رومانتیک و معنوی حاکم‌بر آن نکتۀ قابل تأملی است که در پژوهش حاضر تلاش شده است آن‌را تاحد امکان بررسی نماییم. در این مطالعه سعی شده است به پرسش‌هایی از قبیل: چگونگی شیوۀ اجرایی نگاره‌ها، نحوۀ رنگ‌پردازی و ترکیب‌بندی عناصر این نگاره‌ها پاسخ داده شود. استفاده از عناصری مشترک در نگاره‌ها مانند درخت، کوه و دشت نشان از تعریف چارچوبی خاص در به ‌تصویر‌کشیدن داستان زال و سیمرغ دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تاریخی درمورد نگاره‌های زال و سیمرغِ مصورشده در شاهنامه‌های گوناگون به این نتیجه رسیده است که در هر نگاره، تأثیر مکتب هر دوره را به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد و همچنین عناصر به‌کار‌رفته در نگاره‌ها تقریباً مشابه همدیگر هستند.

سمانه صادقی‌مهری، زهرا مسعودی‌امین،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

این پژوهش با بررسی برخی از نگاره‌های نگارگری مکتب تهران در دوران معاصر از یک‌سو و خوانش اندیشه‌ها و دیدگاه فلسفی «خیام نیشابوری» شاعر و ریاضی‌دان سدۀ پنجم و ششم هجری‌قمری ایران در سوی دیگر در نظر دارد، تا چرایی و چگونگیِ موردتوجه قرار دادنِ اشعار و رباعی‌های این شاعر برای اولین‌بار توسط نگارگران مکتب تهران در دورۀ معاصر را مورد بررسی و پژوهش قرار دهد. فرضیۀ مورد پژوهش این است که هنرمندان مکتب تهران به ارزش‌های سنتی و نگارگری گذشتۀ ایران در دوران مدرنیسم پای‌بند بودند تا با پیوند به گذشته، هرچه بیشتر ریشه‌های ایرانی و آریایی خود را حفظ کنند. آثار مورد پژوهش شامل نُه نگارۀ نگارگران معاصر و متعلق به مؤسسۀ فرهنگی موزه‌های بنیاد مستضعفان است. بر این‌اساس، روش جمع‌آوری اطلاعات، اسنادی و میدانی بوده و تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز براساس پژوهش صورت ‌گرفته و درنهایت، این نتیجه حاصل شده که هنرمندان مکتب تهران با احیاء سبک سنتی و نگارگری ایرانی برای بازگشت به شیوه‌های هنری گذشته در برابر هنر مدرنیسم تأکید می‌کردند و با پرداختن به آثار و اشعار خیام برای اولین‌بار درپی بازگشت به ریشه‌های آریایی و گذشتۀ خود تا قبل از دوران تجدد و مدرن بودند. 

نرگس هاشمی‌دهقی، فتانه محمودی،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

روابط بین دو تمدن ایران و هند از ادوار کهن به‌صورت متقابل برقرار بوده است. اشتراک و تبادل سنت‌های فرهنگی بین ایران و هند در دورۀ «گورکانی» به اوج خود می‌رسد. حوزۀ اصلی عینیت یافتن فرهنگ‌ها را می‌بایست در هنر و ادبیات جست‌وجو نمود. این پژوهش، ضمن بررسی نسخۀ مصور حمزه‌نامه، که داستان‌های آن برگرفته از برخوردهای گوناگون «حمزه» با «انوشیروان» و دربار ساسانیان که با حمزه در جنگ است و «اردشیر بابکان» که به یاری حمزه می‌شتابد، مصور شده است. هم‌چنین به تأثیرات فرهنگی ایران/ هند به‌واسطۀ ورود هنرمندان ایرانی در دورۀ گورگانی هند و تأثیرات ویژگی‌های نگارگری دورۀ صفوی بر این نسخه می‌پردازد. مسألۀ اول که در این پژوهش مطرح می‌شود این است که، چگونه می‌توان تأثیر نشانه‌ای نگارگری صفوی بر نگاره‌های حمزه‌نامه در هند را با رویکرد سپهرنشانه‌ای مورد خوانش قرار داد؟ و مسألۀ دوم پژوهش این است که، چه مؤلفه‌های از نگارگری ایران در مصور کردن حمزه‌نامه در دورۀ گورکانی هند تأثیرگذار بوده است؟ هدف پژوهش حاضر این است که مسألۀ تأثیر نگارگری دورۀ صفوی در تقابل با نگارگری گورکانی هند را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد سپهرنشانه‌ای «لوتمان» بوده و با استفاده از تقابل بین فرهنگی (ایران/ هند) به ویژگی‌های حمزه‌نامه و تأثیرات ایران بر نگارگری هند اشاره کرده است. تأثیرات ویژگی‌های نگارگری مکتب تبریز دوم صفوی و شخصیت حمزۀ ایرانی در تصویرگری حمزه‌نامه حضور پُررنگی را دارد. نتیجۀ این پژوهش حاکی از این است تا در سرزمین میزبان ارتباطی معنادار میان دو سپهرنشانه‌ای خود و دیگری برقرار کنند و در ادامه به جذب عناصر و نشانه‌های در نگاره‌های حمزه‌نامه که برگرفته از شخصیت حمزۀ‌ ایرانی است، سبب سازو‌کار فرهنگ ایرانی ازطریق داستان است، و جذب‌شدن آن توسط هنرمندان ایرانی در سپهر فرهنگی هند شده است. 

زهرا رضا سلطانی، میترا شاطری،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

 با انتخاب اصفهان در سال 1006ه‍.ق. به‌عنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آن‌ها با تزئین کاشی‌کاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشی‌کار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشم‌نواز پرداختند؛ در‌حالی‌که در دوره‌های پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشی‌ها دیده می‌شد؛ در دورۀ صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان ‌رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقش‌شده بر کاشی‌های این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهش‌ها این گروه از کاشی‌ها به‌صورت کلی به دورۀ صفوی، نسبت داده‌می‌شوند؛ برهمین‌اساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخ‌گذاری نسبی کاشی‌های گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آن‌ها با نگاره‌های رقم‌دار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسش‌ها پاسخ ‌داده‌شود که: نگارگری دورۀ صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشی‌های این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه می‌تواند در راستای تاریخ‌گذاری کاشی‌نگاره‌ها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گرد‌آوری یافته‌های این پژوهش، یافته‌اندوزی ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزه‌های داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشی‌ها از مکتب اصفهان دورۀ صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگی‌های ترسیم لباس‌ها (دستار، کلاه، شال‌های پیچیده‌ به کمر، لباس‌های بلند و گل‌دار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آن‌ها با نقوش نگاره‌های رقم‌دار، می‌توان بازۀ زمانی بین اواخر نیمۀ نخست تا اوایل و اواخر نیمۀ دوم سدۀ 11ه‍.ق. را برای قاب کاشی‌ها درنظر گرفت.  

علی سلمانی، بلال نیک‌پی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

دورۀ صفویه در ایران، مصادف است با اواخر سدۀ 16م. در اروپا؛ دورانی که نقاشی طبیعت بی‌جان در هلند و به‌تبع آن در غرب ظهور کرد و بسیار موردتوجه هنرمندان آن مقطع اروپا قرار گرفت؛ اما باوجود حضور نقاشان هلندی در دربار صفویان، آشنا شدن ایرانیان با آثار اروپاییان، تأثیرپذیری هنرمندان ایرانی از عناصر نقاشی غربی، استقلال نسبی هنرمندان از دربار، رواج تک‌نگاری و ظهور طبقۀ متوسط و...، نقاشان ایرانی به طبیعت بی‌جان هیج توجهی نکردند. برای اولین‌بار «میرزا بابای اصفهانی» با پردۀ «شب یلدا» در دورۀ قاجار به طبیعت بی‌جان توجه نشان‌داد. در این دوره تحت‌تأثیر شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و متأثر از عواملی چون: تأسیس چاپخانه و پایان عصر کتاب‌نگاری، آشنایی با افکار عصر روشنگری، درباریانی به‌شدت شیفته و مرعوب تمدن غرب، آشنایی با عکاسی و... رسالت و کارکرد هنر دستخوش تحولات ماهوی شد و عناصر هنر غربی بر سنت نگارگری ایرانی فایق آمد؛ به‌طوری‌که به چالشی جالب برمی‌خوریم: اولین پردۀ طبیعت بی‌جان که سبکی کاملاً غربی است، به آخرین سنگر مقاومت عناصر نگارگری ایرانی بدل شد. در این نوشتار براساس روش تاریخی، توصیفی-تحلیلی و با پرداختن به‌شرایط فرهنگی و سیاسی دو دورۀ صفویه و قاجاریه بررسی می‌شود؛ بر این‌اساس پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: چرا نقاشان ایرانی باوجود آشنایی با آثار غربی و تأثیرپذیری فراوان از هنر آن‌ها، هیچ توجهی به سبک طبیعت بی‌جان نکردند؟ دلایل ظهور این سبک در آثار میرزا بابا با تأخیر دو سده‌ای چه بود؟ با این هدف که، خط ربط میان رواج واقع‌گرایی و موردتوجه قرار دادن طبیعت در آثار وارثان «کلک بهزاد» در دورۀ صفویه که نقطۀ عطفی در تاریخ نگارگری ایرانی محسوب می‌شود، تا خلق اولین پردۀ طبیعت بی‌جان در دو سدۀ بعد از این تحولات به‌دست آید.

شیائوشینگ می،
سال 9، شماره 31 - ( 3-1404 )
چکیده

چکیده 
نگاره‌های «جنگ شتر» در هنر صخره‌ای بازتابی از مراسم آئینی بوده است که می‌توان آن را به اواخر دورۀ پارینه‌سنگی تاریخ‌گذاری کرد؛ اعتقاد بر این است که سرچشمۀ آن به شمال‌غربی قزاقستان امروزی بازمی‌گردد. با وجود این و به گمانی، نگاره‌های رایج جنگ شتر در آثار هنری منقول می‌تواند ریشه از نواحی «کاراتائو و بایکونور» قزاقستان از دوران مفرغ سرچشمه گرفته باشد.به‌دلیل نزدیکی و موقعیت جغرافیایی، آئین جنگ شتر در اوایل به «سرماتی‌ها» در استپ‌های اورال معرفی شد؛ سپس از طریق سرماتی‌ها به «شیونگنو» در شمال و قوم «شی ایمو» در «سین‌کیانگ» چین و سپس به «کانگجو» گسترش یافت. جنگ شتر که در سنگ‌نگاره‌های «سولائک» در حوضۀ «مینوسینسک» نگاریده شده، باید ملهم از سبک هنری قرقیزها و سرچشمۀ آن نیز می‌تواند شیونگنو باشد. نگاره‌های جنگ شتران در گورگاه‌های «لولان» به گمانی از شی ایمو یا از شیونگنو سرچشمه گرفته باشند. با وجود این، نگاره‌های جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی از زمان تیموریان آغاز شد و نوعی سرگرمی برای درباریان سلطنتی بود. با آمدن تیمور، به اوایل دودمان «یوان»، با پیدایی نوعی جنگ شتر، به‌عنوان سرگرمی درباری، روبه‌رو می‌شویم. این موضوع نشان می‌دهد که نه‌تنها آئین جنگ شتر با آمدن مغولان گسترش یافت که نگاره‌های جنگ شتر در مینیاتور ایرانی نیز با آمدن مغولان به ایران درهم‌تنیده است.
کلیدواژگان: نبرد شترها، سَرمات‌ها، هون‌ها، قرقیزها، دودمان تیموری، نگارگری.

مقدمه 
هرچند شترها عموماً چهارپایانی رام هستند، اما هر سال و در طول فصل جفت‌گیری، شترهای نر برای جفت‌گیری با شترهای ماده، با رقبای نر خود به‌شدت می‌جنگند؛ در این رقابت، کار آن‌ها با گاز گرفتن هم‌دیگر و درگیری به جنگ‌های شدیدی کشیده می‌شود تا زمانی‌که یکی بر دیگری پیروز شود. این جنگ فصلی اشتران که ازسوی انسان‌ها به مفهومی خاص تفسیر شد در سراسر آسیای‌میانه به روزگار باستان، تا به سیبری، سین-کیانگ در چین، ایران، هند و سایر مناطق گسترش یافت و هم‌اکنون نیز در ترکیه، عربستان، افغانستان، پاکستان و جاهای دیگر رایج است.
شترها را می‌توان به دو دستۀ تک‌کوهانه یا دوکوهانه طبقه‌بندی کرد. جنگ اشتران در صورت اولیه بیشتر به شترهای دو کوهانه محدود بود که به‌عبارتی گواه آغازین این آئین از این‌گونه از اشتران بوده است. به‌عنوان یک رفتار غریزی فحل‌شدگی، انسان با جنگ شتر به اواخر دورۀ پارینه سنگی آشنا شد. در سال 1988م.، یک استخوان ماموت دربردارندۀ نگارۀ انسان و حیوان در سواحل رودخانۀ تام در «سورسک»، استان تومسک، روسیه کشف شد. «یوری» و همکارانش با استفاده از فناوری جدید به شناسایی نگاره همت گماردند؛ آن‌ها بدین‌نتیجه رسیدند که حیوانات نگاریده‌شده دربردارندۀ نقش چهار شتر دوکوهانه هستند که دو تای آن‌ها در حالت آغاز جنگ اشتران است. بررسی انجام‌شده دربارۀ این نگاره گواه گمانمند جنگ اشتران دو کوهانۀ وحشی است؛ آن‌ها برپایۀ آزمایش کربن 14 و سبک نگارش نقش‌ها، این حکاکی را مربوط به اواخر دورۀ پارینه سنگی تشخیص دادند. آن پژوهشگران، با توجه به فصلی بودن این نوع جنگ، انجام آن را بر پایۀ این سند به مراسمی آئینی ارزیابی کردند. دقت بالا در حکاکی این نگاره، یکی دیگر از دلایلی بود که این دانشمندان آن‌را در شمار نخستین سند برای چنین موضوعی بر رسیدند.
نگارۀ گاز گرفتن دو شتر به عصر مفرغ در سنگ‌نگاره‌ها به ما رسیده است. «موخاروا» با بررسی این سنگ‌نگارها دریافت که نگاره‌های «سولائک» در کران «مینوسینسک» به هزارۀ اول پس‌ازمیلاد مربوط است؛ همین نگاره‌ها (همانند) در «کاراتا» در جنوب قزاقستان نیز دیده می‌شود. «سرمتیان»، به‌عنوان یکی از گروه‌های نیرومند اوراسیایی، به‌خوبی با شترهای (مرغوب) بلخی آشنا بودند. سرمتیان نیز به جنگ شتر بسیار علاقمند بودند. از گورگاه‌های این دوره میراث جنگ شتر به‌دست آمده است؛ صحنه‌های جنگ شتر برروی 29 پلاک زرین به‌دست ‌آمده از یکی از گورگاه‌ها، به‌خوبی قابل‌فهم است. نگاره‌های جنگ شتر به‌دست‌آمده از کرانه‌های دریای سیاه نیز می‌تواند ناشی از جابه‌جایی سرمتیان و مهاجرت بدین‌کران جغرافیایی بوده باشد.
این سنت، یعنی جنگ شتر، در دوران پیش‌تاریخی از «راه ابریشم» به کرانه‌های شیونگنو و شین‌جیان چین نیز کشیده شد. شیونگنو به دورۀ دودمانی شین و هان، قدرت برتر در کران مراتع شمالی چین بود. از میراث شناخته‌شده باستان‌شناختی آنان باید به کمربند مستطیلی‌شکل با پلاک‌های دارای آرایه‌های جانوری اشاره کرد. از شمار این آرایه باید به نگارۀ شتر بلخی ارجاع داد؛ از آن‌جمله به نگارۀ دو شتر که در حالت درازکش، روبه‌روی هم قرار گرفته و درحال گاز گرفتن هم‌دیگر هستند. در موضوع جنگ شتر، برخی منابع چینی به نثار این رخداد به «معبد سه اژدها» در شیونگنو برای سرگرمی اشاره کرده‌اند. این‌چنین، سنت جنگ شتر از این مسیر (شیونگنو) به شین‌جیانگ نیز گسترش یافت.
از پس این دوره، و به گورگاه‌های دورۀ «هان» شاهد میراث سنتی جنگ شتر هستیم. اندک‌اندک در دوران سپسین‌تر بر تابوت‌های مقابر نیز این نگاره، یعنی جنگ شتر پدیدار شد؛ این نگاره به سدۀ چهارم میلادی در لولان دیده می‌شود؛ هم‌چنین، در منابعی چون منابع ترکی، از نوشتاری و تا به نقاشی، با صحنه جنگ شتر روبه‌رو می‌شویم؛ این منابع به سده‌های هفتم تا نهم میلادی وابسته‌اند.

مینیاتورهای ایرانی و نگارۀ جنگ شتر
نگارۀ جنگ شتر به فراوانی در مینیاتورهای ایرانی و البته به دورۀ مغولان به یک دورۀ زمانی 400سال روایی داشته است. در این مینیاتورها، شترها بیشتر از نوع شتر تک‌کوهانه‌اند و درحال گاز گرفتن و هُل دادن هم‌دیگر به یاری گردن بلند خود هستند؛ این نگاره‌ها هم به جنگ شتران در مفهوم أخص و هم به‌نوعی جنگ شتران در مسابقۀ شتران که در آن صاحبان افسار به‌دست نیز دیده می‌شود، می‌پردازد.
در مسابقات امروزی جنگ شتر در کشور ترکیه، دهان شتران را می‌بندند تاز از گاز گرفتن هم‌دیگر جلوگیری کنند؛ افزون‌تر، افسار شتران در دست صاحبان برای مراقبت و کنترل قرار دارد؛ در چنین صحنه‌هایی، شتران با هُل دادن یک‌دیگر در مبارزه از گردن و دیگر اعضای بدن خود استفاده می‌کنند. بدین صحنه‌ها نیز جنگ شتران گفته می‌شود. به گمانی این سنت جنگ شتران در ترکیه از آن سنت ایرانی (مینیاتور) برگرفته شده است. 
با وجود این، از نبود پیشینۀ تاریخی جنگ شتر در غرب آسیا (ایران)، این تصور پیش می‌آید که نگاره‌های جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی، عنصری وارداتی است. بر پایۀ پژوهش‌های «ریچارد دبیلو بولیت» باور دارد که رخداد جنگ شتران در ترکیه و نیز نگاره‌های آن در مینیاتورها پس از سلجوقیان در ترکیه رخ داده است؛ اکنون این پرسش کلیدی پیش می‌آید که آیا ترکان سلجوقی در وارد شدن نگارۀ جنگ شتران در مینیاتورها اثرگذارترین بوده‌اند؟
سلجوقیان به نیمۀ دوم سدۀ 11م. به‌سوی خراسان و ایران آمدند و دودمان سلجوقی را برپا کردند. سلجوقیان به‌عنوان آشناترین قوم به بهره‌گیری از شتر، نباید با جنگ شتران به هنگام فصل جفت‌گیری ناآشنا بوده باشند. افزون‌تر، آنان در پرورش شتر بسیار فعال بودند و در پرورش شتران «دو گونه‌ای» (جفت‌گیری بر پایۀ دو ژن/نوع متفاوت) به‌منظور تربیت شتران قوی‌تر شهره هستند. نگارۀ شتر دو گونه‌ای (ترکیب دو نوع متفاوت) از مینیاتورها (تصویر 11) آنجا که دو شتر دوکوهانۀ کوچک و دیگری کم‌رنگ شده، به‌خوبی قابل‌فهم است.
با به قدرت رسیدن «تیمور»، احترام به بازماندگان «چنگیز» یکی از سیاست‌ها بود. مغولان در دستگاه سیاسی به مناصب مهمی دست‌یافتند. مغولان سبک نقاشی چینی را با خود به ایران بردند؛ این سبک پردازش بر مینیاتورهای ایرانی اثرگذارترین افتاد. یکی از این نفوذها، باید به گسترش و ارتقا نگارۀ جنگ شتران در مینیاتورهای ایرانی بیاری سبک چینی اشاره کرد.

نتیجه‌گیری
نخستین نگارۀ معروف به جنگ شتر، که از آن به‌عنوان صحنه‌ای آئینی نام رفته است، به دورۀ پارینه‌سنگی و برروی استخوان یک ماموت برمی‌گردد. این اثر از کران تومسک روسیه کشف شد. از این‌روی، پژوهشگران باور دارند که موضوع جنگ شتر از این کران جغرافیایی و شمال‌غرب قزاقستان برای نخستین‌بار ریشه گرفته است. سرمتیان نخستین گروه در گسترش صحنه‌های جنگ شتر برروی نوعی فلز بودند؛ این آثار، یعنی پلاک‌های فلزی بیشتر از معابدی از بیابان‌های جنوب اورال کشف شده‌اند. سرمتیان در گسترش این هنر نقشی کلیدی داشتند و این هنر از راه سرمتیان به چین رسید. چنین به‌نظر می‌رسد که به‌دلیل نبود مدارک کافی، ترکان سلجوقی این هنر به غرب آسیا منتقل کردند. با ورود مغولان، هنر جنگ شتر به‌ویژه با دورۀ تیموری در مینیاتورهای ایرانی پدیدار شد. از مسیر مغولان، برخی ویژگی هنری «یوآن» چین نیز به مینیاتورهای ایرانی راه یافت. 
 


صفحه 1 از 1