اسماعیل همتیازندریانی، علی خاکسار، سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده
آخرین فصل از پژوهشهای میدانی تپهگیان نهاوند در زاگرسمرکزی در بهار و تابستان1390 هـ.ش. تحتعنوان گمانهزنی بهمنظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تپه بهسرپرستی علی خاکسار انجام شد که هدف اصلی این طرح، حفاظت فیزیکی این تپۀ شاخص دربرابر عوامل تخریبی آن بود. درکنار این هدف، گاهنگاری تپهگیان و وضعیت باستانشناسی منظر بصری این محوطه نیز برای نگارندگان پرسش اصلی بودند. طی این برنامۀ پژوهشی، تعداد 27 گمانه در ابعاد 5/1 در 5/1 متر در همۀ جهات تپه ایجاد گردید که نتایج قابلتوجهی بهدست داد. ازجملۀ این نتایج میتوان به ابعاد و اندازۀ تپه، شواهدی از دورۀ پارتی در آن و شناسایی عرصۀ واقعی تپه اشاره کرد که گسترش آن در بخشهای جنوبی، شرقی و جنوبشرقی عرصۀ ظاهری تپه نشان میدهد که در زیر بافت خیابانها و منازل مسکونی شهر کنونی گیان قرار داشته است. طی گمانهزنی در محدودهای خارج از عرصۀ ظاهری تپه، شواهدی از یک تدفین عصر مفرغمیانی (تدفین 123) شناسایی گردید که با توجه به مستند نبودن 122 تدفینی که طی کاوشهای هیأت فرانسوی بهدست آمده بود، تصمیم بر آن شد تا این تدفین بهطور کامل مورد کاوش و مستندنگاری قرار گیرد. پژوهش حاضر دارای نظامی کیفی، هدف آن بنیادی، و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی است. اساس یافتهاندوزی در این پژوهش میدانی است. در این مقاله، ضمن ارائۀ نتایج حاصل از گمانهزنی، به بحث، بررسی و مطالعات تطبیقی تدفین 123 تپه گیان پرداخته خواهد شد.
مجسمههای یادمانی، ازجمله آثار هنری بهشمار میروند که عمدتاً مرتبط با موضوعات آئینی و مذهبی بوده و دارای پیشینۀ بسیار طولانی هستند؛ هدف از ساخت اینگونه مجسمههای یادمانی، نمادین و گاهی نشان از جایگاه فرازمینی و جایگاه خداگونۀ صاحبان آن بوده است. در گسترۀ تاریخ ایران فرهنگی، پیشینۀ ساخت مجسمهها با چنین رویکردی، (مانند: الهۀ ونوس سراب) از دورۀ نوسنگی است که به یکباره از هزارۀ سوم، رشد فزآیندهای داشته و در دورۀ تمدن ایلام با ظهور حاکمان و خدایان متعدد، به اوج و اعتلای خود میرسد. از این مجسمهها، گاهی بهعنوان هدایای نذری در معابد و گاهی بهعنوان گورنهادها در تدفین اشخاص با رتبۀ اجتماعی بالا استفاده شده است. مجسمۀ سنگی یادمانی موزۀ نهاوند، نمونهای از اینگونه آثار بهشمار میآید که چگونگی پیدایش و ماهیت آن چندان روشن نیست. از آنجاییکه این یافتۀ فرهنگی از کاوش باستانشناسی بهدست نیامده است، ابهامات زیادی درخصوص آن وجود دارد؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، آن است تا ضمن بررسی ماهیت این مجسمۀ سنگی، با نگاهی شمایلنگارانه به نقش و جایگاه آن از منظر زمانی بپردازد. بر ایناساس، در اینجستار با طرح پرسش، در چگونگی ماهیت، جانگاری، سبک هنری و کاربری آن با فرض متعلق بودن این اثر فرهنگی به دورۀ ایلامی در گسترۀ حوزۀ فرهنگی سیماشکی، واکاوی میگردد. این پژوهش برای درک بهتر و گاهنگاری درست، میکوشد در قیاس با دیگر نمونههای مشابه و همعصر آن ارائه گردد تا به شناخت بهتری از آثار فرهنگ ایلام، بهویژه دورۀ سوکلمخها در زاگرسمرکزی بهدست آید. روش پژوهش در ایننوشتار، از نوع کیفی و مبتنیبر روش تاریخی-تحلیلی با بهرهمندی از رویکرد کتابخانهای خواهد بود. جهت بررسی گزارههای پژوهش، به شیوههای هنری پیکرهسازی تمدن ایلام و نمونههای مشابه آن در بینالنهرین رجوع شده است. برآیند پژوهش نشانگر آن است که مجسمۀ سنگی نهاوند براساس ویژگیهای بصری و ظاهری، در زمرۀ مجسمههای یادمانی به جامانده از دورۀ سوکلمخها (هزارۀ دوم پیشازمیلاد) ازمنظر زمانی، و با رعایت جوانب احتمال متعلق به سرزمین بزرگ سیماشکی از منظر جغرافیایی بوده است.
تپۀ نقارهچی در حاشیۀ جنوبی شهر نهاوند، ازجمله آثار برجایمانده از دورۀ سلوکی است که هرچند فاقد شواهد سطحی و مواد فرهنگیِ مشهود است، اما گزارشی مفصلی همراه با جزئیات از کنکاشِ دورۀ قاجار دربارۀ آن وجود دارد. براساس گزارش دکتر «فُوریه» و «محمدحسنخان اعتمادالسلطنه» (1309ه.ق.) که ضمن توصیف و ترسیم ویژگیهای ساختاری اثر، بهدرستی بر دورۀ زمانی آن نیز اشاره کرده است؛ بر پایۀ این گزارش، تپۀ نقارهچی میتواند مقبره یا گورتپهای (تومولوس) متعلق به یکی از سرداران سلوکی باشد که بررسی دقیق آن، شیوههای تدفین و آئینهای خاکسپاری جامعۀ سلوکی را روشن میسازد. این گورتپه در دو فصل به سالهای 1398 و ۱۴۰۱ه.ش. بار دیگر مورد کاوش علمی باستانشناختی قرار گرفت تا ساختار مدفون و همچنین گزارش توصیفی دورۀ قاجار دربارۀ این تپه بازخوانی دقیق شود تا بتوان از این رهگذر، شیوههای معماری و فرهنگ سلوکی در ایران را بهتر شناخت. پرسشهای مطرح درخصوص کاوش تپۀ نقارهچی براساس فرضیات موجود بدینشرح است؛ آیا مقبرۀ مدفون در تپۀ نقارهچی ریشه در فرهنگ یونانی دارد؟ کموکیف سازۀ معماری تپۀ نقارهچی چه ارتباطی با تومولوسهای مشابه یونانی دارد؟ بر همیناساس، فرضبر این است که: تپۀ نقارهچی یک تومولوس است که احتمالاً گور یک سردار یا ساتراپ سلوکی این منطقه در آن دفن بوده است. با توجه به شواهد باستانشناختی و ویژگیهای ساختاری بهدستآمده از تپۀ نقارهچی و برپایۀ قیاس با آثار مشابه یونانی، بهنظر میرسد که این مقبره معرف سنت و فرهنگ سلوکی است. روش پژوهش در این جستار، ازنظر روششناسی مبتنیبر مطالعات ترکیبیِ میدانی و کتابخانهای است؛ توصیف و تحلیل یافتهها به روش تاریخی-تحلیلی و با رویکرد مطالعات میدانی و براساس نتایج حاصل از دو فصل کاوش در تپۀ نقارهچی انجام شده است. برآیند پژوهش نشان میدهد که تپۀ نقارهچی از تمامی ویژگیهای تومولوسهای سنت یونانی (هلنی) برخوردار است؛ احداث بنایی منحصراً برای تدفین یک فرد و نیز اختصاص و تهیۀ تابوت سنگیِ تراشخورده، بیانگر اهمیت جایگاه اجتماعی و سیاسی فرد متوفی بوده است؛ جایگاهی که او را در ردیف سرداران، جنگاوران و حتی از جانشینان اسکندر قرار میدهد.