logo

جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای نماد

علی نویدگبلو، سید مهدی حسینی‌نیا،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

موضوع پژوهش حاضر تحلیل و مقایسۀ نسبی پیشانی‌بند طلایی به‌دست‌آمده از منطقۀ خلخال، موجود در موزۀ آذربایجان است که از طریق کاوش‌های غیرمجاز به‌دست آمده است. باتوجه به اینکه هیچ‌گونه کار پژوهشی بر روی این شئ صورت نگرفته، لذا انجام چنین پژوهشی در این زمینه به‌منظور مشخص کردن کارکرد، شیوۀ ساخت، مقایسه، تاریخ‌گذاری نسبی و تجزیه و تحلیل نقوش نمادین به‌کار‌رفته بر روی این اثر هنری ضروری به‌نظر می‌رسد. روش‌شناسی این مقاله به‌صورت مطالعۀ تطبیقی و به‌صورت تحلیلی-توصیفی و شیوۀ گردآوری اطلاعات آن نیز به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در کاربست نقوش این پیشانی‌بند، طرز تفکر و اعتقادات هنرمندان تأثیر به‌سزایی داشته است. درواقع این نقوش به‌صورت آیینی و مظهری از خدایان بودند که توسط هنرمندان بر روی سفالینه‌ها و گاهی بر روی زیورآلات نقش ‌شده‌اند تا بدین‌ وسیله خود را تحت حمایت خدایان قرار دهند. با توجه به مطالعات انجام‌شده در زمینۀ شیوۀ ساخت، شیوۀ تزئین و تجزیه و تحلیل حاصل از مقایسۀ نقوش با نمونه‌های تزئینی مشابه مانند سینه‌بند زرین و عاج‌های زیویه، جام طلای لرستان، جام زرین مارلیک و پیشانی‌بند حسنلو، نتایج تاریخ‌گذاری مبین آن است که پیشانی‌بند مورد مطالعه را می‌توان در محدودۀ زمانی بین اواخر هزارۀ دوم و اوایل هزارۀ اول ق.م. تاریخ‌گذاری کرد.

افراسیاب گراوند، رضا رضالو،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

مخاطب هر اثر هنری میل به دریافت معنای آن دارد و شناخت دقیق یک اثر یا یک تصویر جهت دریافت معنا و محتوای آن، نیاز به خوانش و حتی تفسیر دارد و شمایل‌نگاری در اصل سعی در بیان معنای تصویر دارد. در هنرهای تجسمی نماد یک تصویر، یک گیاه، یک حیوان و یا یک علامت است که معنای عمیق‌تری از آنچه دیده می‌شود دارد. اغلب برای ما دریافت معنا و تفسیر نمادهای سده‌های گذشته کار آسانی نیست. گاهی نمادها اشاره به یک واقعه و یا داستان دارند و گروهی از نمادها جایگزین شخصیت‌ها و افراد خاصی‌اند. در این‌راستا بنای قره‌کلیسا از مهم‌ترین و پر نقش و نگارترین کلیساهای ارمنیان در ایران است که در شمال‌شرقی شهرستان چالدران قرار گرفته است. سراسر نمای دیوارهای شمالی و جنوبی این کلیسا و همچنین برج ناقوس آن دارای حجاری‌های منحصربه‌فرد و بی‌نظیری است. نقوش حجاری‌شدۀ این بنای تاریخی را می‌توان به 5 دسته ازجمله: نقوش انسانی، نقوش جانوری، نقوش گیاهی، نقوش هندسی و نقوش اسطوره‌ای تقسیم‌بندی کرد. این نقوش با ظرافت، تناسب و زیبایی بی‌نظیری توسط استادکاران هنرمند و باتجربه‌ای حجاری گردیده‌اند و نگاه تجریدی- تزئینی خلاق هنرمند به بهترین شکل در همۀ نقوش نمود یافته و هر نقش، نماد و نشان خاصی است. در میان نگاره‌های قره‌کلیسا، نقش جانوران بیشتر از دیگر نقوش مورد توجه بوده که هم به‌دلیل تنوع گونه‌های جانوران در محیط اطراف و هم نمادینه بودن بسیاری از حیوانات چون شیر، قوچ، گاو، اسب و... است. این نقوش صرفاً جنبۀ تزئینی ندارند و معانی و مفاهیم عالی‌تری ارائه می‌کنند و به‌خاطر برخورداری از جنبه‌های نمادین، یکی از متنوع‌ترین جلوه‌های نمادگرایی هستند. در این مقاله سعی شده است نقوش جانوری این بنای تاریخی معرفی و تفسیر گردد.  

مصیب امیری،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

مهم‌ترین راه شناخت بشر در ادوار گذشته، مطالعه و پژوهش برروی آثار به یادگار ماندۀ آن‌هاست و ازجمله آثاری که سهم بارزی در شناسایی فرهنگ‌ و ‌تمدن و بسیاری از مسائل گوناگون ادوار کهن ایران‌زمین داشته، نقوش مُهرها و آثارمُهری است. مطالعات این‌گونه داده‌ها، سال‌ها و بارها موردتوجه پژوهشگران باستان‌شناس و مورخ قرار گرفته و مقالات و کتب بسیاری درمورد این مقولۀ بی‌پایان منتشر شده است؛ چراکه مُهر و نقش آن پاسخ‌گوی برخی از پرسش‌ها، عامل جهت‌گیری صحیح تعدادی از پرسش‌ها و مطرح‌شدن پرسش‌های جدیدی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و ادراکات مردمان گذشته است. در برخی نقوش، هنرمند جهانِ خود را توصیف می‌کند و این‌گونه توصیف درحقیقت استفادۀ بهینه از نمادهاست. در موزۀ تخت‌جمشید مُهری سیاه‌رنگ وجود دارد که تفاوت اساسی با دیگر مهرهای منسوب به دورۀ هخامنشی دارد. این مُهر مسطح دو‌سو نقشی است که کمتر در هنر مُهرسازی مشاهده شده و در مُهرسازی هخامنشی نیز تاکنون منحصربه‌فرد است. این مُهر برای نخستین‌بار با در‌نظر گرفتن معیارهای مختلف مانند سبک هنری و نیز تفسیر نمادها، منتشر و مورد بازخوانی و ارزیابی قرار می‌گیرد.  هدف اصلی در این مقاله، مستندسازی و معرفی نمادهای این مُهر است. همچنین نگارنده بر این است که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه‌ای بعد از توصیف کامل این مُهر به چند پرسش دربارۀ این مُهر پاسخ دهد. نخست اینکه نقوش حک‌شده برروی مُهر با چه مفاهیمی به‌کار رفته است؟ چگونگی منشأ‌شناسی این نمادها و اینکه این اشکال، زاییدۀ افکار و باورهای هخامنشیان بوده و یا نه، میراثی از یک فرهنگ بسیار قدیمی است؟  

شاهپور قجقی‌نژاد، علی باصری، محمود سید، وحید رشیدوش،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

یکی از بنیادی‌ترین مباحث در مطالعات دینی، مبحث ادیان ابتدایی است. پژوهش دربارۀ ادیان ابتدایی از سدۀ نوزدهم میلادی آغاز شد. رشته‌ای که مطالعه در این زمینه را عهده‌دار شد «انسان‌شناسی» و سپس «انسان‌شناسی دین» نام گرفت. این رشته به‌تدریج از مسألۀ «خاستگاه» فراتر رفت و برای شناخت دین و ریشه‌های آن به مطالعۀ فرهنگ جوامع روی آورد و از آنجاکه نمادها مهم‌ترین اجزاء فرهنگ هر جامعه را تشکیل می‌دهند، شناخت نمادهای هر فرهنگی لازمۀ شناخت فرهنگ و دین آن جامعه است. این مقاله می‌کوشد انسان‌‌شناسی نمادین تصورات و باورهای کهن اقوام ترکمن را که در باورها و آئین‌های شمنی این اقوام می‌‌گنجد، مورد پژوهش قرار دهد. باورهای شمنی از اعتقادات و باورهای کهن و پیشین اقوام ترکمن است. در بین ترکمن‌ها آئین شمنیسم شیوۀ درمانی است که مبتنی‌بر باورهای کهن قومی همچنان روح‌پنداری مرسومی است که به‌تدریج با باورهای دینی آمیخته شده‌اند و نمادهایی از آئین‌های شمنی با آمیختگی‌های دینی تا به امروز به حیات خویش ادامه داده‌اند. هدف اصلی این پژوهش بررسی مفاهیم بنیادین نمادهایی است که از باورها، آئین‌ها و مناسک شمنی اقوام ترکمن که از ادیان ابتدایی آن‌ها نشأت یافته است. پرسش‌های اساسی پژوهش عبارتنداز: شمن‌ها به‌عنوان بخشی از درمان‌گران بومی جامعه از نظام اعتقادی کهن مردم ترکمن، چه تصویری را بازتاب می‌دهند؟ عناصر نمادین شفابخش در آئین شمنیسم اقوام ترکمن کدام‌اند؟ نظام اعتقادی مردم ترکمن و خاستگاه‌های فرهنگی-بومی آن‌ها در ارتباط با باورهای شمنی چگونه تببین می‌شوند؟ اطلاعات و یافته‌ها با روش میدانی و مشاهدۀ مستقیم مردم‌شناسانۀ مبتنی‌بر رویکرد قوم‌باستان‌شناسی به‌همراه استفاده از منابع موثق کتابخانه‌‌ای، گردآوری شده‌اند. یافته‌های اصلی پژوهش به پایۀ نمادها و نشانه‌های شمنیسم، به‌عنوان باورها و آئین‌های کهن اقوام ترکمن استوار است. پری‌خوان‌ها (پر‌خوان) در بین اقوام ترکمن به‌عنوان اصلی‌ترین و آخرین بازماندۀ شمن‌ها به‌شمار می‌روند. هریک از پری‌خوان‌ها لشکری از اجنه را در اختیار و فرمان خود دارند. در این پژوهش سعی خواهد شد به پرسش‌های اساسی مانند عناصر کلیدی نمادین در آئین شمنیسم، جایگاه شمن باوری در نظام اعتقادی ترکمن‌ها و خاستگاه‌های تاریخی-فرهنگی آئین شمنیسم در فرهنگ اقوام ترکمن پاسخ دهد.

محرم باستانی، نعمت‌الله علی‌محمدی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

اصولاً نماد شکل‌گیری و تثبیت یک حاکمیت سیاسی، ضرب سکه است. حکمرانان شیعی آل‌بویه، ازجمله حکومت‌های محلی و منطقه‌ای گسترۀ جغرافیایی ایران بودند که بعد از تشکیل یک حاکمیت سیاسی به سال 322 ه‍.ق.، و به تقلید از حکومت‌های پیشین، مطابق عرف معمول بعد از شکل‌گیری و ثبات حاکمیت سیاسی سکه‌هایی را ضرب کردند. به‌نظر می‌رسد خاندان آل‌بویه در روزهای آغازین حکومت برای اعتباربخشی و مشروعیت حاکمیت سیاسی خود برخی از نمادهای خاندان ‌عباسی و قبل آن را در سکه‌های خود به‌کار گرفته‌اند که با گذر زمان و ورود این حاکمیت سیاسی شیعی به دورۀ میانی و پایانی، تمامی نمادهای حکومت‌های محلی و منطقه‌ای دیگر از رو و پشت سکه‌ها حذف شده و به‌جای آن نمادهایی که نشانگر بینش و تفکر شیعی است، جانشین آن گردید و به‌تدریج باگذشت زمان این نمادها به مرحله‌ای از پختگی و کمال هدایت شدند. یک از موضوعات مهم این دوره از تاریخ آل‌بویه، چرایی ماهیت استفادۀ حاکمان آل‌بویه از نمادهای شیعی و دوری جستن از نمادهای سایر حکومت‌های محلی و منطقه‌ای است. استفاده از شاخص شیعی که نشانگر مرام و اندیشۀ حاکمان سیاسی آل‌بویه است، خود از موضوعات بسیار مهمی است که پژوهش حاضر را بر آن داشته است تا ضمن پویش و واکاوی در منابع و مصادر تاریخی و تحقیقات و پژوهش‌های جدید، دلایل و انگیزه‌ها و بسترهای موجود این تغییروتحول را در سکه‌های آل‌بویه تبیین نماید و ماهیت استفاده از این نمادها و چرایی عدم استفاده نماد دیگر و هم‌چنین رشد و تعالی آن‌ها را از سال 322 تا 454 ه‍.ق.، یک دورۀ 123 ساله را با این پرسش، شاخص‌‌های ضرب سکه‌های فرمانروایان شیعی آل‌بویه در ایران چیست؟ و چگونگی اقتباسات، ابتکارات و افتراقات آن در قبال سایر مسکوکات را به چالش بکشد. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهند که خاندان حکومت‌گر آل‌بویه همانند سایر خاندان‌های حکومت‌گر عصر خود، نخست برای مشروعیت‌بخشی به‌نظام تازه‌تأسیس مجبور بوده‌اند که از نمادهای بنی‌عباسی و قبل آن در ضرب سکه‌هایشان به‌کار گیرند و باگذشت زمان و تثبیت حاکمیت سیاسی درصدد برآمدند تا نمادهای شیعی و ایرانی را برروی سکه‌های خود درج نمایند و حاکمیت خود را با ضرب سکه‌های دینار (طلا) و درهم (نقره) به رخ همگان بکشند.

علی زارعی، مریم ظهوریان، علیرضا حسنی‌آبیز،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

هنر و صنعت قفل‌سازی هم‌چون دیگر هنرهای فلزی ایران به نوعی بازتاب آداب، عقاید و سنن مردم این سرزمین است. این هنر، درآمیختگی ظریفی از زیبایی‌شناسی با فولاد و آهن است و درنهایت به هم‌نشینی قابل‌تأمل هنر و صنعت می‌انجامد؛ از ‌این‌رو، می‌توان دریافت که با مقوله‌ای ارزشمند مواجه هستیم که ظرفیت‌های گوناگون بصری، فرمی و زیبایی را در خود نهفته دارد. هدف از انجام این پژوهش، ضمن دسته‌بندی قفل‌ها و ویژگی‌های فرم و نقش، شناخت قابلیت‌ها و کارکردهای متفاوت، به رمزگشایی نقوش و سنت‌ها و باورهای پیرامون آن‌ها می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش و مطرح در مورد این موضوع آن‌ است که، نقش‌مایه‌های قفل‌های دورۀ صفویه از کجا اقتباس شده است؟ ویژگی‌های فرمی و مفهومی نقوش به‌کاررفته در قفل‌های دورۀ صفویه چگونه است؟ و تا چه میزان با جنبه‌های اعتقادی دورۀ صفویه ارتباط دارد؟ این پژوهش از نوع بنیادی و به‌لحاظ ماهیت به شیوۀ توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به‌صورت میدانی و کتابخانه‌ای و با تکیه‌بر توصیف، تحلیل و تاریخ خواهد بود. در این‌گفتار، سعی‌بر این بوده است که بیان نماید در دورۀ صفویه قفل علاوه‌بر جنبۀ حفاظتی کاربردی) برخوردار از جنبۀ آئینی بوده و رابطۀ مستقیم و تنگاتنگ با سنت اسلامی داشته است. بنابراین با تحلیل نقوش و کتیبه‌های به‌جای مانده بر قفل‌ها می‌توان دریافت که نقوش براساس کارکرد قفل، توسط هنرمند ابتدا انتخاب و سپس طراحی شده‌اند. بر این‌اساس می‌توان کارکرد کاربردی، کارکرد مذهبی و کارکرد طلسم‌گونۀ برای قفل‌های این دوره مطرح نمود. 

طاهره شکری،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

مُهرها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین داده‌های باستان‌شناسی، همواره در مطالعات این علم و هنر باستان موردتوجه بوده‌اند. شهر شوش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستانی ایران در دوره‌های مختلف تاریخی-فرهنگی، به‌ویژه دورۀ ایلام، داده‌های فرهنگی-هنری بسیاری ازجمله مهرها را در اختیار باستان‌شناسان و متخصصین تاریخ‌هنر قرار داده است. یافته‌های به‌دست‌آمده از این شهر باستانی، گویای سبک‌های گوناگون هنری در دوره‌های پشت‌سر گذاشته‌شده در آن بوده و سبک‌های گوناگون حکاکی مهر و شمایل‌نگاری آن‌ها که می‌تواند بیان‌کنندۀ اطلاعاتی در زمینه‌های مختلفی چون نمادها، اسطوره‌ها و یا داستان‌های روایی باشند، در میان این داده‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. در دورۀ ایلام و به‌طور خاص ایلام قدیم که مورد بحث این پژوهش  است، سبک‌های هنری مختلفی در حکاکی‌های مهرها دیده می‌شود؛ سبک‌هایی که هم می‌تواند گویای هنر ویژۀ ایلامی باشد و هم در برخی موارد از تأثیر سبک‌های حکاکی سرزمین همسایه، یعنی بین‌النهرین بی‌بهره نبوده‌اند. در همین‌راستا، در اینجا گزیده‌ای از مهرهای دورۀ ایلام قدیم شوش (تعداد 11 عدد) که متعلق به موزۀ ملی ایران هستند، با هدف مطالعۀ تصاویر آن‌ها به‌لحاظ داشتن سبک فرهنگی-هنری خاص بررسی می‌شوند، و پژوهش در جهت پاسخ‌گویی به این پرسش که آیا حکاکی‌های این مهرهای ایلام قدیم می‌تواند بیان‌کنندۀ سبک روایی ویژه‌ای باشند؟ صورت گرفته  است. مطالعۀ انجام‌گرفته که به‌روش کتابخانه‌ای-موزه‌ای و با تحلیل تطبیقی تصاویر همراه بوده است، می‌تواند راوی قدرت ارباب حیوانات / یا شاید فرد برتر جامعۀ آن روز، در حفاظت از حیوانات تحت حمایتش در مقابل حیوانات وحشی باشد و به‌نوعی با این تصویرپردازی‌ها، قدرت او را روایت کرده است. 

مسعود رشیدی‌نژاد، سید مهدی موسوی‌کوهپر، سیروس نصرالله‌زاده،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

 گِل‌مهرهای دورۀ ساسانی گویای ساختار اداری، بازرگانی و دیگر مفاهیم فرهنگی‌اند که در نگارگری و اندازۀ گل‌مهر و شمار نشان مهر بر آن‌ها با یک‌دیگر متفاوتند. این نمونه‌ها در بسیاری موارد مانند دیگر داده‌های فرهنگی این دوره با آرایه‌های نمادین همراه‌اند. برای بررسی اهمیت و توصیف این داده‌ها و نیز پاسخ‌گویی به برخی پرسش‌ها در‌بارۀ چرایی نمادگرایی در گل‌مهرها یا نماد‌کالاها که تاکنون کمتر به آن‌ها پرداخته شده است، گل‌مهرهای ساسانی منقوش و مکتوب مستندنشده در «گنجینۀ موزۀ ملی» برگزیده شدند. در این‌رابطه، معناشناسیِ پرتکرارترین آرایه‌ها، همگونی یا نا‌همگونی میان این نمادها با دیگر نمادهای نقش‌بسته بر آثار این دوره، گاهنگاری نسبی و خاستگاه احتمالی آن‌ها با توجه به نمادها و نگاشته‌های آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند و با گل‌مهرهای گردآوری‌شده در دیگر مجموعه‌های این دوره مقایسه گردیدند.‌ بیشتر نگارهای مهر‌شده بر گل‌مهرهای این مجموعه شامل آرایه‌های انسانی، جانوری و گونه‌های هندسی (منوگرام) است که هر دسته از گوناگونی در فرم و افزونه‌هایی مانند نشان انگشت‌دانه‌ها برخوردارند. برخی از 50 گل‌مهر مورد مطالعۀ ما به‌دلیل سایش و خوردگی و یا شکستگی ارزش خود را در خوانش نبشته‌ها و آرایه‌هایشان از دست داده‌اند و نیز از چگونگی به‌دست آمدن آن‌ها اطلاعی در دست نیست و تنها بر پایۀ نگاشته‌ها و نقوش به دورۀ ساسانی منسوب شده‌اند که پاسخ‌گویی به این مهم افزون‌بر دیگر موارد یکی از اهداف این پژوهش بوده است. بررسی این پژوهش برپایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و مستند‌نگاری گل‌مهرهای گنجینۀ موزۀ ملی همراه با روش‌های مرسوم، یعنی عکاسی و طراحی گل‌مهرها است. 

یعقوب محمدی‌فر، مینا رستگارفرد، اسماعیل همتی‌ازندریانی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

نقش مروارید یکی از برجسته‌ترین و پرکاربردترین عنصر تزئینی در هنر دورۀ ساسانی به‌شمار می‌رود که بازتاب‌های متنوعی از آن در آثار فرهنگی و هنری این دوره مشاهده می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه و اهمیت این نقش در هنرهای تزئینی ساسانی، به تحلیل آن به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین نقوش به‌کاررفته در زیورآلات شاهانه و نمادی مقدس یا معنادار می‌پردازد. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارتنداز: مروارید در هنر دورۀ ساسانی چه نمادها و کاربردهایی را نمایان می‌سازد؟ شاخص‌ترین جلوه‌های بصری مروارید و ارتباط آن با ارزش‌های معنوی در دورۀ ساسانی چگونه تجلی یافته است؟ این پژوهش که از نوع بنیادی است، با رویکرد توصیفی، تحلیلی-تطبیقی انجام شده و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد نقش مروارید در هنر ساسانی فراتر از جنبه‌های تزئینی بوده و به‌عنوان عنصری نمادین، معنوی و سلطنتی شناخته می‌شده است. تحلیل‌ها حاکی از آن است که استفاده از نقش مروارید در این دوره، علاوه‌بر اهداف زیبایی‌شناسانه، در پیوندی عمیق با باورهای زرتشتی قرار داشته و نمادی از فرّه ایزدی به‌شمار می‌رفته است. این نقش‌مایۀ نمادین در گستره‌ای از هنرهای تزئینی، ازجمله منسوجات ابریشمی، ظروف زرین و سیمین، سکه‌ها و تزئینات معماری نظیر گچ‌بری و نقاشی دیواری به‌کار رفته است. استفاده از این نقش در راستای تأکید بر مفاهیمی هم‌چون: مشروعیت سلطنتی، تقدس الهی، و با هدف دستیابی به فرّه افزون‌تر و درنتیجه سعادت و کامیابی بیشتر بوده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که نقش مروارید، با تأکید بر پیوند میان ارزش‌های مذهبی و اجتماعی، به‌عنوان یکی از ارکان اصلی هنرهای تزئینی ساسانی، نمادی برجسته از ارتباط میان انسان، ایزدان و نظام سلطنتی در این دوره بوده است. 


صفحه 1 از 1