logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای میراث‌فرهنگی

بهروز افخمی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

میراث‌فرهنگی، هستی تاریخی یک ملت است. میراث‌فرهنگی کارکردهای داخلی، ملی و بین‌المللی داشته و ذاتاً دارای «ارزش» هست؛ ازجملۀ مهم‌ترین ارزش‌ها «هژمونی نمادین» است. ارزش نمادین میراث‌فرهنگی و تبدیل آن به دارایی‌های فرهنگی در کشورهای مقصد، ابرقدرت‌ها را به فکر تصاحب دارایی‌های فرهنگی کشورها، به‌ویژه در کشورهای صاحب میراث‌فرهنگی غنی انداخته و «منازعۀ دارایی‌های فرهنگی» را شکل داده است؛ ازجمله مصادیق آن، تخلیۀ موزۀ موصل کشور عراق توسط «داعش» که احتمالاً به‌نفع موزه‌های بزرگ جهان بود. میراث‌فرهنگی نماد و نمود تلاش جمعی یک ملت در بستر زمان و ذخیرۀ دانایی و توانایی نسل‌های گذشته هستند. پس آثار فرهنگی و اشکال متنوع آن به‌مثابۀ موجود زنده‌ای هستند که می‌توانند همواره بازیابی/بازسازی و حفاظت شوند و به‌صورت مداوم برای کشورها کاربردهای متنوع و متعدد داشته باشند، و ابرقدرت‌ها با بردن آثار و خالی نمودن این کشورها از میراث‌فرهنگی، به‌واقع قدرت نمادین کشورها را تخلیه می‌نمایند. پرسش این پژوهش، تبیین ارزش‌ها، به‌ویژه ارزش «هژمونی نمادین» میراث‌فرهنگی است. میراث‌فرهنگی مصداق جغرافیای فرهنگی یک سرزمین است که حوزۀ نفوذ و رقابت تلقی می‌شود. شیوه‌های جلوگیری از حوزۀ نفوذ و مصادرۀ میراث‌فرهنگی چگونه است؟ پژوهش حاضر، نظریه‌ای را ارائه می‌دهد که براساس این نظریه، میراث‌فرهنگی به‌مثابۀ دارایی فرهنگی قلمداد شده و می‌تواند جایگاهی بااهمیت در تصمیمات اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی کشور داشته باشد. درنهایت، شکل‌گیری منازعۀ دارایی‌های فرهنگی در خاورمیانه را با ذکر مصادیقی تبیین، و دلایل منازعه قدرت‌ها برای تصاحب میراث‌فرهنگی کشورهای هدف را تحلیل کرده است. 

رضا دانش‌زاده، رضا اولادی، کامبیز پورطهماسی، غلامرضا رحمانی،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

 سقانفار، نوعی بنای چوبی با کارکرد مذهبی در استان مازندران بوده که احداث بیشتر این بناها به دورۀ قاجار برمی‌گردد. در این بناها، هرسـاله در ماه محرم مراسـم عـزاداری برگـزار می‌شود. باوجود اهمیت فرهنگی سقانفارهای مازندران، تاکنون نوع چوب‌های مورداستفاده در آن‌ها بررسی نشده و پژوهش‌ها محدود به معماری و نقاشی‌های آن‌ها بوده است. در این پژوهش، چوب‌های به‌کار‌رفته در اجزای مختلف پنج سقانفار قائم‌شهر (ریکنده، سیدابوصالح، قادیکلای نوکنده‌کا، وسطی‌کلا و آهنگرکلای بیشه‌سر) به‌صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج فهرست ویژگی‌های آناتومی چوب از مقاطع میکروسکوپی رنگ‌آمیزی‌شده، هر نمونه شناسایی شد. در بررسی ماکروسکوپی، تمام چوب‌ها بخش‌ روزنه‌ای بودند. ‌غیر از نمونۀ قادیکلای نوکنده‌کا، سایر نمونه چوب‌ها پس از غوطه‌وری، آب را به‌رنگ طلایی درآوردند. گونۀ استفاده‌شده در سقانفارهای وسطی‌کلا، ریکنده، سیدابوصالح و آهنگرکلای بیشه‌سر، آزاد (Zelkova carpinifolia) و چوب‌های سقانفار قادیکلای نوکنده‌کا، بلوط اوری (Quercus macranthera) شناسایی شدند. هر دو چوب، بادوام بوده، نم‌پذیری کمی ‌داشته و درصورت استفاده در ساختمان نیاز چندانی به مراقبت و تعمیر ندارند. پراکنش بلوط و سایر گونه‌های درختی با چوب ساختمانی باکیفیت در جنگل‌های نزدیک سقانفار‌ها، به‌اندازه یا بیش از آزاد بوده است؛ از این‌رو، ترجیح این چوب نمی‌تواند صرفاً به در دسترس بودن و کیفیت فنی آن مربوط باشد. با توجه به این‌که از قرن 16م.، به‌بعد چوب آزاد یکی از محبوب‌ترین چوب‌ها برای ساخت بناهای تاریخی و مذهبی در شرق دور (به‌خصوص در کره و ژاپن) بوده و با توجه به تأثیرپذیری معماری و  نقاشی سقانفارهای چوبی قدیمی‌تر از فرهنگ شرقی، می‌توان انتخاب چوب آزاد برای ساخت این اماکن را تا حدی متأثر از تبادلات فرهنگی دانست.    

مینو سلیمی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

در مخاطرات طبیعی مانند زلزله، یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که دچار آسیب می‌شود، میراث‌فرهنگی است. میراث‌فرهنگی (ملموس و ناملموس) در تطبیق‌پذیری، تاب‌آوری و بازسازی جامعۀ فاجعه‌دیده نقشی بنیادین دارد. مطالعۀ نحوۀ مدیریت میراث‌فرهنگی در زمان بحران در زلزلۀ آبان‌ماه 1396ه‍.ش. کرمانشاه هدف اصلی این مطالعه است. این پژوهش به‌دنبال پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی است که، آیا مدیران بحران توانستند میراث‌فرهنگی را در زمان زلزله سرپل‌ذهاب مدیریت کنند و این‌که آیا مدیریت بحران میراث‌فرهنگی در زلزلۀ سرپل‌ذهاب توانایی ارائه مدلی جهت افزایش تاب‌آوری و انطباق‌پذیری میراث‌فرهنگی در زمان بحران را دارد؟ یافته‌های این مطالعه میدانی که براساس سنجش مفاهیم تاب‌آوری و آسیب‌پذیری در چرخۀ مدیریت بحران است، نشان‌داد که مدیریت بحران در حوزۀ میراث‌فرهنگی در زمان بحران و بعد از آن باوجود برآورد آسیب‌پذیری‌ها عملکرد قابل‌قبولی نداشته است. از آنجا که برطبق الگوها و مدل‌های افزایش تاب‌آوری جامعۀ ما، جامعه‌ای تاب‌آور نیست، درنتیجه مدیریت میراث‌فرهنگی  نیز به‌صورت روشنی موضوع انطباق‌پذیری و تاب‌آوری را درنظر نگرفته و تنها به مرمت و بازسازی حداقلی آثار تاریخی در زمانی موقت اکتفا کرده است. در چرخۀ مدیریت بحران، اقدامات پیش از بحران که سبب کاهش آسیب‌پذیری در مخاطرات آتی خواهد شد، در رابطه با زلزله در این مناطق درنظر گرفته نشده است. در مرحلۀ بازیابی و بازتوانی اجتماعی باتوجه به ویژگی‌های فرهنگی مردم، میراث ناملموس توانایی بالابردن تاب‌آوری اجتماعی و فرهنگی درمیان مردم آسیب‌دیده را تا حد قابل‌توجه‌ای افزایش داده است. این درحالی است که مدیریت بحران جامعه و میراث‌فرهنگی  هرگز نتوانسته به‌عنوان مخزنی برای دانش‌اندوزی در جهت کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری در جامعه به‌وجود آورد تا بتواند در چرخۀ مدیریت بحران تاب‌آوری و آسیب‌پذیری را در رابطه‌ای متوازن و متعادل قرار دهد.  


صفحه 1 از 1