logo

جستجو در مقالات منتشر شده


1 نتیجه برای میان‌رودان

داود شادلو،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

اسب در فرهنگ ایران و میان‌رودان، چه از دیدگاه اساطیری و چه کاربردی، نقشی برجسته داشته است. پرداخت زیبایی‌شناسانه به سازوبرگ اسب، جدا از سویۀ کاربردی آن، ارجی بوده که به اسب و سوار گزارده می‌شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل ساختار، طرح و شیوۀ نقش‌زنی جل اسب در ایران و میان‌رودان طی بازۀ زمانی ۱۹۰۶پ.م. (آشوریان) تا ۳۳۰پ.م. (هخامنشیان) انجام شده است. پرسش پژوهش آن است که، ساختار، طرح و نقش جل‌های اسب در این دوران چه ویژگی‌هایی داشته است؟ ضرورت انجام این مطالعه، ناشی از آن است که باوجود اهمیت اسب و سازوبرگ آن در تمدن‌های باستانی، جنبه‌های زیباشناختی و ساختاری جل‌های کهن کمتر در پژوهش‌های پیشین بررسی شده‌اند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برپایۀ تحلیل کیفی داده‌های اسنادی و شواهد باستان‌شناسی انجام شده است. داده‌ها ازطریق فیش‌برداری گردآوری و جامعۀ آماری، کلیۀ نمونه‌های در دسترس (فرش‌ها، یافته‌های تصویری و باستانی) است که براساس آن‌ها، ساختار و طرح جل‌های این دوره قابل‌شناسایی و تحلیل است. نتایج نشان می‌دهد که جل اسب در میان‌رودان و ایران از مرحله‌ای ساده و کارکردی در دورۀ آشوری به مرحله‌ای پیچیده‌تر و آذینی در دوره‌های ایلامی، مادی و هخامنشی تحول‌یافته است. در این روند، ساختار جل‌ها از نظر ابعاد و اجزا تکامل‌یافته و از نمونه‌های کوچک و بی‌نقش به نمونه‌هایی گسترده با نقوش جانوری و گیاهی منظم و متقارن تبدیل شده است. نقوش افزون‌بر کارکرد تزئینی، بازتابی از ذوق زیباشناختی، مناسبات قدرت و فرهنگ بافندگان بوده‌اند. از منظر فنی، به‌کارگیری دو شیوۀ تخت‌بافی و گره‌بافی نشانگر پیوند میان سنت‌های کاربردی و مهارت‌های بافندگی پیش‌رفته در این دوران است. درمجموع، سیر تحول طرح و نقش جل اسب، نمایانگر پیش‌رفت تدریجی در مهارت فنی، دقت ساختاری و درک زیبایی‌شناسی است که زمینه‌ساز تداوم هنر فرش‌بافی شده است. 


صفحه 1 از 1