آمیزش موسیقی و شعر، اغلب راه بالندگی این دو هنر را به ژرفاندیشی و نازکاحساسی شاعرانه میگشاید. در دورۀ عباسی که هنر، تمدن و فرهنگ ایران ساسانی در ارکان جامعه بهشدت نفوذ کرده بود، موسیقی بهعنوان یکی از نمادهای تمدن ساسانی جایگاه ارزندهای یافت و شاعران دورۀ عباسی با بهکارگیری ابزار موسیقی، تصاویر زیبایی آفریدهاند. در این میان، شاعری چون «ابونواس» در تصویر آفرینی شاعرانه با سازهای موسیقی بسیار توانمند بوده است. وی ساز موسیقی را با احساس انسانی درمیآمیزد، و آن را نَه سیمی خشک، یا چوبی بیروح؛ بلکه نوایی پُرسوز و گداز و نغمهای لذتآفرین میداند که از جان آدمی بر میخیزد. وی در اشعار خود به ذکر برخی از اسامی این سازها: عود، نی، چنگ و دف، طنبور و مزمار از مهمترین این سازهایند.
مصطفی باقرزادهچالشتری، سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده
اولین جرقههای موسیقی در ذهن انسان با شنیدن اصوات طبیعت آغاز شد و احتمالاً با جستوخیزها، پایکوبی و دستافشانیها آغاز و تبدیل به آواز و سرود شده است. این اعمال در مراسمات، نیایش و شاید جشن جمعآوری محصول انجام شده و بهتدریج آنرا یکنواخت کرده و حرکات موزون، ضرب و ریتم را بهوجود آورده است. آنها با نواختن دستها بههم و بدن، کوبیدن دو چوب به یکدیگر و با زدن دو کندۀ توخالی برهم و هر شئ که میتوانست صوتی از خود خارج کند، آرامآرام به توازن رسیدند و معتقد بودند که این اصوات و الحان دارای تأثیرات جادویی است. در این میان افسانههایی نیز در اقوام مختلف بر سر زبانها بوده مبنیبر پیدایش موسیقی، که سالها سینهبهسینه نقل شده است؛ از جمله ساختهشدن ساز لیر که با رودۀ آپولون انجام شده و یا تراش کاسۀ لاکپشت که توسط هرمس انجام شده است و یا قهر الهۀ خورشید و حتی دستور امپراطور چین، هاکونگتی مبنیبر ابداع موسیقی و تقلید کردن صدای پرندگان با آلات موسیقی. محور این پژوهش عودهای گردنی است که آثار آن را در هنر ایلام باستان و بینالنهرین میتوانیم جستوجو کنیم. هدف اصلی این پژوهش نیز بر بررسی و تحلیل اینگونه ساز، انواع این ساز و شیوۀ ساخت آن تمرکز دارد و بر این اساس در این پژوهش سعی شده است با شیوۀ میدانی و کتابخانهای در مورد عودهای گردنی توضیح داده و همچنین دربارۀ لاکِ لاکپشت که در کاوشهای باستانشناسی مخصوصاً در قبور بهدست میآیند و تنۀ اصلی این سازها هستند. در این پژوهش دو نوع ساز عود گردنی که شامل عودهای گردنی ملودیک و عودهای گردنی هارمونیک میباشند، از نظر ساختار مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر نگارنده، تکامل یافتۀ این سازها در عصر حاضر، سازهای تار، سهتار، تنبور و دیگر سازهای مضرابی است.
موسیقی ازجمله پدیدههای هنری جوامع بشری است که از دوران باستان تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته و ابزار و آلات آن در هر دوره به اشکال و فرمهای مختلف نمود پیدا کرده است. برخی از محققین بدونتوجه به جایگاه موسیقی در جوامع باستانی ایران، نظرات ضدونقیضی در رابطه با پیشینۀ آلات موسیقی مطرح کردهاند. با استناد به مدارک بهدستآمده از کاوشهای باستانشناختی، نقوشبرجسته و سنگنبشتهها، بیانگر ارتباط دیرین هنر موسیقی با جوامع و فرهنگهای ایرانباستان است. هنر موسیقی در دوران تاریخی (ایلامیها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) دارای شواهد و یافتههای گوناگونی است که با مطالعه، تجزیه و تحلیل روند آنها میتوان به اهمیت و نقش این هنر در جوامع دوران باستان پیبرد. در همینراستا مهمترین پرسشهای این پژوهش عبارتند از: 1. در هرکدام از دورههای پیش از اسلام از چهنوع آلات و ادوات موسیقی استفاده میشده است؟ 2. نمود و شواهد هنر موسیقی در دوران باستان را براساس چه مدارکی میتوان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؟ 3. تنیدگی و پیوند هنر موسیقی با طبقات اجتماعی و شرایط فرهنگی جوامع ایرانی قبل از اسلام چگونه قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر دارای رویکرد توصیفی-تحلیلی است و دادههای آن ازطریق مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شدهاند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران تاریخی، هنری است که بیشتر در طبقۀ حاکم اجتماع رواج داشته و دربار، محل و جایگاهی برای تجمع هنرمندان خبره در زمینۀ موسیقی بهشمار میرفته و احتمالاً هنرمند چیرهدست موسیقی، خود فردی از طبقۀ فرودست جامعه تلقی میشده است. همچنین شواهد پژوهش نشان میدهد در هر دورۀ تاریخی، از آلات و ادوات موسیقی خاص استفاده میشده و نواختن سازهای گوناگونی همچون: چنگ، نی، طبل، سرنا، دهل و غیره در نیایشها، مراسم قربانی، عروسی و عزا، بیانگر پیوستگی این هنر با زندگی معنوی و حتی نظامی جامعۀ وقت بوده است.