logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای مهرها

حمزه قبادی‌زاده، موسی سبزی، کاظم امیدی،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

مهرها اگرچه بیشتر با رویکرد تاریخِ هنری موردمطالعه قرار می‌گیرند، اما می‌توانند منبع مهمی برای مطالعۀ وضعیت اجتماعی-اقتصادی جوامع باستانی باشند. مُهر موردمطالعه در پژهش حاضر توسط یک راهنمای محلی به‌هنگام بازدید نگارندگان از تپۀ گوهرگوش واقع‌در روستای فتاح‌آباد از توابع شهرستان دلفان استان لرستان از داخل خاک‌های حفاری غیرمجاز در بخش جنوبی تپه یافت شده است. پیش‌تر از محوطه‌های مختلفی در میان‌رودان نیمۀ غربی و حتی مناطق مرکزی ایران مهرهایی قابل مقایسه با نقش مُهر گوهرگوش از نظر سبک‌شناسی معرفی و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. در پژوهش پیش‌رو تلاش می‌شود با مطالعه و مقایسۀ سبک‌شناسی و شمایل‌نگاری مهر تپۀ گوهرگوش که از این پس با این عنوان آمده است، با نمونه‌های مشابه به پرسش‌هایی در ارتباط با سبک‌شناسی و تاریخ‌گذاری آَن پاسخ داده شود. اصلی‌ترین پرسش‌های این پژوهش این است که مُهر تپۀ گوهرگوش به چه دورۀ زمانی تعلق دارد؟ سبک آن بومی است یا متأثر از مناطق دیگر است؟ بافت و بستر تاریخی-سیاسی هم‌زمان با دورۀ زمانی احتمالی آن چه نقشی در نفوذ این مهر با این سبک در پیشکوه داشته است؟ در پاسخ با این پرسش‌ها فرضیه‌های مختلفی را می‌توان مطرح کرد؛ از جمله: به احتمال خاستگاه و سبک مهر مورد مطالعه آشوری است، و فرض دوم این‌که، خاستگاه آن بومی ولی متأثر از سبک آشوری است؛ هم‌چنین به احتمال تاریخ آن نیمۀ اول هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد است. فرض بعدی در پاسخ به پرسش دوم است که به احتمال ظهور حکومت الیپی در سده‌های اولیۀ هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد (به احتمال در پیشکوه)، نقش مهمی در نفوذ و گسترش سبک‌های هنری و سنت‌های سفالی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این حوزه داشته است. در ادامۀ این پژوهش، تمام این پرسش‌ها و فرضیات مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. با مطالعۀ مهر گوهرگوش از جنبه‌های مختلف، به احتمال این مهر به سبک آشورنو و بین سده‌های نهم تا هفتم پیش‌ازمیلاد است. کشف آن در تپۀ گوهرگوش می‌تواند سرنخی از روابط زاگرس‌مرکزی با آشور در این بازۀ زمانی باشد.

بهار رضائی‌‌باغ‌بیدی، حسن کریمیان، کمال‌الدین نیکنامی،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

استان فارس خاستگاه ظهور دو شاهنشاهی هخامنشی و ساسانی در تاریخ ایران بوده است. وجود آثار تاریخی مهم از این دو دوره در فارس آشکارا جایگاه این استان را نشان می‌دهد. یکی از این مناطق در فارس، داراب است که محل قرارگیری شهر دارابگرد در دورۀ ساسانی بوده است. به نسبت اهمیت این منطقه در سپهر تاریخی و باستان‌شناسی ایران، پژوهش‌های صورت‌گرفته، اندک به‌نظر می‌رسد؛ با توجه به اهمیت این شهر در دورۀ ساسانی، در این پژوهش تلاش گردیده تا تصویری روشن از جایگاه شهر و خوره دارابگرد ترسیم و ساختار دفاعی آن بازسازی گردد؛ این پژوهش بر آن است تا با توجه به بررسی‌های باستان‌شناسی اخیر در دشت داراب دریابد که دارابگرد دارای چه جایگاهی در ساختار اداری و سیاسی ساسانیان بوده است و تا چه زمانی این اهمیت تداوم دارد؟ هم‌چنین باتوجه به‌وجود قلاع و استحکامات نظامی پیرامون شهر دارابگرد، ساختار دفاعی و نگهبانی از شهر و دشت داراب چگونه عمل می‌کرده است؟ در نگاه نخست مشاهده ویرانه‌های شهر دارابگرد که بیانگر شکوه گذشته آن است از یک‌سو و وجود یک نقش‌برجسته، ضرابخانۀ بزرگ و‌ مهم که پس از دورۀ ساسانیان و در قرون نخستین دورۀ اسلامی نیز فعالیت داشته و هم‌چنین مُهرها و گِل‌مهرهای به‌دست آمده اهمیت این محدودۀ جغرافیایی را طی دورۀ ساسانی و اوایل دوران اسلامی نشان می‌دهد. به‌همین دلیل وجود یک ساختار دفاعی منسجم برای شهر دارابگرد و دشت داراب ضروری است. باتوجه به شناسایی 14 قلعه در بررسی‌های باستان‌شناسی دشت داراب، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی شواهد باستان‌شناسی را در کنار شواهد تاریخی قرار داده است تا بتواند درک درستی از ساختار دفاعی دشت داراب در دورۀ ساسانی ارائه کند. این پژوهش نشان می‌دهد که جغرافیای دشت داراب در شکل‌گیری شهر دارابگرد و ساختار دفاعی آن مهم‌ترین نقش را داشته است. 

علی خایانی، شکوه خسروی،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

مهرهای استامپی از پایدارترین اجزای سنت‌های اداری زاگرس‌مرکزی به‌شمار می‌روند. با این‌حال، ناهمگونی داده‌های باستان‌شناسی و کمبود شواهد دارای لایه‌نگاری مطمئن، به‌ویژه برای اواخر هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد به بحث‌های جالب‌توجهی دربارۀ تداوم یا گسست این سنت‌ها دامن زده است. این پژوهش با بهره‌گیری از داده‌های تازه منتشر شده از: تپه تیلینه، گودین‌تپه، چغاماران و تپه دهسوار، سیر تحول سنت مهرهای استامپی در زاگرس‌مرکزی در فاصلۀ حدود 5000 تا 2500پ.م. را در چارچوب یک گاهنگاری منطقه‌ای به‌روز بازنگری می‌کند. پژوهش ازطریق بررسی تطبیقی سبک، نگاره‌شناسی و بافت باستان‌شناسی مُهرها و اثرمُهرهای استامپی، تفسیرهای مختلف دربارۀ تحول سنت‌های اداری در این منطقه را ارزیابی می‌کند. شواهد نشان می‌دهد که سنت مهرهای استامپی از دورۀ مس‌وسنگ قدیم (5000-4600پ.م.) تا مس‌وسنگ جدید 1-3 (4600-3700پ.م.) در زاگرس‌مرکزی رواج داشته و ضمن تحولات بومی، با شبکه‌های فرامنطقه‌ای نیز در تعامل بوده است؛ هم‌چنین پس از یک شکاف ظاهری در شواهد مربوط به مس‌وسنگ جدید 4-5 (3700-3100پ.م.)، این سنت در عصر مفرغ قدیم (3100-2500پ.م.) نیز تداوم یافته است؛ بنابراین، هرچند ساخت و استفاده از مهرهای استامپی در اواخر هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد تحت‌الشعاع مهرهای استوانه‌ای و فناوری‌های اداری فرامنطقه‌ای قرار گرفت، سنت مهرهای استامپی زاگرس‌مرکزی در عصر مفرغ قدیم هم‌چنان به حیات خود ادامه داد. تحلیل مدارک موجود نشان می‌دهد که این شکاف ظاهری بیش از آن‌که ناشی از وقفه‌ای واقعی در تولید و استفاده از مهرهای استامپی باشد، نتیجۀ رویت‌پذیری و شرایط بقای مواد فرهنگی و دامنه و دقت محدود کاوش‌های باستان‌شناسی در محوطه‌های کلیدی منطقه است. نتایج این پژوهش از الگویی مبتنی‌بر تداوم نسبی همراه با تحول سبکی، نگاره‌شناسی و اداری در سنت مهرهای استامپی زاگرس‌مرکزی حمایت می‌کند. این یافته‌ها نقش فعال جوامع زاگرس‌مرکزی در شکل‌گیری و تحول شیوه‌های اداری را برجسته می‌سازد و در بحث‌های گسترده‌تر دربارۀ تداوم فرهنگی، برهم‌کنش‌های فرامنطقه‌ای و توسعۀ نهادهای اداری و سیاسی در جنوب‌غرب آسیا در دوران پیش‌از‌تاریخ سهیم می‌شود.


صفحه 1 از 1