محوطۀ باستانی ناتل در روستای ناتلکنار علیا از توابع شهرستان نور و به فاصلۀ شش کیلومتری جنوبغربی آن در غرب استان مازندران قرار گرفته است. بهدلیل اهمیت این محوطۀ تاریخی، علاوهبر بررسیهای باستانشناسی انجامشده، تاکنون سه فصل کاوش در سالهای 1387، 1389 و 1395 ه.ش. در این محوطه به انجام رسیده است. پژوهش حاضر بر بخشی از یافتههای سفالی فصول اول و دوم این کاوش که در اختیار نگارنده قرار گرفته بود، متمرکز است که تعداد 2166 قطعه سفال لعابدار و بدون لعاب را شامل میشود. گاهنگاری نمونههای مذکور و بهتبع آن آگاهی دقیقتر از دورههای استقراری محوطه، شناخت هرچه بهتر و بیشتر سفال این محوطه بهطور اخص و سفال دوران اسلامی مناطق حاشیۀ جنوبی دریای مازندران بهطور اعم، و آگاهی از میزان مشابهت و تفاوت سفالهای بهدستآمده از این محوطه با مراکز عمدۀ سفالگری دوران اسلامی نیازمند مطالعۀ دقیق و همهجانبۀ این نمونهها در قالب طبقهبندی، گونهشناسی و مقایسۀ تطبیقی بود که در قالب این پژوهش برای پاسخ به پرسشهایی نظیر: سفالهای مکشوف از فصول اول و دوم کاوش در محوطۀ تاریخی ناتل، به چه دوره یا دورههایی تعلق دارند؟ و سفالهای مکشوف از شهر تاریخی ناتل، از نظر کیفیت ساخت و تزئینات در مقایسه با مراکز عمدۀ سفالگری ایران در دوران اسلامی از چه وضعیتی برخوردارند؟ به انجام رسید. پژوهش حاضر، براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی و نیز توصیفی-تحلیلی است که در آن موضوع موردبحث با استفاده از منابع مکتوب و دادههای باستانی تا حصول نتایج علمی دنبال خواهد شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که غالب نمونههای مورد مطالعه به سدههای اولیه (3 و 4 ه.ق.) و میانی اسلامی (5 تا 9 ه.ق.) تعلق دارند، با این توضیح که نمونههای دورۀ ایلخانی و تیموری نسبت به سدههای پیشین در این مجموعه تعداد کمتری را شامل میشود؛ همچنین نتایج مطالعات آماری برروی سفالهای شهر تاریخی ناتل حاکی از آن است که این سفالینهها از کیفیت ساخت و استحکام نسبتاً خوبی برخوردار بوده، اما بهلحاظ شیوۀ ساخت و تنوع نقوش از سطح پایینتری برخوردار است.
محمدابراهیم زارعی، محمد کیخا، سال 10، شماره 36 - ( 6-1405 )
چکیده
سلسله تپههای بیبیدوست در اطراف شهر بنجار از توابع بخش مرکزی شهرستان زابل در شمال استان سیستانوبلوچستان در امتداد کانال نیاتک در جهت شمال به جنوب واقع شده است. این سلسله تپهها بهدلیل برخورداری از حجم انبوه مواد فرهنگی، بهخصوص نمونههای سفالین و مجاورت با محوطۀ زاهدانکهنه، دومین دارالحکومۀ سیستان در دوران اسلامی در مطالعات باستانشناسی و تاریخ سیستان، از اهمیت ویژهای برخوردار بوده، بر همیناساس نیز با صدور مجوز از پژوهشکدۀ باستانشناسی در سال 1395ه.ش. مورد بررسی و گمانهزنی جهت تعیین عرصه و پیشنهاد حریم قرار گرفت2. در این بررسی تعداد 877 قطعه سفالینه مربوط به دوران اسلامی شناسایی، ثبت و مورد مطالعه قرار گرفت. نمونههای مذکور در چهار گروه: سفالینههای بدون لعاب ساده، بدون لعاب منقوش، لعابدار ساده و لعابدار منقوش قرار گرفتند. در این پژوهش تلاش شد تا ابتدا با مطالعۀ منابع کهن و پژوهشهای باستانشناسی هویت واقعی سلسله تپههای بیبیدوست در شمال شهر زاهدانکهنه مشخص و سپس نمونههای سفالین گردآوری شده از سطح سلسله تپههای بیبیدوست برای گونهشناسی و تاریخگذاری نسبی آنها موردمطالعه قرار گیرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده بیانگر این مهم است که سلسله تپههای بیبیدوست با توجه به قرارگیری در محدودۀ و پیوستگی با ساختارهای محوطۀ زاهدانکهنه، بخشی از ربض دومین دارالحکومه سیستان باشد. نتایج مطالعۀ انجامشده بر روی سفالینههای آن نیز از تکنیک ساخت ظروف سفالی با کیفیت بالا در دوران اسلامی، در شمال دشت سیستان خبر میدهد. همچنین نتایج مطالعات بهوضوح ارتباط فرهنگی این منطقه را با حوزههای بلوچستان ایران و افغانستان، خراسان بزرگ، کرمان، فلاتمرکزی و مناطقی از آسیای میانه نشان میدهد. پژوهش حاضر بر آن است تا با انجام مطالعه علمی و روشمند، زمینه را جهت روشن نمودن بخشی از دوران اسلامی سرزمین سیستان فراهمآورد.