از گونههای رایج معماری متأخر تاریخی ایران، بناهای مختلف اربابی هستند که نمونههایی از آنها در دورۀ قاجار ساخته شده و موردتوجه حاکمان شهرها و روستاهای محلی این دوره قرار گرفته بوده است. روستای ورکانه در دهستان الوند شرقی، از توابع بخش مرکزی شهر همدان بهفاصلۀ 15 کیلومتری جنوبشرقی و در درۀ ارزانفود-ورکانه در منطقهای کوهستانی قرار دارد. ادارۀ این روستا در دورۀ قاجار و پهلوی توسط «نقیخان و مهریخانم قراگوزلو» بوده است. از حضور خاندان قراگوزلوها در روستای ورکانه دو بنای تاریخیِ «خانۀ اربابی» و «اصطبل پرورش اسب» با فاصلۀ بهترتیب یکصد و پانصد متری، خارج از بافت روستا بهجا مانده است که در زمرۀ بناهای حکومتی، بهعنوان الگوهای منتخب دو گونۀ متفاوت معماری درباری محلی و قابلقیاس با مجموعۀ بناهای اربابی «قراولخانه» آقاولر در تالش است که مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. هدف اصلی این نوشتار، شناخت الگوها و دگرگونیهای ایجادشده در معماری سنتی روستایی، برمبنای اندیشهها و روشهای تغییرشکلیافته در دو نوع بنای مختلف اربابی دورۀ قاجار و پس از آن است. بر این اساس، جستار پیشِرو با روش توصیفی - تحلیلیِ میدانی به معرفی، تجزیه و تحلیل سبکشناسانه و طبقهبندی عناصر معماری روستایی و تحولات اجتماعی تأثیرگذار در فرآیند شکلگیری معماری اربابی دورۀ قاجار در روستای ورکانه میپردازد. پرسشهای این جستار: نخست، چهعواملی موجب قرارگیری این بناها در خارج از بافت روستا بوده است؟ دوم، این بناهای مورد مطالعه، چه نسبت از معماری منطقه تأثیرپذیرفته و تأثیرگذار بوده است؟ برآیند پژوهش نشان میدهد که براساس ویژگیهای معماری، این دو بنا منفک از بافت روستای ورکانه و با تأثیرپذیری از معماری درباری و اروپایی مرسوم در دورۀ قاجار با مصالح بومآورد ساخته شدهاند که خانۀ اربابی با نقشۀ نیمچلیپایی و شیوۀ برونگرا و اصطبل اسب با نقشۀ مستطیلشکل متقارن ساخته شده است.
دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصلخیز و بیش از یکصد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغداری پررونقی داشت. همچنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان مینمود. بر ایناساس، مسألۀ اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغداری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسشها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغداری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگیهای معماری مرتبط با باغداری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری دادهها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغها و مالکیت خردهمالکان بر برخی دیگر از زمینها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعۀ روشهای استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یکصد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغداری کمک میکرد. مدیریت و نوبتبندی گردش آب قناتها بر پایۀ حجم آبدهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقهای صورت میگرفت. همچنین بر پایۀ شواهد باستانشناسیِ دورۀ قاجار در این دشت ازجمله «باغها و خانهباغهای نامنظم با نقشۀ ارگانیک» و «باغهای منظم اربابی با نقشۀ از پیش طراحیشده»، کشتوزرع به شیوههای کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دورۀ قاجار، کشت معیشتی و در نیمۀ دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص مییافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنانکه درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفیجات و برخی میوهها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنیبر درآمدهای کشاورزی کمک میکرد..