معماری دستکند و زیرزمینی موسوم به «معبد وَرجووی» از بناهای شاخص در گونۀ معماری مذهبی و دستکند در دامنۀ کوه آتشفشانی سهند است که در روستای وَرجووی از توابع شهرستان مراغه، استان آذربایجانشرقی واقع شده است. در منابع گذشته چندان به آرایهها و تزئینات این اثر توجهی نشده و بهطور کلی بسیاری از مطالعات پیشین، تکرار اطلاعات نخستین در رابطه با تاریخ، کاربری و حجاریهای این معماری زیرزمینی هستند. باتوجه به این نکته که درمورد آرایههای معماری این مجموعه، تاکنون مطالعات تخصصی صورت نپذیرفته است، وجود تنوع آرایۀ معماری در این بنا، همچنین وجود شواهدی از کاربرد آرایهها با مصالحی بهجز سنگ در این بنا میتواند ازجمله یافتههای این تحقیق باشد. از اینرو هدف از ارائۀ این مقاله، بازشناسی و معرفی آرایههای معماری دستکند وَرجووی مراغه است که در همینراستا پرسشهایی از قبیل اینکه: در معماری دستکند وَرجووی بهغیر از آرایههای حجاریشده در بدنهها، چه شواهد دیگری از کاربرد آرایهها با مصالح دیگر وجود دارد؟ آرایههای نویافتۀ جدید مربوط به چه دورهای هستند؟ چگونه میتوان ازطریق مطالعه در آرایههای معماری، به تدقیق بخشی از تاریخ استفاده و کاربرد بنا دست یافت؟ مطالعات درراستای هدف مقاله براساس بررسی میدانی (کدگذاری و عکاسی از فضاهای معماری و بررسی دقیق و عکاسی از آرایههای معماری) و مطالعات کتابخانهای جهت تدقیق اطلاعات بهدستآمده انجام گرفت و در ادامۀ تحلیل محتوا صورت پذیرفت. درنهایت آرایههایی ازقبیل اندودهای پوششی و تزئینی (ملات رنگی) و مقرنسکاری و همچنین خوشنویسی ثلث با استفاده از رنگدانه در بنا برای اولینبار شناسایی گردید. موارد فوق نشاندهندۀ کاربرد بنا در طی دورههای مختلف است و میتوان قدیمیترین آثار و شواهد استفاده از گنبدخانۀ اصلی را در کاربری جدیدش در دورۀ اسلامی، به دورۀ ایلخانی نسبت داد.
منظر طبیعی فرهنگی کوهستان سبلان بهدلیل شرایط اقلیمی و سنگهای قابلتراش، یکی از کانونهای اصلی شکلگیری فضاهای دستکند در منطقۀ شمالغرب ایران است. در این منطقه فضاهای دستکند متنوعی در دورههای مختلف فرهنگی تراشیده شده که یکی از شناختهشدهترین آن، مجموعه دستکند-دستساز «آباذر» نیر است. این مجموعه در مطالعات پیشین برخی از پژوهشگران، عموماً متعلق به دورۀ اشکانی با کاربری «مهرابه»؛ یا دوران اسلامی با کاربری «معابد- مقابر بودایی» درنظر گرفته شده است؛ با اینحال دادههای فرهنگی موجود در این مجموعه، با دلایل کافی و مستند باستانشناختی، فرضیۀ نیایشگاه مهری و بودایی را رد میکند. این پژوهش بنیادی ازنظر هدف، کیفی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و جمعآوری اطلاعات بهکمک مطالعات میدانی و اسناد - منابع کتابخانهای انجام شده و بهدنبال پاسخ به دو پرسش اساسی زیر است؛ 1- براساس یافتههای سطحی باقیمانده، گاهنگاری فضای دستکند آباذر متعلق به چه دورههای فرهنگی است؟ 2- فضاهای دستکند (شمارۀ 7) مجموعۀ آباذر نیر چه کارکردهایی داشته است؟ نتایج بیانگر آن است که فضای دستکند مورد بحث، همانند سایر فضاهای این محوطه، کارکرد معیشتی در دوران اسلامی داشته است. نتایج دیگر پژوهش مشخص کرد که مجموعۀ فضاهای محوطۀ آباذر عموماً متأثر از شرایط اقلیمی منطقه ایجاد شده و قابلمقایسه با سایر روستاهای دستکند - دستساز دامنۀ کوهستانهای سبلان و سهند است. فعالیت باستانشناختی اخیر این مجموعه میتواند در شناخت ماهیت کارکردی و گاهنگاری سایر فضاهای دستکند - دستساز دامنههای کوهستان سبلان مفید و راهگشا باشد.