logo

جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای مرمت

نرجس زمانی، حسین احمدی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

کاخ چهلستون همواره آوردگاه مداخلات سنتی و جدید در تعمیر و مرمت دیوارنگاره‌ها بود‌ که گویای سیرتحول دیدگاه‌ها به این امر در ایران می‌باشد. این پژوهش با هدف فهم سیرتحول رویه‌ها و رویکردهای حفاظت و مرمت دیوارنگاره‌ها با رجوع به سنت‌ تعمیرات پیشین و رویکردهای‌ جدید، دیوارنگاره‌هایی‌در کاخ چهلستون را مورد مطالعه قرار داده‌ و درپی پاسخ به این پرسش‌‌ها‌ صورت گرفته‌است؛ سنت تعمیرات‌پیشین چگونه و با چه رویه‌هایی ‌انجام می‌شد؟ رویکردهای جدید حفاظت و مرمت دیوارنگاره‌ها و مبانی و مؤلفه‌های بنیادین آن‌ها چه بود؟ وجوه افتراق این دو، نسبت به‌هم چگونه بود؟روش گردآوری داده‌ها به‌صورت مطالعات اسنادی-کتابخانه‌ای است. ابتدا با اتخاذ روشی تطبیقی و توصیفی، ماهیت تعمیرات پیشین بررسی خواهد شد. سپس ‌پژوهش که رویکردی کیفی و تفسیرگرا دارد با روشی‌تحلیلی به تشریح مباحث دربارۀ سنت‌تعمیرات پیشین و مبانی رویکردهای جدید پرداخته ‌و در پایان با استدلال‌منطقی نتایج ‌تبیین خواهند شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تعمیرات پیشین به‌صورت بازنگاری‌هایی بردیوارنگاره‌های اولیه، در بارقه‌های حیاتی از نگارگری‌سنتی اجرا می‌شد. چنین بازنگاری‌هایی‌ ضمن برخورداری از عناصر تصویری دیوارنگاره‌‌ی اصلی، واجد بیاناتی متفاوت ازسوی هنرمندِ عهده‌دارِتعمیر بود که ریشه در سنت تعمیرات پیشین دیوارنگاره‌ها و زمینه‌های آن داشت. رویکردهای‌ جدید با ارج‌گذاری به دو مقولۀ اصالت‌تاریخی و وحدت زیباشناسانۀ هنری، به حذف پاره‌ای از مراحل تکوین دیوارنگاره‌ها و ارائۀ افزوده‌های مرمتی با تمایزی مشخص نسبت به دیوارنگاره‌های اولیه انجامیدند. رهیافت‌های زیبایی‌شناختی و تاریخ‌نگری غرب سرچشمۀ وجوه افتراق رویکردهای جدید با تعمیرات‌سنتی بود که‌ ضمن برخورداری از ویژگی‌های معناگرایانه همواره معطوف به ذات و ماهیت امور بودند.

طاهره شیشه‌بری، حسین احمدی، احمد صالحی‌کاخکی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

کتیبه‌نگاری در تزئینات بناهای دوران اسلامی، از قرون اولیۀ اسلامی تاکنون موردتوجه هنرمندان قرار گرفته است. کتیبه‌ها به‌مرور زمان و در اثر عوامل مختلف آسیب می‌بینند و نیاز به مرمت پیدا می‌کنند. با توجه به این‌که هرساله در کشور، حجم گسترده‌ای از عملیات مرمتی برروی آثار تاریخیِ آسیب‌دیده، ازجمله کتیبه‌ها انجام می‌شود. با بررسی‌های صورت‌گرفته دیده شد که در اکثر موارد مرمت‌های انجام‌شده، سلیقه‌ای و گاه نادرست است. برای رسیدن به مهم‌ترین علت‌های مرمت نادرست در کتیبه‌های نوشتاری از روش کیفی و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش نظریۀ داده‌بنیاد (گراندد تئوری) بهره برده شد؛ این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی است. داده‌ها ازطریق مشاهدات میدانی و مصاحبه با 12 نفر از افراد در ارتباط با مرمت کتیبه‌ها و به‌شیوۀ نمونه‌گیری هدف‌مند جمع‌آوری شد و داده‌ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج پژوهش نشان‌داد که‌ علاوه‌بر نبود معیار موافق با مبانی نظری مرمت، با توجه به مطرح بودن مقولۀ خط و خوشنویسی، عواملی مانند تجربه‌گرایی خودمدار، تنوع دیدگاه و عدم شناخت و آگاهی کتیبه‌نگار و استادکار سنتی از قوانین مرمتی و نبود دیدگاه هنری استادکار سنتی نسبت به وجوه مختلف کتیبه‌نگاری، سوق‌دهنده به مرمت‌های نادرست بوده و البته عدم برگزاری دوره‌های آموزشی ازطرف نهادهای متولی امر مرمت نیز دخیل بوده است؛ هم‌چنین تنوع رویکردها در مرمت کتیبه‌ها و عدم توجه به قواعد حاکم‌بر هنر کتیبه‌نگاری، به‌عنوان مهم‌ترین پیامدهای مرمت کتیبه‌ها به‌شمار می‌آید. 

حمیدرضا بخشنده‌فرد، ثریا محمدی، هومان بخشنده فرد،
سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده

اثر مورد مطالعه در این پژوهش، یک شمشیر با دستۀ مفرغی و تیغۀ آهنی است که از گورستان باستانی تول، واقع‌در شهرستان تالش استان گیلان، کشف شده است. شئ مذکور، در تاریخ 1381ه‍.ش. در کاوش‌های علمی توسط «محمدرضا خلعتبری» به‌دست آمده است و مربوط به دورۀ عصرآهن II (اوایل هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد) است. اثر مورد مطالعه دارای دوتکه، تیغۀ آهنی و دستۀ مفرغی است که در یک قسمت هلالی‌شکل به‌هم متصل شده‌اند. قسمت انتهای دسته، دارای فرمی به شکل لالۀ گوش است که به «فیل گوش» معروف است. قبل از قسمت فیل گوش، یک برجستگی دیده می‌شود. این پژوهش به کمک مطالعات کتابخانه‌ای و آزمایشگاهی جهت فن‌شناسی و آسیب‌شناسی یک شمشیر با دستۀ مفرغی و تیغۀ آهنی، به‌دست آمده از گورستان تاریخی تول تالش، انجام شد. در این راستا با هدف مطالعۀ فن‌شناسی و آسیب‌شناسی شئ مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستان‌شناسی به روش کتابخانه‌ای، انجام مطالعات فن‌شناسی به روش‌های آزمایشگاهی رادیوگرافی، متالوگرافی، مشاهدات ریزساختاری به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM-EDS) و آنالیز فازی محصولات خوردگی توسط تفرق اشعۀ ایکس (XRD) و همچنین شناخت روش ساخت و شناسایی انواع آسیب‌ها و خوردگی‌ها انجام شد. مطالعات تطبیقی و کتابخانه‌ای تعلق این اثر را به عصر آهن نشان‌داد؛ هم‌چنین آزمایش‌های انجام شده برروی دو قسمت دسته و تیغه نشان‌داد، جنس تیغۀ آهنی آلیاژ آهن - کربن بوده و دستۀ اثر از آلیاژ مفرغ با تکنیک ساخت ریخته‌گری و چکش‌کاری است؛ هم‌چنین اثر دارای خوردگی گالوانیکی است.

پیمانه پرناک، حمیدرضا بخشنده‌فرد، علی‌اصغر نوروزی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

در کاوش محوطۀ‌ باستانی زاغه در منطقۀ کارون 4، اشیاء فلزی متعددی مربوط به دورۀ ایلام میانه کشف‌ شده است. در این پژوهش چهار گوشوارۀ فلزی مکشوف از این محوطه با هدف مطالعات فنی و آسیب‌شناسی، ارائۀ طرح حفاظت‌-‌مرمت و انجام عملیات درمان مورد مطالعات آزمایشگاهی و دستگاهی قرار گرفته است؛ در همین‌راستا، دو پرسش اصلی به‌شرح زیر مطرح شده، که سعی‌بر یافتن پاسخ مناسبی برای آن دارد؛‌ 1-ترکیب عنصری، نوع آلیاژ و نحوۀ ساخت چهار گوشوارۀ موردنظر چیست؟ 2- فرایند تخریب و خوردگی در اشیاء مذکور چگونه است؟ به این‌منظور، جهت شناسایی ترکیب آلیاژ و عناصر موجود در ریزساختار از میکروسکوپ الکترونی (SEM-EDS) و به‌منظور شناسایی روش ساخت و شکل‌دهی اشیاء از رادیوگرافی اشعۀ ایکس و متالوگرافی (OM) استفاده گردید. نتایج آنالیز شیمیایی اشیاء بیانگر تولید آن‌ها از آلیاژ برنج، مس خالص، مفرغ و نقره بود. مطالعات میکروسکوپی نشان‌داد که ریزساختار نمونه‌ها شامل ماتریس فلزی همراه با آخال‌های سولفیدی و گویچه‌های سربی است. ساخت گوشوارۀ برنجی در چرخه‌ای از کار سرد و آنیلینگ است و آخرین مرحلۀ شکل‎گیری آن کارِ سرد بوده است. گوشوارۀ مسی و نقره‌ای در چرخۀ متناوب چکش‌کاری و تاب‌کاری ساخته ‌شده‌اند. در گوشوارۀ مفرغی وجود دندریت‌ها بیانگر ساخت شئ به‌روش ریخته‌گری است. پدیدۀ اتفاق‌افتاده در همۀ نمونه‌ها نیز اکسیداسیون است؛ هم‌چنین با استفاده از روش‌های آنالیز پراش پرتوایکس (XRD) به شناسایی لایه‌های تشکیل‌شده پرداخته شد. در نمونه‌های ساخته‌شده از مس خوردگی، کوپریتی و مالاکیتی است، در لایۀ خوردگی شئ نقره نیز میزان کلر و اکسیژن افزایش‌ یافته است که منجر به ایجاد اکسید نقره یا همان آکانتیت شده است. 

سیّد حافظ کریمیان‌گل‌سفیدی، علی زمانی‌فرد، ملیحه محسنی،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

در طول تاریخ، آثار معماری ممکن است مورد مرمت، تغییر کاربری، گسترش فضایی و الحاق نمودن عناصر معماری قرار گیرند. پرداختن به الحاقات، در راستای خواناسازی، مرمت تکمیلی یا دخل و تصرف در عناصر سازندۀ اثر، مسأله‌ای پیچیده خواهد بود. در فرآیند مرمت، انتخاب لایه‌ها جهت حفاظت، تثبیت و یا تخریب -جهت افزایش شناخت و حفاظت از لایه‌ها- در دستور کار قرار خواهد داشت که دلایل وجودی هر یک از لایه‌ها، زمینۀ اقدامات اصولی را رقم خواهد زد. این پژوهش هدفمندی ایجاد لایه‌های تاریخی در طول زمان را به‌عنوان فرضیۀ خود در نظر دارد؛ هم‌چنین با هدف تبیین اهمیت شناخت علت شکل‌گیری لایه‌های تاریخی در فرآیند حفاظت به دنبال پاسخ به پرسش‌هایی چون: جایگاه لایه‌های تاریخی در تصمیمات حفاظتی چیست؟ و فرآیند تکامل یک بنا چگونه اتفاق می‌افتد؟ است. این پژوهش، ازجمله پژوهش‌های کاربردی و توسعه‌ای، از لحاظ راهبرد در زمرۀ راهبردهای ترکیبی و تلفیق روش‌های تحقیق چندگانه است که با استفاده از اسناد بایگانی‌شده، کار میدانی و با تکیۀ اساسی بر روش تحقیق بر پایۀ نمونۀ موردی و تحلیل داده‌ها به‌صورت کیفی خواهد بود. جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای، اسنادی و تکیه‌بر مشاهدات میدانی بوده است. جهت تبیین موضوع، محتوا و شناخت پدیده در متن زندگی واقعی به‌صورت یکپارچه و عمیق، نمونۀ موردی بنای پیربکران به‌دلیل ویژگی‌های معماری و لایه‌های تاریخی با اهمیت انتخاب شده است و مسیری که باید جهت شناخت ابنیۀ دارای لایه‌های تاریخی مختلف برداشته شود را نمایش می‌دهد. نهایتاً این پژوهش بر این موضوع صحّه می‌گذارد که حفاظت از بناهای تاریخی باید با دریافت و درک صحیح از اثر و تمامی جوانب آن آغاز شود و در طول فرآیند حفاظت ادامه یابد. شناخت دقیق اثر از حیث وجودی و ماهیتی، شناخت تمامی لایه‌های تاریخی و چرایی ایجاد آن‌ها در طی توسعه و تکامل اثر تا زمان رسیدن به عصر حاضر بخشی از مطالعۀ پیرامون اثر است که شالودۀ مرمتی درخور را رقم می‌زند. 

محسن قانونی، محسن مراثی، حمید فرهمندبروجنی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو در بازه‌های زمانی مختلف در تاریخ سعی‌داشته‌اند تا مبتنی‌بر ادعای خود برای فهم آثار هنری و هم‌چنین تغییر طبع مرمتگران و مخاطبان هنر، حقانیت خود را به اثبات برسانند؛ اما هر یک در بستر خود دارای نقصان‌هایی هستند که وجوهی از اثر هنری را در روند مرمت، تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این‌اساس، پژوهش حاضر سعی‌دارد به روش تحقیق بنیادی نظری و با تکیه‌بر داده‌های کتابخانه‌ای و نمونۀ‌ آثار مرمتی به بررسی سه دورۀ فکری مختلف در مرمت آثار نقاشی بپردازد. برای نیل به این هدف، در سه خوانشی متفاوت: آرای نگرۀ کلاسیک نگاه‌داشت، نگرۀ نگاه‌داشت علمی در نیمۀ اول سدۀ 20م.، و درنهایت نگرۀ معاصر نگاه‌داشت در اواخر سدۀ 20 و آغار سدۀ 21م. پرداخته می‌شود؛ لذا مهم‌ترین پرسش‌های موجود بدین‌شرح خواهد بود: معضل تقابل رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو در نگرۀ کلاسیک نگاه‌داشت، نگرۀ علمی نگاه‌داشت و معاصر در چیست و چگونه می‌توان به تفاهمی مشترک میان آن‌ها دست‌یافت؟ چگونه می‌توان با خوانش آرای هابرماس براساس ایدۀ بیناسوبژکتیو به حل معضل نقصان‌های دو رویکرد سوبژکتیو و ابژکتیو دست پیدا کرد؟ بر این‌اساس رهیافت معضل تقابل رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو و تلاش برای نیل به تفاهمی مشترک میان سوبژه‌ها در ایدۀ بیناسوبژکتیو جستجو می‌شود. هدف اصلی پژوهش بررسی و ارائه ایدۀ بیناسوبژکتیو در مرمت برای حل معضل نقصان‌های دو رویکرد مذکور است. در پایان این پژوهش با خوانش آرای «هابرماس»، سعی‌دارد تا ایدۀ بیناسوبژکتیو را تبیین و نیاز جهان اجتماعی پیرامون و جهان مشترک سوبژه‌ها را در قالبی مشخص پیشنهاد دهد. نتیجۀ اصلی حاصله نشان‌دهندۀ آن است که، ایدۀ بیناسوبژکتیو که در این پژوهش به آن اشاره شد، درواقع رهیافتی است که تلاش‌دارد به حل معضل تقابل سوبژه و ابژه و تعامل سازندۀ سوبژه‌های شناسا در مرمت دست‌یافت. این ایده با مطرح ساختن ایدۀ مثلث‌بندی هابرماس به این نکته اشاره دارد که می‌توان براساس جهان مشترک سوبژه‌ها، جهانی اجتماعی بر پایۀ «نگاه‌داشت معانی» مشترک انسان‌ها یافت.

پرستو نیری، عبدالرسول وطن‌دوست، کوروس سامانیان،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

دیوارنگاره‌های خلق‌شده در گذشته جنبه‌های ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ دورۀ خود را به تصویر می‌کشند که درواقع نوعی بازنمایی از تفکرات و عقاید موجود در زمانۀ خود هستند. نقاشی‌ها در طول زمان و به‌واسطۀ عوامل مختلف در معرض آسیب، فرسایش و تخریب قرار می‌گیرند. در این‌میان حفاظتگران و مرمتگران به‌منظور جلوگیری از پیشرفت فرسودگی‌ها اقداماتی را جهت حفاظت از این‌گونه آثار انجام می‌دهند. این پژوهش قصد دارد تا با جست‌وجو در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگاره‌های کاخ چهل‌ستون اصفهان و به پشتوانۀ بازشناخت سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی در این نقاشی‌ها به تبیین مفهوم و جایگاه خوانایی در این آثار بپردازد. افزون‌بر این، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که، رویکردهای هنرمندان و مرمتگران سنتی تا چه‌میزان برمبنای توجه به سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی استوار بوده است؛ و با عنایت به این موضوع، مفهوم خوانایی در نقاشی‌های دیواری کاخ چهل‌ستون را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ روش پژوهش در این جستار توصیفی-تحلیلی است؛ بنابراین تلاش‌دارد با بررسی تفکرات و نظریات اندیشمندان حوزۀ حفاظت و مرمت و نیز اندیشمندان ایرانی-اسلامی از باب تأثیر سابقۀ فرهنگ ایرانی-اسلامی و بررسی رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در این آثار، به چگونگی ادراک و جایگاه اصل خوانایی در دورۀ مرمتی ذکرشده بپردازد. تحلیل‌های صورت گرفته نشان می‌دهند که رویکردهای هنرمندان-مرمتگران سنتی مبتنی‌بر توجه به سابقۀ فرهنگ و هنر ایرانی و سبک‌های هنری دورۀ خود بوده و بدین‌ترتیب با تکیه‌بر محاکات و بازنگاری نقاشی‌ها و عنایت به انتقال محتوا و معنای درونی اثر ازطریق حفاظت از قالب روایی نقاشی‌های دیواری در چهل‌ستون، خوانایی بیشتری از این آثار را در اختیار مخاطب قرار داده‌اند. 


پروین سلیمانی، علیرضا رازقی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

مسجد عتیق شیراز از مساجد تاریخی ایران است و دارای تزئینات منحصربه‌فردی ازجمله کتیبۀ معرق سنگ و کاشی خدایخانه‌ است که توسط «پیر یحیی صوفی» از خوشنویسان به‌نام قرن هشتم ‌هجری‌قمری نوشته شده است. این کتیبه با توجه به منابع تاریخی، بارها بازسازی شده، اما در این کتیبه برخی از موارد با مرمت‌هایی مواجه هستند که بدون رعایت اسلوب نگارش کتیبۀ اصلی، کتیبۀ موردنظر بازسازی شده است که باعث خدشه وارد کردن به اصالت اثر تاریخی و منجر به بروز اشتباه‌ شده است؛ برای این اساس، پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: در بازسازی‌های انجام‌شده برروی کتیبۀ معرق سنگ و کاشی خدایخانۀ مسجد عتیق شیراز تا چه‌میزان به موضوع اصالت و ممانعت از جعل کتیبه توجه شده است؟ در بازسازی ‌کتیبۀ‌ معرق سنگ ‌و ‌کاشی خدایخانۀ مسجد عتیق شیراز مرمتگر تا چه‌میزان اصول کتیبه‌ نویسی پیر یحیی صوفی را رعایت کرده است؟ در راستای پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده در این پژوهش، به بررسی بخش‌های بازسازی شدۀ کتیبه معرق خدایخانه پرداخته شده است. بخش‌های مرمتی بازبینی شدند و با دیگر آثار پیریحیی صوفی مقایسه گردید. روش پژوهش، از نوع پژوهش‌های کیفی، گردآوری مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌‌ایی و میدانی و روش مطالعه‌ داده‌ها تطبیقی و تحلیلی‌ است. نتایج یافته‌ها، نشان‌دهندۀ این موضوع است که در بازسازی کتیبۀ معرق برخی بخش‌ها‌، تفاوت‌هایی با خط ‌پیر یحیی صوفی وجود دارد؛ این مسئله نشان‌دهندۀ عدم شناخت کتیبه از نظر ساختاری و یا رویکرد سلیقه‌‌ای در مرمت کتیبه و مداخلۀ افراطی در مرمت کتیبه‌ها که باعث خدشه وارد نمودن به اصالت اثر موردنظر است. 
 


صفحه 1 از 1