logo

جستجو در مقالات منتشر شده


1 نتیجه برای مرزبندیهای دینی

افشین خسروثانی، مجید منتظرظهوری،
سال 0، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

نبودِ نام محمد و اسلام بر آثار فرهنگی به­ جامانده از دهه‌های نخستین سدۀ نخست هـ.ق، هماره پرسشهایی در ذهن پژوهشگران تاریخ و باستان­شناسی برانگیخته است. در این میان، برخی با نگاهی افراطی، وجود شخصیتی به نام محمد و آیینی به نام اسلام را منکر شده‌اند که البته، این دیدگاه در این نوشتار جایی ندارد. دسته‌ای دیگر، تفاسیری عالمانه‌تر ارائه کرده‌اند که چندان قانع‌کننده نیستند، اما انگیزه‌ای برای نگارش این متن فراهم آورده ­اند. این دسته، فقدان نام محمد و اسلام را ناشی از فقدان یک حکومت متمرکز و منسجم در آن دوران می‌دانند. بر پایۀ این دیدگاه، تا پیش از به قدرت رسیدن عبدالملک بن مروان، حکومت اسلامی بیشتر به یک ائتلاف غیررسمی از قبایل شباهت داشت و نشانه ­ای از یک ساختار منسجم سیاسی وجود نداشت. از این رو، این دسته معتقدند که با روی کار آمدن عبدالملک، ساختار اجتماعی نوپای اسلامی ساماندهی شد و هویت متمایز اسلامی شکل گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد که پیوند زدن این دو فقدان، یعنی نبود نام محمد و اسلام از یک سو، و نبود حکومت متمرکز از سوی دیگر، چندان آسان نیست. از این ‌رو، در این نوشتار تلاش می‌شود تا فقدان نام محمد و اسلام بر آثار فرهنگی دهه‌های آغازین سدۀ نخست هـ.ق، در ارتباط با ابهامات موجود در مرزبندیهای دینی و تحول نظام مفاهیم تحلیل شود. برای این منظور، موضوعاتی چون عبادت در مکان‌ مشترک، مفهوم «دین» و «اسلام» در قرآن و نیز مفهوم شهادتین و تطور آن مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه امروز به عنوان واقعیت تاریخی این سده پذیرفته شده، اغلب محصول لایه‌هایی از روایتهاست که در گذر زمان و تحت تأثیر عوامل مختلف شکل گرفته‌اند؛ این روایت‌سازیها گاه آگاهانه و در جهت منافع خاص، و گاه ناآگاهانه و برآمده از محدودیتهای فهم تاریخی بوده است. در پایان، می‌توان گفت که اسلامی‌شدن فرایندی تدریجی بوده است.

 

صفحه 1 از 1