logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای ماهیدشت

مرتضی زمانی دادانه، حسن فاضلی‌نشلی، جبرئیل نوکنده، سیروان محمدی قصریان،
سال 0، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

سفال موسوم به RWBاز جمله سنت­های سفالی دوران مس ­و سنگ مناطق غرب زاگرس مرکزی است. این عنوان توسط لوین و تیم پروژه ماهیدشت بر این گونه سفالی اطلاق شده است. تنها اطلاعات موجود درباره این سنت سفالی به پروژه ماهیدشت در فاصله سال های 78-1975 میلادی برمی ­گردد. این پروژه به دلایل سیاسی و وقوع انقلاب اسلامی ناتمام باقی مانده و در نتیجه هیأت مذکور موفق به انتشار کامل داده­ های گردآوری شده و به طبع سفال ­های گونه RWB نشدند. در مقاله حاضر در پی پاسخگویی به ابهامات و سؤالات یاد شده و نیز ارائه تصویری کامل و جدیدتر از این سفال، شواهد سفالین نوع  RWB کاوش­ تپه چقاماران که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می ­شوند نیز از نزدیک مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. در مطالعه پیش­ رو علاوه بر بررسی دقیق جزییات فنی سفال ­های یاد شده، با جمعبندی تحقیقات صورت گرفته در مورد گاهنگاری و دامنه گسترش سفال نوع RWB نتایج جدیدی به دست آورده است که برخی از آن­ ها با تحقیقات قبلی سایر پژوهشگران این حوزه همخوان نیست و در تضاد با آن­ ها قرار می ­گیرد. با توجه به مطلب گفته شده ابهامات و سؤالات زیادی درباره این گونه سفالی وجود دارد: مشخصات فنی و دقیق سفال نوع RWB چیست؟ گاهنگاری دقیق و بازه زمانی این گونه در جدول گاهنگاری پیش از تاریخ غرب ایران چه تاریخی را در برمی ­گیرد؟ این سنت سفالی چه مناطقی از غرب ایران را تحت پوشش دارد؟ برخی از محوطه ­های تاریخ گذاری شده غرب ایران با سفال نوع نخودی با نقوش سیاه رنگ(Black On Buff/BOB) به وضوح سفال نوع RWB هستند که به دلیل عدم وجود مستندات از پروژه ماهیدشت تاکنون به اشتباه به فرهنگ  BOB اطلاق شده­ اند. به طور کلی آنچه که در این نوشتار ارائه می ­شود جدیدترین بازخوانی از اطلاعات مربوط به گونه سفال RWB در مطالعات دوران مس­ و سنگ غرب ایران است.
 
سجاد علی‌بیگی، محسن زینی‌وند، آقای علیرضا مرادی‌بیستونی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 پژوهش‌های باستان‌شناختی پیشین در منطقۀ ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دورۀ پیش‌ازتاریخ منطقه بوده و به‌رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دورۀ تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به‌ویژه بخش شمالی آن پر از تپه‌های بزرگ و کوچک دورۀ پیش‌ازتاریخ و دورۀ تاریخی است که درمیان این زیستگاه‌های باستانی قواخ‌تپه به‌واسطۀ وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته‌های سطحی، شایستۀ توجه ویژه است؛ از این‌رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می‌شود قواخ‌تپه و یافته‌های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ‌تپه دارای بقایای چه دوره‌هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته‌های شاخص قواخ‌تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می‌دهند؟ نتایج مطالعۀ یافته‌های سطحی نشان می‌دهد که قواخ‌تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دورۀ مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل‌گرفته و در عصر آهن III و دورۀ اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته‌های سطحی، پاشنۀ در آشوری به‌دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دورۀ آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس‌مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دورۀ آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینۀ سکه‌های به‌دست آمده از محوطه علاوه‌بر نشان‌دادن اهمیت محوطه در دورۀ سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین استقرارهای باستانی امتداد جادۀ خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است. 


صفحه 1 از 1