دکتر مصطفی دهپهلوان، مهدی جاهد، سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده
در روند پروژۀ تعیین عرصه و حریم قرهتپۀ سگزآباد و تپهقبرستان در تیرماه 1395 ه.ش.، شواهدی از یک گورستان در شرق قرهتپه و جنوبغرب تپهقبرستان متعلق به عصرآهن 2 و 3 آشکار شد و در کاوشهای 1397 و 1398 ه.ش.، در کارگاه 13 و 12 قرهتپۀ سگزآباد، یافتههای ارزشمندی بهدست آمد. از جملۀ این یافتهها، دو شئ لوحمانند هستند؛ یکی از این دو شئ از جنس سنگ و با شکل چهارگوش و بهرنگ خاکستری روشن با درازا و پهنایِ 18×5/12 و ضخامت 8/2 سانتیمتر با سوراخهایِ کورِ دایرهای است، این سوراخها در 4 ردیف عمودی و 9 ردیف افقی به عمق 4/1 سانتیمتر بر یک رویِ شئ ایجاد شدهاند. شئ مذکور از گور شمارۀ 8 کارگاه 13 یافت شد. نمونۀ دیگر، بخشی شکسته از یک شئ گِلی چهارگوش بهرنگ خاکستری روشن با ابعادِ 5.1×5.86×2.81 سانتیمتر با 6 سوراخِ کور دایرهای بهعمق 2.2 سانتیمتر است که از کارگاه 12 بهدست آمد. با توجه به این موضوع دو پرسش اصلی مدنظر این پژوهش عبارتنداز: نمونههای پیشین ازلحاظ ریختشناسی که مشابه یافتههای قرهتپه سگزآباد هستند، چه کاربری یا کاربریهایی داشتهاند؟ دو شئ یافتشده در قرهتپۀ سگزآباد دارای چه نوع کاربری بودهاند؟ دو شئ موردنظر قابلمقایسه با نمونههای بهدستآمده از تپه کولتاریکه، هفتوانتپه، همچنین نمونههای بهدستآمده از جیرانتپۀ ازبکی و گورستان سیلک در هزارۀ اول پیشازمیلاد، هستند. در این نوشتار به بررسی این اشیاء ازلحاظ ریخت ظاهری و مقایسۀ آن با دیگر یافتههای مشابه پرداخته شده و احتمال میرود یافتههای مذکور براساس نمونههای دیگر و همچنین نمونههایی از دورههای قدیمیتر، نوعی لوح برای بازی شمارشی باشند، نَه لوح شمارشی صرف؛ در این راستا ابتدا با جایگذاری یافتهها در بافت باستانشناختی و مقایسۀ تطبیقی با محوطههای همدوره و سپس سنجش نتایج با نمونههای متقدم از این یافتهها در محوطههای دیگر، بهصورت مقدماتی پیشنهادِ کاربری بازی شمارشی یا تختۀ بازی برای اشیاء مذکور ارائه شده است.
اورارتوها از حدود سدۀ نهم تا ششم پیشازمیلاد، در اطراف دریاچههای ارومیه، سوان، چیلیدر و وان حکومت میکردند. از زمان پادشاهی «روسا دوم» استفاده از گویها و نوشتن الواح و ممهور کردن آنها رواج یافت و از اثرمُهرهای مسطح و استوانهای بهدستآمدۀ اورارتویی میتوان اطلاعات بسیاری دربارۀ آنها کسب کرد. ازمیان انواع اثرمهرهای استوانهای اورارتویی بهنوعی از آنها میتوان پرداخت که متعلق به مقامی با نام «اَصولی» (aṣuli) بوده است. ذکر مقام یا نام اصولیها بر اثرمهرهای گویها و الواح از محوطههای اورارتویی مانند: بسطام، آیانیس، انزاف و کارمیربلور در ترکیه دیده شده است. پیشتر پژوهشگرانی برروی این اثرمهرها پژوهشهای محدودی انجام داده و حدسهایی دربارۀ مقام اصلی از این قبیل که اصولی شاهزاده، ولیعهد یا مقامی دیگر است زدهاند. نگارنده در این نوشته تلاش کرده است که انواع مهر اصولیها را در همۀ محوطهها با تأکید بر اثرمهرهای بسطام بررسی و به هفت گروه تقسیمبندی کند. درواقع، جزئیات نقش موجودات اساطیری در دو سوی درخت مقدس با توجه به متن و جاسازی کتیبۀ میخی در بالا و پایین صحنۀ اثرمهرها تمایزاتی ایجاد میکند. برخی از اثرمهرهای اصولیها برای نخستینبار انتشار مییابند. پیشتر از این پیشنهادهایی دربارۀ این که اصولی میتوانسته شاهزاده، ولیعهد یا مقام دیگری باشد، ارائه شده است. در این نوشته، نگارنده دلایل و احتمالاتی برای این که اصولی مقامی اداری و احتمالاً مهردار بوده ارائه میکند که شاید گاهی میتوانسته شاهزاده نیز باشد؛ چراکه اصولیهایی که نام پدرهایشان قابل قرائت هستند، شاه نبودند؛ بلکه مهر آنها جهت رسمیت بخشیدن استفاده میشده است. همچنین این احتمال وجود دارد که مهرهای کاملاً مشابه که در محوطههای مختلف بهدست آمده احتمالاً به ایندلیل است که گوی یا لوح ممهور به مهری خاص از یک محوطه به دیگری ارسال میشد.