logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای قلاع

علی‌اصغر محمودی‌نسب، رضا مهرآفرین، محمد فرجامی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

تلاش انسان برای ایجاد تعادل بین نیازها و خواسته‌های وی و امکانات بالفعل و بالقوه در محیط از گذشته‌های دور موردتوجه بوده است. آب، خاک، زمین، راه و... همه به‌نوعی در شکل‌گیری و پیدایش یک مکان زیستی نقش مؤثری داشته و بسته به موقعیت و شرایط بعضی مواقع نقش یک و یا دو عامل پررنگ‌تر نیز می‌شود. تعامل انسان‌ها فرهنگ را در محیط پدید می‌آورد که به‌طور مداوم تکامل می‌یابد و فعالیت‌های انسان را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و با نادیده‌گرفتن محیط، نمی‌توان شرایط رفتاری و عوامل فرهنگی را موردبحث قرار داد. فرهنگ عامل ایجاد آثار و چشم‌انداز در مکان و فضاست. یکی از چشم‌اندازهای مهم فرهنگ در محیط، معماری است. ویژگی‌های طبیعی در منطقۀ قهستان موجب این شده است که در قرون میانی اسلامی فرقۀ اسماعیلی باتوجه به شرایط محیطی و گسترش مذهب خود در این منطقه دست به ساخت استحکامات دفاعی بزنند، تا خود را با شرایط طبیعی و سیاسی آن‌زمان هماهنگ کنند و نوعی سازگاری با محیط پیرامون به‌وجود بیاورند، به‌نوعی که باوجود محدودیت محیطی، از شرایط و امکانات موجود، نیازهای خود را از محیط تأمین کرده‌اند و نوعی سازگاری محیطی و فرهنگی در این منطقه به‌وجود آورده‌اند. هدف از‌ نگارش این مقاله، معرفی معماری قلعۀ کوه‌زردان واقع در شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی و تأثیر محیط و فرهنگ در معماری قلعه و چگونگی‌ سازگاری انسان با محیط و رفع مشکلات‌ عدیدۀ طبیعی با بهره‌گیری از تفکر است، که در این‌راستا از محیط در رفع مشکلات بهره جسته و درنهایت منجر به خلق آثار و دست‌ساخته‌ها شده است. مقالۀ حاضر براساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و داده‌های آن ازطریق مطالعۀ منابع کتابخانه‌ای و برداشت میدانی به‌روش پیمایشی در محل با رویکرد تاریخی فرهنگی صورت گرفته است.

ساره طهماسبی‌زاده، مریم محمدی، سعید امیرحاجلو، رضا ریاحیان،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

قلعه‌دختر به‌عنوان یکی از محوطه‌های تاریخی مهمِ حاشیۀ شرقی شهر کرمان، در متون تاریخی با نام‌های مختلفی هم‌چون «قلعه‌کوه» و «قلعه‌کهن» و به‌عنوان محل رویدادهای سیاسی و اجتماعی توصیف شده است. از ویژگی‌های مهم این قلعه، موقعیت خاص آن در دشت کرمان، وسعت و نوع مصالح است. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ماهیت، کارکرد و گاه‌نگاری قلعه‌دختر با استناد به نتایج یک فصل بررسی، گمانه‌زنی و کاوش باستان‌شناسی (1398) در این بناست. گردآوری اطلاعات به شیوه‌های اسنادی و میدانی صورت گرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. پرسش‌ها این است که، پایه‌گذاری قلعه‌دختر و بازسازی‌های آن در چه ادواری صورت گرفته و کارکردهای این مجموعه چه بوده است؟ به این‌منظور داده‌های پژوهش‌های باستان‌شناسیِ پیشین در تلفیق با فعالیت‌های میدانی اخیر نگارندگان مورد مطالعه و بازبینی قرار گرفته و ضمن مطالعۀ جغرافیای تاریخی منطقه تلاش شده تصور صحیحی از ماهیت، روند شکل‌گیری و کارکرد این بنا در ارتباط با تحولات فرهنگی و سیاسی این ناحیه در ادوار مختلف حاصل شود. مطالعۀ مواد فرهنگی و منابع تاریخی نشان می‌دهند، این محوطه احتمالاً از دوران تاریخی و قطعاً از سده‌های نخست اسلامی تا قرن دهم هجری‌قمری، تقریباً به‌طور پیوسته محل سکونت بوده و در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌ است. به‌نظر می‌رسد ساخت و بازسازی‌های قلعه‌دختر دست‌کم از سدۀ چهارم هجری‌قمری، تا عصر صفوی برپایۀ اهدافی هم‌چون ایجاد پایگاه نظامی و دفاعی، مکانی برای نگه‌داری زندانیان سیاسی، محل نگه‌داری خزائن حکومتی، پناهگاهی امن برای متحصنین و محل استقرار حکام و خانواده‌هایشان صورت گرفته است. 

همایون خوش اقبال، مجید منتظرظهوری،
سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده

این پژوهش به بررسی رابطۀ میان متغیرهای جغرافیایی و مکان‌گزینی، معماری و تداوم استقرار در قلاع اسماعیلی شهرستان دامغان در شمال‌شرق ایران می‌پردازد. دامغان در دوران اسلامی، به‌عنوان بخشی مهم از شبکۀ دفاعی اسماعیلیان در منطقۀ تاریخی قومس، دربرگیرندۀ مجموعه‌ای از قلاع و پاسگاه‌های مهم ازجمله: گردکوه، مهرنگار، منصورکوه، قلعه‌دختر، استیوهاد و شیر بوده است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی میزان تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر انتخاب محل استقرار این قلاع و تداوم سکونت در آن‌ها است. این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تلفیق داده‌های حاصل از بررسی‌های میدانی باستان‌شناسی، منابع تاریخی و متنی، تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های مبتنی‌بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شده است. در این‌راستا، مجموعه‌ای از متغیرهای محیطی شامل ارتفاع، توپوگرافی، شیب، منابع آب، اقلیم، زمین‌شناسی، منابع معدنی، پوشش گیاهی و مسیرهای ارتباطی مورد بررسی قرار گرفته و با الگوی پراکنش قلاع اسماعیلی مقایسه شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پراکنش این قلاع از الگویی هدفمند و غیرتصادفی پیروی می‌کرده و به‌طور مستقیم با شرایط راهبردی محیطی ارتباط داشته است. بیشتر این محوطه‌ها بر ارتفاعات مشرف به حوضۀ رودخانۀ چشمه‌علی، مسیرهای ارتباطی مهم مرتبط با جادۀ خراسان بزرگ (جادۀ ابریشم)، دشت‌های مستعد کشاورزی و نواحی دارای منابع معدنی احداث شده‌اند. این قلاع علاوه‌بر برخورداری از ارتباط بصری متقابل، از مزایایی هم‌چون موقعیت‌های دفاعی مناسب، دسترسی پایدار به منابع آب و بهره‌مندی از ظرفیت‌های اقتصادی منطقه نیز برخوردار بوده‌اند. شواهد معماری نیز نشان می‌دهد که ساختار این استحکامات با شرایط محیطی سازگار شده و ازطریق احداث حوض‌انبارها، دیوارهای دفاعی، برج‌های دیده‌بانی و مجموعه‌های معماری چندسطحی به نیازهای زیستی و دفاعی پاسخ‌داده است. این پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای جغرافیایی نقش تعیین‌کننده‌ای در مکان‌گزینی، سازمان فضایی معماری و تداوم حیات قلاع اسماعیلی دامغان داشته‌اند. این استحکامات را می‌توان بخشی از یک شبکۀ سرزمینی یکپارچه دانست که در راستای تحقق اهداف نظامی، اقتصادی، اداری و مذهبی دولت اسماعیلیۀ نزاری در شمال ایران شکل‌گرفته و توسعه یافته است. 


صفحه 1 از 1