اسماعیل شراهی، حسین صدیقیان، سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده
پژوهش در مورد آثار سفالین دوران اسلامی ایران قدمتی بالغبر صد سال دارد که در نتیجۀ آن تاکنون انبوهی از کتب و مقالات بهچاپ رسیدهاند؛ اما همچنان یافتههای جدیدی در کاوشها و بررسیهای باستانشناسی بهدست میآیند که بخشی از ابهامات موجود را بر طرف کرده یا دانش ما را در مورد این آثار کاملتر میکند. در برنامۀ کاوش باستانشناسی دستکند زیرزمینی تهیق نمونههای متنوعی از سفالینههای بدونلعاب و لعابدار بهدست آمد که تاکنون هیچ پژوهشی در مورد آنها صورت نگرفته است. بر همین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر طبقهبندی، گاهنگاری نسبی یافتههای سفالین بهدست آمده در کاوش تهیق و تبیین برهمکنشهای فرهنگی این یافتهها با دیگر مناطق است. دو پرسش اصلی این پژوهش نیز در ارتباط با دورۀ زمانی سفالینههای تهیق و نیز مرکز یا مراکز تولیدی این آثار است. روش گردآوری دادههای این مقاله اسنادی-میدانی و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است. این آثار با توجه به مطالعات مقایسهای صورت گرفته احتمالاً متعلق به قرون میانی اسلامی باشند. همچنین براساس دادههای موجود، احتمال داده میشود بیشتر این آثار وارداتی از مناطق نزدیک یا همجواری در فلاتمرکزی ایران همچون: ذلفآباد فراهان، مشکویۀ زرندیه، آوه، ری و کاشان، باشند؛ اما هیچ نمونۀ وارداتی از مناطق دورتر مانند کردستان، زنجان و کرمان و کشورهایی چون چین و هند، در این آثار شناسایی نشد.
در این پژوهش به مطالعۀ گونهشناختی و شناسایی سیر تحول طراحی پیهسوزهای سفالی ایران در قرون اولیه و میانی اسلامی پرداخته شده است؛ اگرچه ابداع و ترویج کاربرد پیهسوزهای سفالی ایرانی به دوران پیش از اسلام بازمیگردد، توسعه و پیشرفت فنی سفالگری در دوران اسلامی تأثیر چشمگیری در تحول طراحی این وسیلهها گذاشته است. بر ایناساس، هدف عمدۀ این پژوهش بررسی و پیگیری گامبهگام روند طراحی پیهسوزهای سفالی ایرانی طی قرون اولیه و میانی اسلامی است. پرسش این است که، مهمترین تغییرات ایجادشده در شیوۀ طراحی و نحوۀ استفاده از پیهسوزهای سفالی ایران از ابتدای دوران اسلامی تا انتهای سدۀ ششم هجریقمری چیست؟ و این تغییرات، در بستر تاریخ طراحی پیهسوزهای سفالی، چه معنایی میدهند؟ فرضبر این است که بیشترین تغییرات پیهسوزهای سفالی ایران در این دوره با طرح کلی و تزئینات رویۀ آنها مرتبط بوده باشد. برای انجام این پژوهش از روش پژوهش توصیفی-تحلیلی استفاده و بخش بسیار زیادی از اطلاعات موردنیاز را به روش کتابخانهای جمعآوری شده است؛ همچنین، در این پژوهش، براساس رویکرد «کومار ویاس» در مطالعۀ تاریخ تحول اشیاء، وجهتمایز انواع گونههای پیهسوزهای سفالی از پنج منظر مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. این پنج منظر عبارتنداز: طرح و ساختار کلی پیهسوزها، جلوۀ ظاهری پیهسوزها، روش ساخت و تولید پیهسوزها، روش کاربرد پیهسوزها، و درنهایت رابطۀ پیهسوزها با کاربرانشان. درنهایت گفتنی است، مطالعۀ گونهشناختی پیهسوزهای سفالی اوایل دوران اسلامی در ایران حاکی از وجود سه دسته چراغ است که برپایۀ معیارهای ویاس تفاوتهای قابلملاحظهای با یکدیگر دارند. این دستهها که تاحدودی از توالی تاریخی نیز برخوردارند عبارتنداز: 1) پیهسوزهای پیالهایشکل با فتیلهگیرهای لببرگشته؛ 2) پیهسوزهای کرویشکل بدنهبسته با فتیلهگبرهای نایژهای کشیده؛ و 3) پیهسوزهای پایهدار با زیرپایههای طبقچهای. مجموع این تغییرات موجب شده است طرح پیهسوزها از یک طرح سادۀ عام و استاندارد، در دورههای اولیه، به طرحهای پیچیدۀ خاص و گاهی سفارشی، در دورههای بعدی، تبدیل شوند؛ همچنین این تغییرات نشان از آن دارد که این پیهسوزهای سفالی از وسیلههای صرفاً کاربردی، در قرون اولیۀ اسلامی، بهوسیلههایی با ارزشهای زیباییشناسانه و نمادین، در اواخر قرون میانی اسلامی، تبدیل شدهاند.