سهیلا بختیاری، طاهر رضازاده، داود شادلو، سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده
شرایط ویژۀ دورۀ قاجار امکان دستیابی اروپاییان به قالیهای ایرانی را بیشازپیش فراهم نموده است. طی این دوره، اروپاییان علاقهمند به قالی ایرانی از فرصتهایی که در اختیارشان قرار گرفته بود بهنحو احسن برای ایجاد، توسعه و تکمیل دارایی مجموعههای قالی خود سود بردهاند. آشنایی با زمینههای ایجاد این فرصتها و آگاهی از راهبرد اروپاییان درخصوص تصاحب فرشهای ایرانی این دوره ازجملۀ دغدغههای مهم معاصر در حوزۀ مطالعات فرش و البته مطالعات موزه است. برایناساس، این مقاله برآن است تا، ضمن پیگیری مهمترین روشها و راهبردهای اروپاییان در تصاحب قالیهای ایرانی، عوامل مؤثر در دستیابی آنان به این قالیها را شناسایی و معرفی کند؛ بنابراین، پرسش اساسی این مقاله عبارت است از اینکه، در دورۀ قاجار، چه عواملی امکان دستیابی اروپاییان به قالیهای ایرانی را فراهم کرده است؟ فرض بر این است که عوامل داخلی و خارجی متعددی، ازجمله رونق صادرات و برپایی نمایشگاههای جهانی، در توسعۀ فرشاندوزی اروپاییان دخیل بوده است. در اینجا، برای یافتن پاسخ این پرسش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. همچنین، دادههای این پژوهش به روش کتابخانهای گردآوری شده و برای تجزیه و تحلیل آنها روش کیفی بهکار رفته است. نتایج این پژوهش نشان میدهند که سنت اهدای قالی به دربارهای اروپایی، از یکطرف، و رونق صنعت صادرات قالی، ازطرف دیگر، نقش مهمی در دستیابی اروپاییان به قالیهای ایرانی ایفا کردهاند. در کنار اینها، ایجاد تحولات فرهنگی و تجددخواهی شاهان قاجار، بهخصوص «ناصرالدینشاه»، و استقبال ایشان از شرکت در نمایشگاههای بینالمللی قرن نوزدهم میلادی، نیز از دیگر شیوههای فرشاندوزی اروپاییان در این دوره بهشمار میرود. در این نمایشگاهها نهتنها قالیهای این دوره، بلکه قالیهای دورۀ صفوی نیز موردتوجه قرار گرفته، خریداری شده و به مجموعهها و موزههای مختلف راهیافتهاند.
محمد افروغ، بیتا بهرامیقصر، سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده
آثار و اشیاء هنری موجود در موزهها، گنجینههای ارزشمند فرهنگی و تمدنی هستند که معمولاً کمتر به منصۀ پژوهش درمیآیند و در بُعد مطالعۀ علمی و معرفی به مخاطب، دچار نوعی غفلت از سوی پژوهشگران واقع میگردند؛ بر این پایه، مجموعه آثار هنری و بهطور ویژه قالیچههای موجود در خزانۀ بافتههای بخش اسلامیِ مجموعۀ فرهنگی (موزه) بنیاد مستضعفان و جانبازان، نمونههای ارزشمندی از آثار فاخر موزهای و گنجینهای نفیس از قالیهای دورۀ قاجار است که دارای ظرفیت و قابلیتهای قابلتوجهی در مطالعه و پژوهش و معرفی هستند؛ قالیهایی که از کانونهای مختلف بافندگی ایران جمعآوری گشته و دارای انواع طرحها و نقشههای متنوع است. مجموعاً تعداد 51 تخته قالیچه در این موزه نگهداری میشود که از آن میان، تعداد 8 تخته مربوط به منطقه فراهان-ساروق است. منطقهای که در زمان قاجار، یکی از مهمترین کانونهای تولید قالیهای جهانی و صادراتی بود. بدینروی، در پژوهش حاضر هدف بر آن است تا این قالیچهها از منظر ابعاد فنی و هنری مورد مطالعه، بررسی، تحلیل و معرفی قرار گیرند. پرسش اصلی و مرتبط با پژوهش این است که، ابعاد فنی، زیباییشناختی (طرح، نقش و رنگ) و در صورت وجود، مفاهیم معنایی متن قالیچههای فراهان-ساروق کدام است؟ برخی از یافتههای پژوهش چنین است: طرحها و نقشههای این قالیچهها شامل: لچک و ترنج، محرابی گلدانی، افشان لچکدار، بُتهای ترنجدار با فرم و رنگهای متنوع است؛ همچنین رنگ زمینۀ این نمونهها شامل: لاکی، کرم، مسی، آبی، سرمهای و رنگ زمینۀ حاشیهها بهجز دو مورد لاکی، تماماً سرمهای است (ویژگیای که در تولیدات ساروق و فراهان، یک شاخص و قاعدهای غالباً ثابت بودهاست). این پژوهش از نوع کیفی و توسعهای است و روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری دادهها بهصورت کتابخانهای است.
قالی و قالیچه از مهمترین صنایعدستی کهن ایران بهشمار میروند که با نقوش متنوع و بینظیرِ حاصل طبع خوشذوق ایرانیان و آشنایی آنها با ادبیات و داستانهای مختلف آراسته گردیدهاند. شکوفایی هنرهای تصویری از دورۀ صفویه آغاز و در دورۀ قاجار، بر آثار بسیاری همچون کتابها، کاشیها، نقاشیهایدیواری، پارچههای قلمکار و قالی و قالیچهها نمایان شد و به اوج خود رسید؛ اما نفوذ تصویر بر فرش، بهعنوان وسیلۀ مورداستفادۀ روزمره و مفرَش، کُندتر از سایر آثار هنری اتفاقافتاد. شروع روابط با غرب و اقتباس تصاویرغربی، صنعت چاپ و عکاسی بر آثار هنری ایران تأثیر چشمگیری گذاشت. گروهی از این آثار، قالیچههای روایی-مذهبی هستند که زیرگروهی از قالیچههای تصویری بهشمارمیروند. این گروه، خود به دستههای مختلفی قابلتقسیم است و هر دسته به روایت یک یا چند داستان برگرفته از قصص قرآنی میپردازد. در این پژوهش، با هدف شناسایی، گونهشناسی و تحلیل قالیچههای روایی مذهبی با مضمون قصصقرآنی، تلاششد تا بدینپرسشها پاسخ داده شود؛ بیشتر، کدام قصص قرانی و مربوط به کدام پیامبران به تصویر کشیده شده است و عمدۀ مراکز بافت این قالیچهها، کدام مراکز بوده است؟ این پژوهش به شیوۀ توصیفی-تحلیلی صورتگرفته است و جامعۀ آماری شامل 30عدد قالیچۀ روایی با موضوع قصص قرآنی است که همگی متعلق به دورۀ قاجار میباشد. گردآوری اطلاعات به روش یافتهاندوزی ازطریق مطالعات کتابخانهای و میدانی، با مراجعه به سایتهای معتبر موزهها و حراجیها بهصورت انتخاب هدفمند صورتگرفته است و یافتهها حاکی از آن است که قصصقرآنی نقششده بر این قالیچهها، داستانهایی است که مورد تأیید هر سه دین بزرگ جهان، یعنی اسلام، مسیحیت و یهودیت میباشند که معروفترین آنها روایات مربوط به حضرت ابراهیم و اسماعیل؟ع؟، حضرتمریم؟س؟ و حضرتعیسی؟ع؟، حضرتسلیمان؟ع؟، و حضرتیوسف؟ع؟ میباشد. همچنین دو شهر کرمان و کاشان درمیان دیگر مراکز، بیشترین تولیدات قالیچههای تصویری با موضوعیت قصصقرآنی را داشته و بدینترتیب از مراکز مهم قالیچهبافی تصویری-مذهبی دورۀ قاجار بهشمارمیآیند.