logo

جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای قاجار

آرش لشکری، اکبر شریفی‌نیا،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

بناهای قاجاریه و اوایل پهلوی شهرستان دره‌شهر از استان ایلام، از جملۀ آثاری است که بازنمودی از تحولات سیاسی و اجتماعی این دوران را در خود منعکس می‌سازند. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعۀ تطبیقی ساختار فضایی-کالبدی قلاع پوراشرف، میرغلام هاشمی و قلعه جهانگیرآباد، علل شکل‌گیری و الگوی پراکنش آن‌ها است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با انجام مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای بر آن است، ضمن مطالعۀ عناصر معماری هر یک از بناهای فوق‌الذکر، وجه تسمیۀ هرکدام از این بناها را متناسب با ساختار فضایی-کالبدی آن‌ها مورد بازبینی مجدد قرار دهد. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارت‌انداز: 1) علت وجودی، الگوی پراکنش این بناها در منطقۀ دره‌شهر چیست؟ 2) ساختار فضایی-کالبدی این بناها چگونه است؟ 3) بر اساس ساختار فضایی-کالبدی بناهای مورد مطالعه، آیا ذکر نام قلعه برای تمامی این آثار، قابل توجیه است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد، ساخت بناهای مورد مطالعه در شهرستان دره‌شهر بر حسب مقتضیات زمان، ابتدا بر اساس ضرورت نظامی و امنیتی و سپس به دلایل سیاسی و اجتماعی بوده است. این بناها در مناسب‌ترین نقاط جغرافیایی و در ارتباط با امور کشاورزی و امور مالیاتی تعیین مکان گردیده‌اند. از سویی دیگر، بر طبق مطالعات معماری و باستان‌شناسی به‌عمل آمده، به‌غیر از بنای قلعۀ پوراشرف که برحسب ضرورت نظامی و امنیتی ساخته شده است، بناهای  میرغلام هاشمی و جهانگیرآباد، خانه‌هایی اربابی هستند که در اوایل دورۀ پهلوی به‌دلایل سیاسی و اجتماعی ساخته شده‌اند. از نظر استقراری، قلاع ایران نسبت به وضع طبیعی محل و مصالح موجود در آن‌جا به اشکال مختلفی ساخته شده‌اند.

محمدابراهیم زارعی، فاطـمه باباعـلی‌پـور،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

از گونه‌های رایج معماری متأخر تاریخی ایران، بناهای مختلف اربابی هستند که نمونه‌هایی از آن‌ها در دورۀ قاجار ساخته شده و موردتوجه حاکمان شهرها و روستاهای محلی این دوره قرار گرفته بوده است. روستای ورکانه در دهستان الوند شرقی، از توابع بخش مرکزی شهر همدان به‌فاصلۀ 15 کیلومتری جنوب‌شرقی و در درۀ ارزانفود-ورکانه در منطقه‌ای کوهستانی قرار دارد. ادارۀ این روستا در دورۀ قاجار و پهلوی توسط «نقی‌خان و مهری‌خانم قراگوزلو» بوده است. از حضور خاندان قراگوزلوها در روستای ورکانه دو بنای تاریخیِ «خانۀ اربابی» و «اصطبل پرورش اسب» با فاصلۀ به‌ترتیب یک‌صد و پانصد متری، خارج از بافت روستا به‌جا مانده است که در زمرۀ بناهای حکومتی، به‌عنوان الگوهای منتخب دو گونۀ متفاوت معماری درباری محلی و قابل‌قیاس با مجموعۀ بناهای اربابی «قراول‌خانه‌» آق‌اولر در تالش است که مورد بررسی و تجزیه‌ و ‌تحلیل ‌قرار خواهند گرفت. هدف اصلی این نوشتار، شناخت الگوها و دگرگونی‌های ایجادشده در معماری سنتی روستایی، برمبنای اندیشه‌ها و روش‌های تغییرشکل‌یافته در دو نوع بنای مختلف اربابی دورۀ قاجار و پس از آن است. بر این اساس، جستار پیشِ‌رو با روش توصیفی - تحلیلیِ میدانی به ‌معرفی، تجزیه‌ و تحلیل سبک‌شناسانه و طبقه‌بندی عناصر معماری روستایی و تحولات اجتماعی تأثیرگذار در فرآیند شکل‌گیری معماری اربابی دورۀ قاجار در روستای ورکانه می‌پردازد. پرسش‌های این جستار: نخست، چه‌عواملی موجب قرارگیری این بناها در خارج از بافت روستا بوده است؟ دوم، این بناهای مورد مطالعه، چه نسبت از معماری منطقه تأثیرپذیرفته و تأثیرگذار بوده است؟ برآیند پژوهش نشان می‌دهد که براساس ویژگی‌های معماری، این دو بنا منفک از بافت روستای ورکانه و با تأثیرپذیری از معماری درباری و اروپایی مرسوم در دورۀ قاجار با مصالح بوم‌آورد ساخته شده‌اند که خانۀ اربابی با نقشۀ نیم‌چلیپایی و شیوۀ برونگرا و اصطبل اسب با نقشۀ مستطیل‌شکل متقارن ساخته شده است.

کریم زارعی، غلامرضا شاملو، تقی حمیدی‌منش،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

نقاشی قهوه‌خانه‌ای، مکتبی از نقاشی روایی رنگ‌روغنی است که در اواخر حکومت‌ قاجار و جنبش‌ مشروطیت با موضوعات رزمی، بزمی و مذهبی، به‌دست هنرمندانی مکتب‌ندیده در قهوه‌خانه‌ها شکل گرفت. تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی دورۀ قاجار باعث ایجاد بستر جدیدی در عرصۀ هنر ایران شد. با سرکوب آزادی‌خواهی‌های مردم توسط این حکومت استبدادی، انقلاب ‌مشروطیت سبب اجتماع و جنبش ‌مردمی در قهوه‌خانه‌ها شده و این جریان باعث می‌شود برروی پرده‌های نقاشی‌ قهوه‌خانه‌ای تأثیر به‌سزایی بگذارد؛ چراکه قهوه‌خانه‌ها که به‌عنوان یکی از پایگاه‌های مهم اجتماع ‌مردمی در دوران قاجار بوده‌اند، نقش عمده‌ای در شکل‌گیری این نهضت‌ هنری ایفا می‌کنند. در مقالۀ پیش‌رو با توجه به انتقادی‌بودن نقاشی قهوه‌خانه‌ای علیه حکومت استبدادی قاجار و داشتن رویه‌ای برخلاف سنت نقاشی هم‌عصر، سعی گردیده قهوه‌خانه را به‌عنوان نهادی با کارکردهای اجتماعی و فرهنگی، درجهت تقویت روحیۀ ملی و مذهبی مردمی که در دوران‌ قاجار نقش به‌سزایی ایفا کرده، با هم‌سویی جریان مشروطیت انطباق دهد و تأثیر آن ‌را در شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای ازنظر اهمیت و نقش سیاسی اجتماعی آن موردبررسی قرار دهد. پرسش‌های پژوهش عبارتند از: 1- قهوه‌خانه‌ها تا چه‌اندازه بر جریان شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای در دوران نهضت مشروطیت تاثیرگذار بوده‌اند؟ 2- مبانی شکل‌گیری مکتب نقاشی قهوه‌خانه‌ای در جریان استبداد حکومت قاجار چگونه بوده است؟ روش تحقیق، کتابخانه‌ای و میدانی شامل مطالعات ‌پایه‌ای درخصوص نقاشی قهوه‌خانه‌ای و انقلاب ‌مشروطیت و بررسی فضای قهوه‌خانه‌های قاجار است و پس ‌از استدلال و تطبیق و تجزیه و تحلیل، نتایج ذیل حاصل می‌شود که جریان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در قهوه‌خانه‌ها در دوران مشروطیت، حرکتی ضد‌استبدادی و انتقادی علیه حکومت قاجار بوده و محتوای گفتمان درون قهوه‌خانه‌ها در این دوران بر موضوعات نقاشی‌ها تأثیر به‌سزایی گذاشته که با جریان مشروطیت هم‌راستا می‌شود.

فتانه محمودی،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

در شمایل‌های دورۀ قاجار رابطۀ بین عناصر تصویری و ترکیب‌بندی نقاشی‌ها از اصول دقیق و معینی تبعیت می‌کنند که با نظام نقش‌مایه برای نقاشی پاپیه‌ماشه هماهنگ است. تفاوتی که شمایل‌نگاری دورۀ قاجار نسبت به دوره‌های قبل دارد، این است که مضامین عامیانه در آن رواج یافته و انواع مضامین نقاشی‌های آن در قالب کاشی‌نگاره‌ها، پرده‌های رنگ روغنی، عیدی‌سازی و چاپ سنگی مشاهده می‌شود. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارتنداز: 1- شمایل‌نگاری دورۀ قاجار بر آثار نقاشی زیرلاکی ازمنظر آیکونوگرافیک چگونه است؟ 2- عناصر بینامتنی در شمایل‌نگاری دورۀ قاجار برروی آثار لاکی چیست؟ مسأله اصلی، تحقیق در زمینۀ خوانش آیکونوگرافیک شمایل‌های دورۀ قاجار بر آثار نقاشی زیرلاکی (پاپیه‌ماشه) است. به‌همین منظور در این مقاله، دو نمونۀ پُرکار از آثار نقاشی زیرلاکی با تأکید بر شمایل‌نگاری، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و چگونگی روند شمایل‌نگاری در آن‌ها بررسی، و تلاش شده است تا با شیوه‌ای توصیفی-تحلیلی، به شناختی هرچه عمیق‌تر به نوع نگرش هنرمند نگارگر دست‌یابد. هدف تحقیق در شناسایی نقش مضامین رایج دورۀ قاجار در شمایل‌نگاری آثار مذکور است. به‌منظور رسیدن به این هدف، شناسایی منابع ادبی و تاریخی و هنری ضروری است. شناسایی منابع و گرد‌آوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه‌ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به‌شیوۀ کیفی بوده است. فرضیۀ پژوهش بر این اصل استوار است که تقریباً در تمامی آثار، اشاره‌ها و نشانه‌هایی برای رسیدن به داستانی دیگر یا به‌عبارت درست‌تر به متن دیگر وجود دارد. یافته‌ها و نتایج حاکی از آن است که: در این آثار علاوه‌بر ویژگی‌های رایج شیوۀ نقاشی قاجاری، میان متون ادبی، مذهبی و سیاسی و مضامین نقاشی‌های زیرلاکی، روابط بینامتنی برقرار است، درواقع در تمامی نمونه‌های موردی اشاره‌هایی ضمنی به متن‌های ادبی، مذهب، اندیشه و خط فکری خاص دیده می‌شود. 

مهدی خلیلی، ایرج رضایی،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

کرانه‌های جنوبی دریای مازندران به‌لحاظ برخورداری از محیطی مناسب، همواره درطول سده‌ها و هزاره‌ها موردتوجه انسان‌ها و استقرارهای انسانی بوده ‌‌است. تاکنون در نتیجۀ کاوش‌های باستان‌شناسی و نیز حفاری‌های غیرمجاز، بخشی از آثار مادی مرتبط با استقرارهای باستانی در این ناحیه یافت شده ‌است. جزئیات و چگونگی کشف بسیاری از آثار تاریخی به‌دست‌آمده از کاوش‌های غیرمجاز یا کشفیات اتفاقی هنوز به‌روشنی مشخص نیست. این اشیاء که عموماً به‌صورت مجموعه‌ای پدیدار شده‌اند، غالباً شناسنامۀ نامشخص و سرنوشت نامعلومی دارند. این درحالی ‌است که برخی از اشیاء مازندران که درطول دهه‌ها و سده‌های اخیر به‌دست‌ آمده، منحصربه‌فرد بوده و نظیر آن‌ها تاکنون در جای دیگری یافت نشده ‌است. برخی از پرسش‌هایی که این پژوهش درصدد دستیابی به پاسخی برای آن‌هاست بدین‌شرح است: 1. اهمیت آثار تاریخی مازندران که از کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سدۀ اخیر کشف شده، ازلحاظ کمی و کیفی چگونه است؟ 2..منابع بررسی آثار تاریخی حاصل از کشفیات اتفاقی مازندران کدام‌اند؟ در این پژوهش با بهره‌گیری از منابع تاریخی مربوط به مازندران از قبیل کتاب‌های تاریخی، روزنامه‌ها، جراید، سفرنامه‌ها و روایات عامیانه به بررسی آن دسته از آثار تاریخی این منطقه خواهیم پرداخت که از کاوش‌های باستان‌شناسی به‌دست نیامده‌اند، بلکه در نتیجۀ کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سدۀ اخیر کشف شده و در حال‌حاضر شماری از آن‌ها در موزه‌های مختلف ایران و جهان قرار دارند. نتیجۀ این بررسی نشان می‌دهد که چگونگی کشف و اهمیت و جایگاه هنری و تاریخی شماری از این آثار نیازمند توجه و تأمل بیشتری است.

حسین کوهستانی اندرزی، حسن هاشمی زرج‌آباد، عاطفه بزی، محمدامین سعادت‌مهر، سپیده بختیاری،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

ایالت طبرستان (مازندران) به‌دلیل موقعیت‌‌های اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده، علاوه‌بر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ به‌همین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 هـ.ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدین‌شاه قاجار (1313-1264 هـ.ق.) قِران‌های نقرۀ فراوانی را بین سال‌های 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 هـ.ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند به‌صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکه‌های بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره به‌ضرب می‌رسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح می‌سازد: مقدار خلوص نقرۀ سکه‌های ضرب‌شده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکه‌های ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها، تجزیۀ عنصری سکه‌های این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی به‌دلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره به‌طور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سال‌های 1278-1264 هـ.ق. 90.13%، 1288-1280 هـ.ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانه‌های مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکه‌ها با فلزات مس و آهن به‌دست آمد.

غلامرضا رحمانی، مهدی حسینی،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

در این پژوهش پس از ارائۀ تعاریف مرتبط با جامعه‌شناسی تاریخی و بررسی نقش متقابل این حوزۀ تخصصی و تجزیه و تحلیل آثار هنری، مؤلفه‌های مؤثر در مطالعۀ دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار به بحث گذاشته می‌شود. به‌عنوان اولین مؤلفه، خاستگاه اجتماعی نقاشان و پدیدآورندگان این نگاره‌ها مدنظر قرار‌گرفته و به طبقه‌بندی و رده‌بندی نقاشان درباری قاجار براساس زمینه‌های کاری و فعالیتی آن‌ها پرداخته شد. باتوجه به این‌که دیوارنگاره‌های قاجار با هدف انتقال پیامی مشخص طرح‌ریزی و اجرا می‌شده‌اند؛ مؤلفۀ بعدی، مخاطبان این نوع دیوارنگاره‌ها بوده که براساس آن ترکیب‌ نقش و نگاره‌ها تعیین می‌شده است. پس از بررسی این مؤلفه‌ها، تأثیر‌پذیری دیوارنگاره‌های درباری قاجار در جامعه‌شناسی تاریخی براساس مؤلفه‌های اجتماعی و سیاسی به بحث گذاشته شده است. هدف در این بحث، تحلیل کلی طبقاتی نیست؛ بلکه بررسی نقش طبقات مختلف در روند شکل‌گیری دیوارنگاره‌های درباری این دوره است. این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدۀ آثار، به بررسی دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار ازلحاظ عناصر تصویری و ساختاری پرداخته تا ضمن شناسایی وجوه مختلف بین آن‌ها، شناخت دیوارنگاره‌های دورۀ قاجار و کشف روابط و دامنۀ تأثیر جامعه‌شناسی تاریخی و ارتباط آن با دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار را به‌عنوان هدف اصلی تحقیق تعقیب کند. پرسش اصلی در این پژوهش، چگونگی میزان توانایی دیوار‌نگاره‌های درباری قاجار در بازنمایی روابط اجتماعی و سیاسی در سطح ملی و بین‌المللی دورۀ قاجار(؟) است. تأثیر‌پذیری پررنگ دیوارنگاره‌های درباری قاجاری از شرایط و مقتضیات سیاسی، اجتماعی و شرایط تاریخی در نتیجۀ این پژوهش مشخص شده و باعث می‌شود تا این دیوارنگاره‌ها به‌عنوان مدرک و سندی معتبر در مطالعات جامعه‌شناسی این دورۀ تاریخی در ایران از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار باشند. 

عباسعلی احمدی،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

بنای امام‌زاده شاهزاده عبدالمؤمن در حبیب‌آباد، واقع در 18 کیلومتری شمال‌شرقی اصفهان قرار گرفته است. این بنا از ‌ مقابر ناشناخته‌ای است که به‌واسطۀ دورۀ زمانی ساخت، ویژگی‌های معماری و هنرهای تزئینی، از شایستگی توجه و تحقیق برخوردار است. در این بین آرایه‌های تزئینی بنا به‌ویژه تزئینات نقاشی دیواری باتوجه به مواردی همچون دورۀ زمانی، وجود کتیبۀ ساخت، چگونگی مضامین به‌کار‌رفته و شیوۀ ترسیم و خالقان هنری، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برهمین‌اساس در این مقاله ضمن گاهنگاری و مطالعۀ نقشه و ساختار شکلی بنا، تزئینات وابسته به بنا معرفی و تا حد امکان تحلیل محتوایی و تطبیقی شده است. جهت نیل بدین‌مقصود، پژوهش حاضر به‌شیوۀ توصیفی-تحلیلی برپایۀ رویکرد تطبیقی و برداشت‌‌ میدانی نگارنده از بنا صورت گرفته است. چنان‌چه نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، ساختمان امام‌زاده احتمالاً در دورۀ ایلخانی ایجاد شده و در دورۀ شاه‌عباس دوم صفوی و ناصرالدین‌شاه قاجار تعمیرات، ساختمان‌سازی‌ها و تزئیناتی در آن، صورت گرفته است. عمدۀ فعالیت صورت‌گرفته در دوره‌های صفوی و قاجار، ایجاد تزئیناتی همچون نقاشی دیواری، مقرنس‌کاری و کاربندی بوده که در میان آن، نقوش دیواری اهمیت و نمود بیشتری داشته است. این نقوش به شیوه‌های رنگ‌وروغن و آبرنگ ایجاد شده‌ و از انواع گره‌های هندسی، نقوش قهوه‌خانه‌ای، گل‌و‌مرغ، گل‌و‌بوته و منظره‌سازی فرنگی تشکیل شده‌اند. مضامین نقوش و کتیبه‌های بنا در ارتباط مستقیم با اندیشۀ تشیّع و مفهوم نمادین تعالی روح متوفی بوده است.

محمدصادق طاهرطلوع‌دل، بهرام صالح‌‌صدق‌‌پور، سینا کمالی‌تبریزی،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

امروزه بناهای مذهبی-آموزشی در شهر تهران که در دورۀ قاجار ساخته شده‌اند، به‌علت عوامل فرسایش طبیعی و گسترش شهری، دچار تغییرات نامطلوب کالبدی گردیده‌اند؛ همچنین ارزش‌های معنایی‌ و ناملموس این بناها با گذر زمان کم‌رنگ شده، به‌طوری‌که جایگاه این مدارس در جامعه تنزل پیدا کرده است. به‌منظور احیا و باز‌سازی این ابنیه، شناسایی و توجه به تمامی ارزش‌های مؤثر در فرآیند حفاظت ضروری است؛ لذا هدف اصلی این مقاله، بررسی پدیده‌های معماری در حفاظت ارزشی بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران است. همچنین پرسش اصلی پژوهش، چگونگی تأثیر پدیده‏های معماری در حفاظت ارزشی بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران است. برای تحقق این هدف، از روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. روش جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت مطالعات اسنادی- کتابخانه‌ای، بازدید میدانی و مصاحبه با متخصصین است. همچنین روش تحلیل اطلاعات با استفاده از کدگذاری باز، آزمون «کای دو» و همبستگی «پیرسون» است. پایایی پرسش‌نامه توسط آلفای «کرونباخ» و روایی پرسش‌نامه توسط مشورت با متخصصین تأیید شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند رابطۀ معناداری بین پدیده‌های معماری و حفاظت از ارزش‌های کالبدی، رفتاری و معنایی در بناهای مذهبی-آموزشی دورۀ قاجاریۀ تهران وجود دارد؛ همچنین بیشترین اهمیت ارزشی در بناهای مذهبی-آموزشی، مربوط به ابعاد غیرکالبدی بنا یعنی ارزش‌های رفتاری با ضریب همبستگی 0.91، سپس ارزش‌های معنایی با ضریب همبستگی 0.87 شده است؛ لذا برای بازسازی و احیاء ارزش‌های شایستۀ این بناها، تنها توجه به حفاظت کالبدی (جنبه‌های ملموس بنا) با ضریب همبستگی 0.70 کافی نیست و باید به جنبه‌های ناملموس بنا هم توجه جدی شود. درنهایت مشخص گردید مهم‌ترین ریزمتغیرهای مؤثر در پدیده‌های معماری قاجاری تهران: نمای طرح از جنبۀ فرم، کاربری‌ بنا از جنبۀ عملکرد، ارزش اخلاقی از جنبۀ طرح، نوع طاق و سقف از جنبۀ فناوری و ارزش اجتماعی از جنبۀ یکپارچگی شناسایی شده‌اند.

میلاد باغ‌شیخی،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

درطول دورۀ قاجار بناهایی مذهبی با ویژگی‌های تزئینی خاص و زیبا ساخته شد. این پژوهش سعی بر آن دارد تا با تمرکز بر مسجدِ تبریزی کاشان، تزئینات معماری آن‌را مورد بررسی، توصیف و تحلیل قرار دهد. روش گردآوری داده‌ها، برمبنای بررسی‌های میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای (اسنادی) است و سپس با بهره‌گیری از روش‌های توصیفی-تحلیلی و مقایسه‌ای صورت پذیرفته است. هدف آن شناسایی و طبقه‌بندی نقوش و مضامین اصلی تزئینات معماری مسجد تبریزی کاشان ازجمله بناهای اوایل دورۀ قاجار در مقایسه با مسجد-مدرسۀ سپهسالار مربوط به اواسط دورۀ قاجار در مرکز حکومت آن‌ها و در پی پاسخ بدین پرسش صورت گرفته است: تزئینات معماری مسجد تبریزی ازلحاظ تزئین و مضامین شامل چه مواردی است و چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با مسجد-مدرسۀ سپهسالار دارد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که مسجد-مدرسۀ سپهسالار تهران توسط فردی ساخته شده که به‌لحاظ جایگاه سیاسی و اجتماعی از موقعیت شایانی برخوردار بوده است. به‌همین علت وسعت و تزئینات پرکاربردتری نسبت به مسجد تبریزی کاشان دارد. تزئینات وابسته به معماری مسجد تبریزی کاشان شامل: کاشی‌کاری، حجاری، تزئین کتیبه‌ایی، نقاشی‌دیواری و گچ‌بری، همچنین دنباله‌رو تزئینات وابسته به معماری سنتی دوران پیشین است. عمده نقوشِ مذهبی به‌کار‌رفته در مسجد شامل نقوشِ گیاهی و هندسی است که در قالب فن نقاشی و کاشی‌کاری به اجرا درآمده است.

زهرا جامه‌بزرگ، آراز نجفی، زرین فخارزرین، یدالله حیدری‌باباکمال،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

محله‌های شهری را می‌توان کوچک‌ترین واحد کالبدی و اجتماعی و حتی قومی در بدنۀ سنتی شهرهای ایران به‌شمار آورد؛ با این‌حال، در طرح توسعۀ شهرها، محلات تاریخی دچار تغییرات زیادی شدند و ساختار سنتی آن‌ها به‌دلیل عدم انطباق با شرایط جدید به‌مرور فرسوده شده و کارایی خود را از دست داده‌ا‌ند، این امر منجر‌به کاهش سطح ارتباط ساکنان با یکدیگر شده است. شهر همدان از شهرهای مهم غرب ایران در دوران اسلامی ا‌ست که پیشینۀ ساختار شهری آن به پیش از اسلام باز می‌گردد. جدای از هرگونه ضوابط مرزبندی میان محله‌ها، توجه به اهمیت جدایی‌گزینی آن‌ها در بدنۀ شهرهای ایران، بـه‌ویژه در دورۀ شتابان شهرنشینی و گسستگی نظام تعاملی بین اجزای بدنۀ شهرها، از دید مدیریت شهری و باززنده‌سازی قدرت عملکردی محله‌ها، شایان توجه زیادی است. از آنجایی‌که فضای محله‌های شهر همدان در قرون متأخر اسلامی، به‌صورت منسجم مطالعه نشده، پژوهش حاضر در تلاش است تا با استفاده از شواهد تاریخی و معماری موجود، ساختار کالبدی محله‌های شهر همدان و عناصر اصلی در شکل‌گیری محله‌ها را معرفی کند. برمبنای هدف یاد‌شده، پرسش اصلی پژوهش عبارت‌ست از: ساختار کالبدی و الگوی فضایی محله‌های تاریخی شهر همدان چگونه است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بسیاری از محلات همدان در دورۀ قاجار به‌صورت تدریجی به دو شکل خطی و دایره‌ای‌شکل یافته‌اند. در ساختار کالبدی محله‌های همدان عناصری شکل‌گرفته که در برآورد نیازهای اولیۀ ساکنین محله، تقویت حس مکان و ارتقای همبستگی آن‌ها نقش مهمی داشته است؛ از آن جمله می‌توان به: مسجد، حمام، چمن، امامزاده، چشمه، سردابه، کاروانسرا اشاره کرد. در این‌میان مساجد محله‌ای، محور اصلی مرکز محله و مهم‌ترین عنصر ساختاری هر محله را به‌خود اختصاص می‌داده است. 

حسین صدیقیان، میثم نیکزاد، امیر اشنویی‌نوش‌آبادی، الهام قاسمی،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

شهرستان خوسف از توابع استان خراسان جنوبی در شرق ایران در حاشیۀ شرقی کویر لوت با آب‌وهوای گرم‌وخشک واقع شده است. با وجود بافت‌ها و بناهای تاریخی در این منطقه از ایران، شناخت چندانی از آنان در دسترس پژوهشگران باستان‌شناسی، شهرسازی، معماری و تاریخ‌هنر نیست. در بررسی باستان‌شناختی که توسط نگارندگان در سال 1393 ه‍.ش. در منطقۀ خوسف صورت پذیرفت توجه ویژه‌ای به بافت‌های تاریخی و خانه‌های مسکونی گردید که عمدتاً مربوط به اواخر دوران قاجار و پهلوی است. در طی این پژوهش، سه بافت تاریخی نسبتاً سالم و برپا در شهر خوسف و روستا‌های خور و نوغاب مطالعه شد و 45 خانۀ تاریخی در این بافت‌ها و سایر روستا‌های تاریخی خوسف بررسی شدند. بافت‌های تاریخی/سنتی مطالعه‌شده اکثراً دایر و امروزه با تغییراتی در کالبد بنا همچنان مورد استفادۀ مردمان محلی منطقه هستند. روش انجام این پژوهش توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گرد‌آوری اطلاعات در آن نیز بر پایۀ بررسی‌های باستان‌شناسی در منطقه به‌منظور مستند‌نگاری و جمع‌آوری اطلاعات درمورد خانه‌های سنتی خوسف و سپس مطالعات کتابخانه‌ای استوار است. پژوهش پیش‌رو درصدد پاسخ‌گویی به سه پرسش اصلی است؛ شرایط آب‌و‌هوایی چه مقدار بر نوع ساختار‌ها و اجزای معماری خانه‌های سنتی خوسف تأثیر گذاشته است؟ آیا این شرایط مانع تأثیر‌پذیری از تغییر و تحولات معماری رایج دورۀ قاجار و پهلوی شده یا خیر؟ و این‌که شیوه‌های تزئینی رایج در معماری خانه‌های خوسف چگونه بوده است؟ برمبنای پرسش‌های پژوهش، اهداف اصلی پژوهش حاضر نیز شامل بررسی میزان تأثیرپذیری خانه‌های سنتی خوسف از شرایط اقلیمی منطقه و تحولات معماری ایران و نیز مطالعۀ ساختار‌ها و اجزای مختلف معماری این ابنیه و تزئینات وابسته به آن‌ها است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که معماری سنتی خوسف به‌شدت از اقلیم منطقه تأثیر پذیرفته و ازلحاظ ساختار معماری و تزئینات وابسته به آن به‌میزان اندکی از تحولات معماری دورۀ قاجار تا پهلوی تأثیر گرفته‌اند.

احمدرضا حشمتی، فریبرز دولت‌آبادی،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

معماری دورۀ قاجار به‌علت قرارگرفتن در سیر انتقالی از سنت‌گرایی به مدرنیته، دارای ویژگی‌های خاصی است و همین موضوع باعث اهمیت و جذابیت مطالعاتی آن می‌شود؛ همچنین سیر تحول بناهای این دوره به‌سبب تغییرات فرهنگ معماری و زندگی شهرنشینی مردم از اهمیت فراوانی برخوردار است. تأثیرات چند عامل گوناگون دیگر مانند، اقلیم، ارتباطات فرهنگی، تأثیر معماری غرب و... بر شکل‌گیری معماری کاخ‌های تهران اثر شایان‌توجهی گذاشته است. در این پژوهش علاوه‌بر مطالعۀ عوامل فوق در حوزۀ اختلاف‌نظرها مخصوصاً در چگونگی تأثیرات معماری هر عهد، سیر تحول آن در هر دوره نیز بررسی می‌شود. در این‌راستا، پژوهش حاضر معماری کاخ‌های هر دوره از حکومت پادشاهان قاجار را به تفکیک بررسی کرده و روند تغییرات آن‌را مورد مطالعه قرار می‌دهد و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را ازلحاظ سبک‌شناسی معماری مقایسه می‌کند. این پژوهش در پی شناخت چرایی و چگونگی دستیابی معماران به این الگوی مشخص و میزان تأثیر‌پذیری از فنون گذشته و تأثیر معماری غرب بر معماری این دوره است. مهم‌ترین بناهای این دوره با روش مشاهدۀ میدانی و مطالعۀ کتابخانه‌ای و همچنین پژوهش‌های پیشین با شیوۀ پژوهشی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، بررسی شده‌اند و از میان آن‌ها وجوه افتراق و اشتراک هریک موردارزیابی قرار گرفته است. باتوجه به این‌که تاکنون برروی کاخ‌های تهران و معماری دورۀ قاجار از منظر سبک‌شناسی و ویژگی آن‌ها تحقیق شاخصی صورت نگرفته، این مقاله می‌تواند با شناخت عوامل و نحوۀ شکل‌گیری معماری کاخ‌ها، خلأ تحقیقاتی موجود را تا حدودی پوشش دهد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که با وجود برخی تأثیرگذاری معماری غرب در این دوره، کماکان معماری این دوره بر پایۀ اصول بنیادین معماری ایرانی-اسلامی، مانند اصل درون‌گرایی، محرمیت و... استوار بوده است. 
 

زهره شیرازی، نوذر حیدری،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

مجموعۀ تاریخی بمپور در حوزۀ جغرافیایی و فرهنگی مکران - جازموریان، در دشتی هموار در ضلع شمال‌غربی بمپور مرکز شهرستان بمپور واقع شده است. آثار آتش‌سوزی گسترده و خاکستر بقایای مواد سوخته‌شده، یکی از نمود‌های بارز قلعه است که تقریباً در همه‌جای آن دیده شده و منحصر به مکان‌هایی مانند چالۀ دورریز یا آشپزخانه نمی‌شود. تنوع و فراوانی آثار سوخته‌شده این اجازه را داد تا از آن‌ها برای مطالعات تخصصی ‌باستان‌گیاه‌شناسی استفاده شود. این پژوهش به ارائۀ نتایج حاصل از مطالعۀ بقایای گیاهی موجود در نهشته‌های برداشت‌شده از دورریز و بقایای ناشی از آتش‌سوزی متعلق‌ به لایه‌های سطحی و فوقانی دورۀ قاجار، حداکثر تا عمق یک‌متری کارگاه‌های کاوش در قلعۀ بمپور می‌پردازد. اهدف اصلی از انجام این مطالعات، شناخت پوشش گیاهی پیرامون قلعه و منطقه، نوع گیاهان استفاده‌شده توسط ساکنان قلعه و شناخت بخشی از تغذیۀ ساکنان و وجود احتمالی آثار رستنی‌های غیربومی بود. مشاهدۀ میکروسکوپی و شناسایی 2.301 قطعه زغال چوب، چوب، دانه، اجزاء ساقه و میوه به‌دست‌آمده از کانتکست‌های مذکور نشان‌داد که پوشش درختی پیرامون قلعه در دورۀ قاجار شامل درختانی مانند: گز، بید، آکاسیا، کهور و خرما بوده و از چوب این درختان برای سوخت (به‌ویژه گز) یا به‌عنوان مصالح ساختمانی در جهت مقاوم‌‌سازی بناها (بید، آکاسیا و کهور) استفاده می‌شده است. اکولوژی و پراکنش جغرافیایی گیاهان شناسایی‌شده، گواه‌بر بومی بودن آن‌هاست. بقایای گیاهان کشت‌شده مانند: غلات (گندم و جو)، میوه‌ها (خرما) و صیفی‌جات (هندوانه و خربزه) در میان بقایای ناشی از آتش‌سوزی حکایت از فعالیت‌های کشاورزی منطقه دارد. علاوه‌بر این، گواه دیگری بر این امر، بذرهای سوختۀ گیاهان خودرو یا علف‌های هرز شناسایی‌شده نظیر: چاودار، مرغ، جاروعلفی، گندمیان خودرو، ماشک، گَوَن، یونجه، اسفناجیان، سیاه‌شور، علف هفت‌بند، واکاریا، سریشک و جگن هستند که با آبیاری در مزارع کشاورزی ‌روییده‌اند.

سعید امیرحاجلو،
سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده

دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصل‌خیز و بیش از یک‌صد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغ‌داری پررونقی داشت. هم‌چنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان می‌نمود. بر این‌اساس، مسألۀ اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغ‌داری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسش‌ها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغ‌داری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگی‌های معماری مرتبط با باغ‌داری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری داده‌‌ها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغ‌ها و مالکیت خرده‌مالکان بر برخی دیگر از زمین‌ها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعۀ روش‌های استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یک‌صد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغ‌داری کمک می‌کرد. مدیریت و نوبت‌بندی گردش آب قنات‌ها بر پایۀ حجم آب‌دهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقه‌ای صورت می‌گرفت. هم‌چنین بر پایۀ شواهد باستان‌شناسیِ دورۀ قاجار در این دشت ازجمله «باغ‌ها و خانه‌باغ‌های نامنظم با نقشۀ ارگانیک» و «باغ‌های منظم اربابی با نقشۀ از پیش طراحی‌شده»، کشت‌وزرع به شیوه‌های کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دورۀ قاجار، کشت معیشتی و در نیمۀ دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص می‌یافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنان‌که درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفی‌جات و برخی میوه‌ها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنی‌بر درآمدهای کشاورزی کمک می‌کرد.. 

سهیلا بختیاری، طاهر رضازاده، داود شادلو،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

شرایط ویژۀ دورۀ قاجار امکان دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی را بیش‌از‌پیش فراهم نموده‌ است. طی این دوره، اروپاییان علاقه‌مند به قالی ایرانی از فرصت‌هایی که در اختیارشان قرار گرفته بود به‌نحو احسن برای ایجاد، توسعه و تکمیل دارایی‌ مجموعه‌های قالی خود سود برده‌اند. آشنایی با زمینه‌های ایجاد این فرصت‌ها و آگاهی از راهبرد اروپاییان درخصوص تصاحب فرش‌های ایرانی این دوره ازجملۀ دغدغه‌های مهم معاصر در حوزۀ مطالعات فرش و البته مطالعات موزه است. براین‌اساس، این مقاله برآن است تا، ضمن پیگیری مهم‌ترین روش‌ها و راهبرد‌های اروپاییان در تصاحب قالی‌های ایرانی، عوامل مؤثر در دستیابی آنان به این قالی‌ها را شناسایی و معرفی کند؛ بنابراین، پرسش اساسی این مقاله عبارت است از این‌که، در دورۀ قاجار، چه عواملی امکان دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی را فراهم کرده است؟ فرض بر این است که عوامل داخلی و خارجی متعددی، ازجمله رونق صادرات و برپایی نمایشگاه‌های جهانی، در توسعۀ فرش‌اندوزی اروپاییان دخیل بوده است. در اینجا، برای یافتن پاسخ این پرسش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. همچنین، داده‌های این پژوهش به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده و برای تجزیه و تحلیل آن‌ها روش کیفی به‌کار رفته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که سنت اهدای قالی به دربارهای اروپایی، از یک‌طرف، و رونق صنعت صادرات قالی، ازطرف دیگر، نقش مهمی در دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی ایفا کرده‌اند. در کنار این‌ها، ایجاد تحولات فرهنگی و تجددخواهی شاهان قاجار، به‌خصوص «ناصرالدین‌شاه»، و استقبال ایشان از شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی قرن نوزدهم میلادی، نیز از دیگر شیوه‌های فرش‌اندوزی اروپاییان در این دوره به‌شمار می‌رود. در این نمایشگاه‌ها نه‌تنها قالی‌های این دوره، بلکه قالی‌های دورۀ صفوی نیز موردتوجه قرار گرفته، خریداری شده و به مجموعه‌ها و موزه‌های مختلف راه‌یافته‌اند.

نورمحمد منجزی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

خانۀ ایرانی، مشحون از واحدهای ساختاری است؛ انسجام واحدها، الگوهای پیچیده‌تری را به‌وجود می‌آورد که به‌تبع استقرار آن‌ها در جاهای مختلف بنا، ساختار کالبدی و ویژگی‌های عملکردی و فرهنگی آن نیز شکل می‌گیرد. از آن‌جایی‌که ترکیب این الگوها در خانه همواره انعکاسی از آداب و روش زندگی ساکنان و شرایط محلی است، شناخت هریک از این الگوها امکان استفاده از آن‌ها را در سطحی وسیع‌ در طراحی خانه‌های جدید فراهم می‌نماید. چیستی الگوهای ساختاری و میزان تأثیرگذاری آن‌ها بر معماری مسکونی ایرانی-اسلامی مبنای پرسش‌گری پژوهش است. این پژوهش قصد دارد با اتخاذ رویکردی کالبدی به بیان ساختار زبان معماری خانه‌ در بناهای نمونۀ دورۀ قاجار بپردازد، و از این‌طریق زمینۀ بازیابی ارزش‌های معماری گذشته را فراهم سازد. روش پژوهش توصیفی-تاریخی و روش یافته‌اندوزی ترکیبی است. اساس مطالعات رصدی نیز ازطریق حضور در بناهایی که دارای ترکیب معماری نسبتاً کامل بوده‌اند، و با استناد به نقشه‌ها، تصویرها و متن‌های موجود صورت گرفته است. محتواهای انتزاع‌شده با کمک نرم‌افزار اتوکد (Auto CAD) واحدهای اولیه را در شکل‌های هندسی معرفی می‌نماید و مصداق‌پذیری آن‌ها را در 50 خانۀ باارزش تاریخی-فرهنگی دورۀ قاجار بررسی می‌کند. بررسی‌های نظری، نشان از حضور هفت واحد اولیۀ فضایی در معماری خانه به‌ترتیب از شفاف به کدر، حیاط، صفه، ایوان، تالار، نشیمن، اتاق، پستو دارد. از نتایج مهم این جست‌وجو می‌توان به تعمیم‌پذیری نظم منطقی واحدهای اولیۀ شناسایی‌شده در ترکیب‌های متنوع و تولید واحدهای فضایی پیچیده‌تر از واحدهای اولیه به تعداد 5040 الگو اشاره کرد. نتایج نشان می‌دهند الگوها به نسبت‌های متنوع از 27.16% تا 0.06% و تعداد 45 عدد در خانه‌های انتخابی مشارکت دارند. در این‌میان، الگوی شمارۀ 8 بیشترین (328) حضور را دارد؛ درحالی‌که الگوهای 14، 32 و 45 کمترین (1) کاربرد را دارند.

سید بنیامین کشاورز،
سال 6، شماره 19 - ( 3-1401 )
چکیده

از زمان شکل‌گیری راه موسوم به ابریشم، مسیر فوق رابط اصلی شرق و غرب آسیا بود که در خشکی و دریا پیش‌می­‌رفت. با شروع عصر استعمار روند جهانی‌شدن آغاز گردید و مسیر و عملکرد ارتباطات تحول بسیاری کردند، امری که در قرن نوزدهم میلادی به اوج خود رسید و ارتباط نزدیک ایران و ژاپن امکان‌پذیر شد. درواقع مراکز تجاری دو کشور صاحب پیشینه‌­ای از دوره‌­های پیشتر بودند، اما با اقتضاهای جدید، شرایط جدیدی نیز به‌وجود آمد. در این‌راستا پرسش پژوهش حاضر آن است که کدام ناحیه­‌ها یا بنادر ژاپن و ایران در قرن نوزدهم میلادی برای حمل‌ونقل مواد فرهنگی مورد استفاده تجارت خارجی به‌کار رفتند و آیا ناحیه‌­های تعیین‌شده دارای پیشینه بودند و چه عواملی بر ارتباط تجاری تأثیرگذار بوده­‌اند. فرضیۀ پژوهش آن است که محصولات نوع ساسانی و صفوی درواقع گویای موقعیت سیاسی ژاپن و نقش تجاری دیگر ملل است تا آن‌که نمایشی از ارتباط ایران و ژاپن باشند. با این‌وجود بررسی پیشینۀ روابط، مناطقی را در ژاپن نشان می‌­دهند که مراکز اصلی تجارت دولتی بودند که همانا بنادر اُساکا و کوبه به‌سوی حوضۀ کیوتو و نارا، بندر ناگاساکی و بنادر حوضۀ خلیج کاناگاوا هستند که در قرن نوزدهم میلادی نیز نقش مشابهی ایفا کردند تا تجارت از بنادر بوشهر، لنگه و عباسی ایران امکان‌پذیر باشند؛ هرچند پیش از قرن نوزدهم میلادی تجارت موردنظر همیشه تحت‌تأثیر فرهنگ بسته ژاپن قرار داشته، ولی در عصر جدید به‌دلیل فشار امپریالیسم و روند مدرنیزم دروازه‌­ها گشوده شده و محصولات استراتژیک چون تریاک به قلمروی امپراتوری ژاپن وارد شدند.

سودابه معموری، مرضیه منصوری‌زاده، حسن اکبری،
سال 6، شماره 19 - ( 3-1401 )
چکیده

مجموعه بناهای گمرکات حاشیۀ خلیج‌فارس در استان بوشهر در اواخر دورۀ قاجاریه و اوایل دورۀ پهلوی اول ساخته شده‌اند. این بناها شباهت زیادی به‌هم دارند. تمام این بناها از لحاظ معماری به‌صورت یک‌شکل ساخته شده‌اند. تمامی این ساختمان‌ها دارای دو طبقه و منطبق برهم هستند. معماری این بناها برگرفته از سبک معماری نیمۀ دوم قرن 18 و 19 م.، مغرب زمین است، این سبک به‌عنوان نمادی از تجدد وارد معماری ایران شد و معماری ایران را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد؛ البته این تأثیر در سال‌های پایانی دورۀ قاجار به‌مراتب بیشتر از سال‌های ابتدایی است. به‌وجود آمدن گمرکات در حاشیۀ خلیج‌فارس از بندر دیر گرفته تا آخرین خط ساحلی و ایجاد ارتباطات این گمرکات با دیگر کشورها به‌خصوص انگلستان نیاز به تلگراف‌خانه را ایجاب می‌کرده است. تلگراف‌خانه‌ها نیز در نزدیکی هر یک از این گمرکات ساخته شده است. ایجاد تلگراف‌خانه برای در جریان قرارگرفتن مسائل و امور تجاری، ادارای و سیاسی بوده است. هدف از این پژوهش، آشنایی با تاریخچۀ شکل‌گیری و بررسی گمرکات استان بوشهر است؛ و پرسش اصلی این پژوهش نیز این است که، ویژگی‌های معماری این سازه‌ها چیست؟ با بهره‌گیری از روش پژوهش تاریخی و با مطالعات کتابخانه‌ای سعی‌شده است اطلاعات لازم دربارۀ موضوع پژوهش گردآوری شود و شناخت کافی نسبت به گمرکات و تلگراف‌خانه‌های استان بوشهر حاصل شود. هم‌چنین از روش میدانی جهت بررسی نمونۀ گمرکات در استان بوشهر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که روابط تجاری و سایر ارتباطات بوشهر با کشورهای مختلف، منجر به شکل‌گیری گونه‌های مختلف معماری، ازجمله معماری گمرکات در این استان شده است که متفاوت با معماری بومی بوشهر است.

رضا نظری‌ارشد، حسن کریمیان، محمدحسن طالبیان، جواد نیستانی،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

با وجود اهمیت، جایگاه و نقش والای شهر همدان در تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران در عصر قاجار، مطالعات هدفمندی که سازمان فضایی و ساختار اجتماعی این شهر را در آن دوره مشخص کند به انجام نرسیده و پرسش‌های فراوانی درخصوص چگونگی تحولات بافت تاریخی آن بی‌پاسخ باقی‌مانده است. پژوهش حاضر در پی آن است که با اتکاء به منابع مکتوب، آثار معماری و شواهد باستان‌شناسانه به پرسش‌هایی درخصوص تحول و توسعۀ ساختار فضایی شهر همدان در عهد قاجار پاسخ گوید. در نیل به این هدف، تلاش شده ضمن بهره‌برداری از کلیۀ منابع مکتوب مرتبط با این شهر در دورۀ مذکور تحولات بافت شهری و ویژگی‌های ساختاری فضاهای آن مشخص و عوامل اثرگذار بر رشد و توسعۀ شهر در این دوران مشخص شود. دستاورد این پژوهش، روشن ساخت که همدان به‌واسطۀ پیشینۀ کهن، موقعیت خاص جغرافیایی، بهره‌مندی از قابلیت‌های زیست‌محیطی مناسب ازقبیل منابع آب فراوان و نیز به‌دلیل قرارگیری در مسیر راه‌های مهم تجاری-زیارتی در دورۀ قاجار، ازجمله شهرهایی بوده که اهمیت و جایگاه اجتماعی و اقتصادی شایسته‌ای کسب کرده و جمعیت بالنسبۀ زیادی را در خود جای داده و توجه گروه‌های مختلف اجتماعی، به‌ویژه بازرگانان را به خود جلب کرده است؛ بدین‌ترتیب شرایط مناسبی جهت احداث و پیدایی آثار و یادمان‌های متعدد معماری با کارکردهای مختلف (تأسیسات دفاعی، محله‌های مسکونی، میادین و میدانچه‌ها، بازار و کاروان‌سراها، مساجد، مدارس، حمام‌ها، کلیساها و...) به‌وجود آمده و فضای شهری، به‌ویژه به جوانب جنوب و جنوب‌شرق توسعه و گسترش چشمگیر یافته است.  


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1