logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای عرفان

حسین بهروزی‌پور،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

اندیشه و تفکر ناب دینی و عرفانی در ذهن هنرمندان مسلمان سبب‌شده در تمام آثار هنری اسلامی روح مشترکی پدیدار شود. شناخت ماهیت و هدف هنر اسلامی در سدۀ اخیر موردتوجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرارگرفته و پژوهش‌های آنان به طرح نظریات مختلفی دربارۀ فلسفه و حکمت هنر متعالی اسلامی منجر شده است. «تیتوس بورکهارت» و «سید‌حسین نصر» ازجمله اندیشمندانی هستند که با رویکردی سنت‌گرایانه و برپایۀ دیدگاه‌های دینی و عرفانی به تبیین چیستی، چرایی و چگونگی هنر اسلامی -معماری، هنرهای کاربردی و هنرهای تجسمی- پرداخته‌اند. پرسش این است: نگارگری اسلامی ایران برمبنای دیدگاه‌های اندیشمندان سنت‌گرایی چون تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر در چه ویژگی‌هایی با هنرهای اسلامی دیگر اشتراک دارد؟ در این مقاله، ویژگی‌های بصری و محتوایی نگارگری اسلامی ایران برپایۀ دیدگاه‌های دینی و عرفانی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی تبیین‌شده و میزان همسانی نگارگری ایرانی در صورت، بیان‌ و معنا با سایر هنرهای اسلامی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این‌اساس پس از گردآوری برخی از نظریات تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی و بررسی تعدادی از آثار نگارگری دوران اسلامی به‌شیوۀ اسنادی، داده‌های به‌دست‌آمده با روش توصیفی و مقایسه‌ای تدوین شده است؛ درنهایت تحلیل داده‌ها به‌روش استدلال استقرایی به انجام رسیده است. براساس یافته‌های پژوهش، عناصری مانند: فرم یا صورت، رنگ، فضاسازی، عدم بعدنمایی و بهره‌مندی از نوشتار (در قالب شعر) به نگارگری ایران، همانند سایر گونه‌های هنر و معماری ایران معنا و مفهوم ویژه‌ای بخشیده‌اند. ازسوی دیگر، صورت، بیان و معنا در نگارگری اسلامی ایران با آراء و دیدگاه‌های عرفانی-دینی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر هم‌سو است و این آراء، تنها دربارۀ نگاره‌های غیرمذهبی و درباری صادق نیست.

داود میرزایی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

مفهوم «تجلی» یکی از مفاهیم بنیادین حکمت و عرفان اسلامی است که ریشه در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) دارد و از همین معبر، وارد زبان ذوقی عرفای مسلمان، خصوصاً ابن‌عربی، هم اهتمام ویژه‌ای به آن پیدا می‌کنند. با وصف این، از آنجاکه مسألۀ تجلی در هنر، جایگاه خاصی در مباحث عرفانی می‌یابد و چون یکی از اصول اساسی هنر خوشنویسی همانا «صفا» است و تا زنگار از قلب زدوده نشود و صفا حاصل نگردد، نقشی در آن متجلی نخواهد شد؛ لذا به‌نظر می‌رسد که از معبر همین مفهوم تجلی، پیوند وثیقی میان عرفان و خوشنویسی برقرار می‌شود. برهمین مبنا، پژوهش حاضر کوشیده است تا به این دو پرسش پاسخ دهد؛ 1. تجلی چیست و چه جایگاهی در متون مقدس و عرفانی ما دارد؟ 2. رابطۀ تجلی با مبانی نظری خوشنویسی اسلامی، خصوصاً «صفا» و «شأن» چیست؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که براساس داده‌های کتابخانه‌ای انجام شده است؛ لذا برای رسیدن به پاسخ روشنِ این دو پرسش و برقراری پلی میان عرفان و خوشنویسی اسلامی و یافتن شأن عرفانیِ «تجلی» در آن، ابتدا به‌معنای تجلی در منابع دینی همچون آیات و روایات پرداخته شده و سپس در متون عرفانی (نزد ابن‌عربی و عرفای پیش از او) معنای آن‌را پی گرفته است. در ادامه، به مقولۀ تقدس در خوشنویسی پرداخته شده و از ثنای اصول دوازده‌گانۀ حاکم بر آن (طبق متن آداب‌المشق باباشاه اصفهانی) ارتباط «تجلی» با «صفا» و «شأن» در خوش نویسی اسلامی و نسبتش با حُسن یا زیبایی آن بررسی شده است. 


صفحه 1 از 1