logo

جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای صفویه

علیرضا قاسم‌پورنوبیجاری، محمود سید، علیرضا واسعی،
سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده

در زمان حکومت صفویه مذهب تشیع در شبه‌جزیرۀ دکن گسترس یافت و برخی از سلاطین آن منطقه به‌دلیل اشتراک مذهب روابط سیاسی خوبی با دولت صفویه برقرار کردند. مهاجرت شیعیان ایرانی به دکن از نیمۀ قرن هشتم هجری‌قمری افزایش چشمگیری داشت و در قرن دهم و یازدهم هجری‌قمری به اوج خود رسید. یکی از مهاجرانی که نقش تعیین‌کننده‌ای در تحکیم روابط سیاسی نظام شاهیان با دولت صفویه داشت، «شاه‌طاهر» بود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش شاه‌طاهر و عوامل این ارتباط و تأثیر و تأثرات آن در دو دولت است. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌روش پژوهشی و کتابخانه‌ای می‌کوشند تا نقش شاه‌طاهر را در رواج مذهب تشیع و تحکیم روابط سیاسی بین دو دولت تبیین کنند. پرسش مهمی که در این تحقیق عنوان می‌شود این است که دیوانسالاران ایرانی از جمله شاه‌طاهر چه نقشی در تحکیم روابط نظام‌شاهیان با دولت صفویه داشتند؟ اگرچه نظام شاهیان در ابتدا برخلاف عادل‌شاهیان و قطب‌شاهیان ارتباطی با ایران و خاندان صفویه نداشتند و درواقع از مهاجران ایرانی که به جنوب هند مهاجرت کردند، نبودند؛ اما با وجود این‌ مهاجرت شاه‌طاهر باعث ایجاد و توسعۀ روابط سیاسی و فرهنگی آن‌ها با صفویه شد. اگرچه دولت نظام‌شاهی نسبت به دیگر دولت‌های شیعه‌مذهب جنوب هند با تأخیر قابل‌توجهی به مذهب تشیع گروید، اما طرز تلقی آنان از تشیع به صفویان نزدیک‌تر بود و همین نکته موجب ارتباط خاص حکومت صفوی در دورۀ شاه‌طهماسب با حکومت نظام‌شاهی گشت. بنابراین می‌توان گفت که عامل مذهب نقش کلیدی در تحکیم روابط صفویه با نظام شاهیان ایفا می‌کرد و سبب‌ساز این نزدیکی مذهبی، دیوان‌سالار ایرانی شاه‌طاهر بود. درواقع مهاجرت دیوان‌سالاران ایرانی به جنوب هند سبب گسترش تشیع در این منطقه شد و شاه‌طاهر نیز با تأثیرگذاری بر پادشاه نظام شاهیان سبب رسمی شدن مذهب تشیع در این منطقه و آغاز تحکیم روابط میان صفویه و نظام‌شاهیان شد.

علی زارعی، مریم ظهوریان، علیرضا حسنی‌آبیز،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

هنر و صنعت قفل‌سازی هم‌چون دیگر هنرهای فلزی ایران به نوعی بازتاب آداب، عقاید و سنن مردم این سرزمین است. این هنر، درآمیختگی ظریفی از زیبایی‌شناسی با فولاد و آهن است و درنهایت به هم‌نشینی قابل‌تأمل هنر و صنعت می‌انجامد؛ از ‌این‌رو، می‌توان دریافت که با مقوله‌ای ارزشمند مواجه هستیم که ظرفیت‌های گوناگون بصری، فرمی و زیبایی را در خود نهفته دارد. هدف از انجام این پژوهش، ضمن دسته‌بندی قفل‌ها و ویژگی‌های فرم و نقش، شناخت قابلیت‌ها و کارکردهای متفاوت، به رمزگشایی نقوش و سنت‌ها و باورهای پیرامون آن‌ها می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش و مطرح در مورد این موضوع آن‌ است که، نقش‌مایه‌های قفل‌های دورۀ صفویه از کجا اقتباس شده است؟ ویژگی‌های فرمی و مفهومی نقوش به‌کاررفته در قفل‌های دورۀ صفویه چگونه است؟ و تا چه میزان با جنبه‌های اعتقادی دورۀ صفویه ارتباط دارد؟ این پژوهش از نوع بنیادی و به‌لحاظ ماهیت به شیوۀ توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به‌صورت میدانی و کتابخانه‌ای و با تکیه‌بر توصیف، تحلیل و تاریخ خواهد بود. در این‌گفتار، سعی‌بر این بوده است که بیان نماید در دورۀ صفویه قفل علاوه‌بر جنبۀ حفاظتی کاربردی) برخوردار از جنبۀ آئینی بوده و رابطۀ مستقیم و تنگاتنگ با سنت اسلامی داشته است. بنابراین با تحلیل نقوش و کتیبه‌های به‌جای مانده بر قفل‌ها می‌توان دریافت که نقوش براساس کارکرد قفل، توسط هنرمند ابتدا انتخاب و سپس طراحی شده‌اند. بر این‌اساس می‌توان کارکرد کاربردی، کارکرد مذهبی و کارکرد طلسم‌گونۀ برای قفل‌های این دوره مطرح نمود. 

ایرج رضائی، مهدی خلیلی، آوا فرجی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

شهر «اشرف»، «بهشهر» کنونی، در سال 1021ه‍.ق. به‌دستور «شاه‌عباس اوّل»، احداث و هم‌زمان، عمارت‌هایی در آن بنا شد. در کف‌سازی بناهای سلطنتی بهشهر از سنگ‌های تراش‌خورده استفاده شده که بر سطح برخی از آن‌ها، علائم حجاران دورۀ صفوی نقر شده است. باوجود اهمیت فراوان مجموعۀ نقوش مذکور، اما صرف‌نظر از یک اشارۀ کوتاه توسط دمورگان در اواخر قرن 19م.، تاکنون هیچ مطالعۀ مستقل و مفصلی دربارۀ علائم حجاری مجموعۀ بهشهر صورت نگرفته است. در این پژوهش که براساس بررسی میدانی و مطالعات تکمیلی کتابخانه‌ای صورت‌گرفت، 266 بلوک سنگی علامت‌دار شامل 309 نشان مربوط به حجاران صفوی در مجموعۀ باغ‌شاه و کاخ عباس‌آباد بهشهر، شناسایی و مستندنگاری شد. هدف از این پژوهش، پاسخ به پرسش‌هایی دربارۀ ماهیت و مفهوم علائم حجاری در مجموعۀ بهشهر، طبقه‌بندی آن‌ها و دستیابی به اطلاعاتی دربارۀ ساخت و سازهای مجموعۀ مذکور از طریق مطالعۀ علایم حجاری است. برای دستیابی به این هدف، علائم مذکور مطالعه و طبقه‌بندی شده و برخی جنبه‌های ظاهری و مفهومی این نشان‌ها، از طریق مقایسۀ تطبیقی با نمونه‌های مشابه در ایران و سایر مناطق همجوار روشن شده است. نتیجۀ این پژوهش نشان می‌دهد که  برخی از علائم حجاران در مجموعۀ صفوی بهشهر دارای نمونه‌های مشابه، حتی درمیان قدیمی‌ترین نمونه‌ها از دوران هخامنشی تا قاجار هستند. بیشینۀ علائم حجاران مجموعۀ بهشهر را می‌توان در گروه علائم هندسی و سپس ابزار و اشیاء و تعداد کمتری را هم می‌توان در گروه نقوش گیاهی یا جانوری طبقه‌بندی نمود. برخی از علائم هم شباهت‌هایی با الفبای ارمنی و گرجی دارند که احتمالاً حاکی از حضور حجاران این مناطق در ساخت مجموعۀ بهشهر است. بااین‌حال تقریباً هیچ‌یک از علائم حجاری پرتعداد مجموعۀ مذکور، را نمی‌توان با اطمینان نقوش مذهبی یا آئینی نامید. 

زهرا رضا سلطانی، میترا شاطری،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

 با انتخاب اصفهان در سال 1006ه‍.ق. به‌عنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آن‌ها با تزئین کاشی‌کاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشی‌کار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشم‌نواز پرداختند؛ در‌حالی‌که در دوره‌های پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشی‌ها دیده می‌شد؛ در دورۀ صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان ‌رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقش‌شده بر کاشی‌های این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهش‌ها این گروه از کاشی‌ها به‌صورت کلی به دورۀ صفوی، نسبت داده‌می‌شوند؛ برهمین‌اساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخ‌گذاری نسبی کاشی‌های گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آن‌ها با نگاره‌های رقم‌دار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسش‌ها پاسخ ‌داده‌شود که: نگارگری دورۀ صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشی‌های این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه می‌تواند در راستای تاریخ‌گذاری کاشی‌نگاره‌ها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گرد‌آوری یافته‌های این پژوهش، یافته‌اندوزی ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزه‌های داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشی‌ها از مکتب اصفهان دورۀ صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگی‌های ترسیم لباس‌ها (دستار، کلاه، شال‌های پیچیده‌ به کمر، لباس‌های بلند و گل‌دار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آن‌ها با نقوش نگاره‌های رقم‌دار، می‌توان بازۀ زمانی بین اواخر نیمۀ نخست تا اوایل و اواخر نیمۀ دوم سدۀ 11ه‍.ق. را برای قاب کاشی‌ها درنظر گرفت.  

محمدجواد نجفیان، پرویز اقبالی، یاسر حمزوی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

در دورۀ صفویان ابداعات و نوآوری‌هایی در آرایه‌های گچی ایجاد می‌شود. آرایۀ‌ گچی کشته‌بری، یکی از جذاب‌ترین آرایه‌های معماری دورۀ صفوی است که با نقوش متنوع در برخی بناهای آن دوره اجرا شده و دارای خلاقیت و نوآوری خاصی است که با شیوۀ اجرای گونه‌های دیگر آرایۀ گچی متمایز است. مطالعه و شناخت شیوه‌ها و مراحل اجرایی آرایه‌های گچی معماری صفویه در راستای حفاظت از آن‌ها به‌شمار می‌رود. هدف این پژوهش، شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌ها، گوناگونی‌ روش‌ها و مراحل و ترتیب اجرای آرایۀ‌ گچی کشته‌بری در مقایسه با سایر آرایه‌های گچی در معماری دورۀ صفویه و طبقه‌بندی آرایه‌های گچی این دوره است. پرسش‌های پژوهش عبارتند‌از: طبقه‌بندی مناسب برای گونه‌های فنی اجرایی آرایه‌های گچی در معماری دورۀ صفوی چیست؟ شباهت‌ها و تفاوت‌های آرایه‌گچی کشته‌بری با سایر آرایه‌های گچی در معماری دورۀ صفویه از لحاظ شیوه و مراحل ساخت و اجرا کدامند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی-مقایسه‌ای، و یافته‌اندوزی به‌صورت مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی است. نتایج مطالعات نشان‌داد آرایه‌های گچی در معماری صفویه، براساس معیار هفت‌گانۀ شیوۀ شکل‌دهی، جنس مواد و مصالح مورداستفاده در زمینه، شکل ظاهری سطوح روی نقوش، اندازه و میزان برجستگی، کارهای تکمیلی، ازلحاظ زمینه و شکل نقوش، تقسیم‌بندی شد. در اجرای آرایۀ گچی کشته‌بری برعکس سایر آرایه‌های گچی دورۀ صفویه، پرداخت‌کاری، صیقل‌کاری، کوژ یا کاوکردن روی سطوح نقوش انجام نمی‌شد و فقط زمینۀ طرح و یا برخی از نقوش کنده‌کاری و نهایتاً پرداخت می‌شد. آرایۀ گچی کشته‌بری ازلحاظ شیوه، مراحل و ترتیب اجرا بیشترین شباهت با آرایۀ گچی با لایه‌های رنگی کنده‌کاری شده دارد. این شباهت‌ها، ازلحاظ ضخامت هر لایه به اندازۀ یک میلی‌متر و شیوۀ برش با زاویۀ 90درجه نسبت‌به سطح نقوش و پرداخت و صاف‌کردن قسمت‌های کنده‌کاری شده و ازلحاظ شکل ظاهری روی نقوش با سطح صاف و تخت، قابل‌مقایسه است؛ هم‌چنین، آرایۀ گچی‌کشته‏بری ازلحاظ شیوه، مراحل و ترتیب اجرا، بیشترین تفاوت را با آرایۀ نقری پرشده با گچ رنگی، دارد. 
 


صفحه 1 از 1