چکیده
پیوندهای ایران و چین با دورۀ ساسانی به شکوه رسید؛ آنجا که دورۀ ساسانی را باید دومین شاهنشاهی بزرگ در پیوند با چین ارزیابی کرد. با تازش تازیان، پیوندهای فرهنگی در زیر سایۀ روابط امپراتوران تانگ و شاهزادگان (چیننشین) ساسانی گسترش یافت. در این موضوع باید به روابط گائوزنگ لیچی و (همسرش) شهبانو وو زوتیان با پیروز (فرزند یزدگرد)، فرزندش نرسی، پس از سکونت شاهزاده در چانگآن (پایتخت تانگ) اشاره کرد؛ بنابر منابع، پیکرۀ پیروز در شمار شصتویکمین پیکرۀ نصب شده در آرامگاه گائوزنگ و همسرش وو زتیان در شیانلینگ بوده است. سه گورگاه دیگر نیز در شیانلینگ، درهمآمیختگی با فرهنگ ساسانی دارند. این پژوهش به بررسی روایی فرهنگ ایران ساسانی در دربار شاهان تانگ و چگونگی بومیشدگی این میراث ساسانی خواهد پرداخت؛ منابع مورد مطالعه این جستار به آثار بهدست آماده از گورگاههای زیرزمینی شیانلینگ محدود میشود. کلیدواژگان: ساسانی، شیانلینگ، پیروز، سلسلۀ تانگ، اقتباس.
مقدمه
آرامگاه شیانلینگ، آرامستانی از آن «لیچی» (سومین امپراتور دودمان تانگ: گائوزنگ؛ م.) و «وو زتیان» (شهبانوی وی؛ م.) است. آرامگاه محافظتشدۀ شیانلینگ به بهانۀ باستانشناسی منحصربهفرد و چشمانداز طبیعی آن نیز زبانزد است. هماکنون کاوشهای باستانشناسی در این محوطه انجام نمیشود؛ باوجود این، سه گورگاه از 17گور بر روی گردشگران باز است؛ این گورها از طرح پنکهای (یک تونل زیرزمینی بلند، مانند ساقه و انتهای گرد آن مانند سر پنکه است؛ م.) و در گوشۀ جنوبشرقی محوطه قرار دارند. این سه گورگاه از آن بستگان بلندمرتبۀ شاهان تانگ هستند. این سه گورگاه عبارتنداز: گورگاه شاهزادۀ «ژانگ هوآی» (Zhang Huai)، گورگاه شاهزاده «ای-دی» (Yide) و گورگاه شاهدخت «یونگ تایی» (Yontai).
«ژانگ هوآی» فرزند دوم امپراتور «گائوزنگ»، عموی آن دو نفر دیگر است. از گورگاه وی آثار بسیاری از شمار سفال های لعابدار سه رنگی بهدست آمده است. افزونتر، صحنۀ نقاشی چوگان بازی را باید بدین آثار افزود. نگارۀ نامی به خدمتکاران در گورگاه شاهدخت یونگ تایی و نگارۀ نقاشی آموزش شکار به سگ شکاری در گورگاه «اِی دی» بخشی دیگر از این آثار گورگاهی است. این نگارهها بازتابی از زندگی این سه والامقام دورۀ تانگ است.
چینیهای باستان به پرستش نیاکان خود باور داشتند و جامعۀ فئودالی دارای قوانین سختگیرانۀ تدفین و تشییع جنازه بود؛ برای آنان «مرگ به عنوان بخشی از زندگی تلقی میشد» و پایان راه نبود؛ از اینروی، بنابر باور و علایق صاحب گورگاه و پیش از مرگ آن شاهزاده یا شاهدخت، نیازهای آن جهانی فراهم و در مقبره قرار میگرفت. بیگمان این آثار که اکنون در اختیار ما است دارای ارزش بسیار از دید پژوهشی برای پژوهش وضعیت جامعۀ آن روز (تانگ) است.
این آثار همگی با میراث پارس (ایران) درهم تنیده است و این درهمتنیدگی از دورۀ تانگ شروع شد. موضوع این پژوهش، نیز معرفی و بررسی بخشی از این آثار است.
مواد باستانشناختی
یکی از مهمترین آثار بدستآمده از این سه گورگاه، پیکرکهای نامی به پیکرک «هوو» (Hu) (نام یک گروه قومی؛ م.) است؛ دو-سوم از 190پیکرک از گونۀ هوو از این سه گورگاه بهدست آمده است. دربارۀ اینکه گروه قومی نامی به هوو به کدام فرهنگ وابسته بودند، اتفاق دیدگاه نیست؛ زیرا این گروه پوشش ویژۀ خود را دارد. این گروه با لباسی با یقههای تکمثلثی، یقههای دومثلثی، ضربدری، گرد و آستینهای تنگ و باریک نگاریده شدهاند. در دورۀ تانگ، هم سغدیان ایرانی تبار و هم ترکان در این پوشش گزارش شدهاند. در سدۀ پنجم میلادی، سغدیان در دو شهر «کنگ» (Kang) و «آن» (An) میزیستند که سپسینتر به اشغال ترکان درآمد و پوشش ترکی در آن چیره شد. سغدیانی که به چین وارد شدند، بیشتر پوشش «هووفو» (Hu Fu) بر تن داشتند که توصیف این لباس با توصیف لباس گروه قومی هوو یکی میافتد. سفرای ایرانی از زمان شاهی گائوزنگ تا به پایان سدۀ 17م. به بیش از هفت بار به دربار تانگ آمدند؛ از اینمیان، سه بازدید به نمایندگان کنگ تعلق دارد. در برابر، از بازدید ترکان هیچ گزارشی در دست نیست؛ افزونتر، با برپایی حکومت خاقانی به نوعی رفتار تقابلی به امپراتوری چین رسیده بودند. از این روی و به گمان بسیار، قبیلۀ هوو، یکی از گروههای قومی سغدیان ایرانی بود؛ زیرا نوع پوشش آنان ما را بیاد نوع پوشش ایرانیان میاندازد.
پیکرک جنگجوی بهدست آمده از گورگاه شاهزاده ژانگهوای در معبد شیانلینگ، دارای تاجی با آرایۀ پرندگان (شاهین)، لباسهای آستین گشاد، یقۀ ضربدری و شلوارهای باریک بر تن دارد؛ این سبک لباس ترکیبی از هنر بومی و سبک ایرانی است. برای این اثرگذاری باید به تاج شاهان ساسانی باوجود دو بال پرنده (شاهین) اشاره کرد.
پیکرکهای نوازندگان (موسیقی) اسب سوار که از گورگاه شاهزادۀ یای-دی در شیانلینگ بهدست آمده است؛ این گروه از نوازندگان دارای لباسهای آستین باریک با یقۀ قرمز و گونۀ سرپوش نامی به «وو بیان» (Wu Bian) درحال نواختن فلوت و پانپیپ هستند. برخی از سازهای موسیقی در دستان پیکرکها بهدلیل آسیبها از بین رفته است. با توجه به نوع حرکات نوازندگان و نیز مینیاتورهای ایرانی، برخی از آنها به نینوازی باید سرگرم بودهاند. در هنر موسیقی ایرانی معمولاً فلوت، نی، پانپیپ، تنبور و کمانچه اجزای اجرایی هستند.
شوق به بازی چوگان و گسترش آن از سوی شاهان تانگ، یکی دیگر از دستاوردهای این دوره است؛ واقعیت این است که ورود «پیروز» (فرزند یزدگرد؛ م.) به پایتخت شاهان تانگ، یعنی «چانگآن» سرفصلی نو در اثرگذاری مستقیم فرهنگ ایرانی بر این دوره بوده است.
در آغاز دودمان تانگ، به روزگار پادشاهی «لیشیمین»، چوگان محبوبیت یافت و بسی موردعلاقۀ اشراف تانگ قرار گرفت. بنابر مدارک موجود، امپراتور «تای زونگ» اغلب از «دروازۀ آن فو» (Anfu) بازدید میکرد و به همراهان خود میگفت: «شنیدهام که مردم غرب (آسیا؛ م.) در بازی چوگان بسی مهارت دارند و من دوست دارم از آنها یاد بگیرم.» باوجود این، به پادشاهی امپراتور گائوزونگ لیچی، دربار تانگ دلباختۀ بازی چوگان شد. امپراتور «ژونگزونگلیشیان» (Zhongzong Li Xiaan) فرزند سوم امپراتور «گائوزنگ لیچی» یکی از بهترین بازیگران چوگان بود. دامادش «ووچونگشون» و «یانگشن» (Wu Chongxun and Yang Shen) در آمادهسازی میدان چوگان آن را روغنپاشی کردند (تا گردو خاک بلند نشود).
نگارۀ دیواری «بازی چوگان» در گورگاه شاهزاده ژانگهوآی هماکنون یک یادگار فرهنگی ثبت شده در گنجینۀ ملی است؛ این نگاره، یادآور چگونگی برگزاری مسابقات چوگان به دورۀ دودمانی تانگ است. این نگاره جزئیاتی دقیق از بازی چوگان را در اختیار ما قرار میدهد. در این نگاره، دو تیم 10نفره بهدنبال توپ چوگان با لباسهای رنگی مشخص به بازی مشغول هستند. آوازۀ چوگان ایرانی در اشعار دورۀ تانگ نیز برجای مانده است.
نگارۀ دیواری در گورگاه «ای-دی» با عنوان «آموزش شکار به سگ شکاری» به 706م. تعلق دارد. بنابر مدارک، پارس دارای اسبان فوقالعاده و سگانی مرغوب بوده که میتوانستند تا 700مایل پیادهروی کنند؛ هرچند در منابع از ارسال سگان پارسی به چین بهعنوان خراج سخنی نیست، اما در کتاب شیشمالی آمده است که: شاهزادۀ «چوئو» (Chuo)، پسر بزرگ امپراتور «وو چنگ» (Wu Cheng)، عاشق سگان ایرانی است.» سگ در فرهنگ ایرانی مهم و در آئین زرتشتی درهمتنیده با مردگان، «سگ دید»، جایگاهی ارجمند داشته است. در گورگاههای چینی و بر روی تابوتهای سنگی نیز نقش سگ ایرانی بهعنوان نگهبانان دیده میشود. این نگاره در گورگاه «شیجون» (Shijun) (دورۀ ژو شمالی) بهخوبی قابل فهم میآید؛ از اینروی، ممکن است، ورود سگ ایرانی به چین با باورهای دینی درهم آمیخته باشد. نگارۀ سگ در صحنۀ شکار دیوارنگارۀ گورگاه ژونگ هوآی مربوط به گروه قومی هوو نیز دیده میشود.
در چین باستان، چنین رسم بود که درباریان برای رفتن به شکار، حصیری بر اسب گذاشته و سگها را روی حصیر مینشاندند. در دیوارنگارۀ «صحنۀ آموزش شکار»، دو نفری که سگان را نگهداشتهاند، یادآور گزارش کتاب «شی شمالی» (Northern Qi) است که به حصیرهایی بر روی اسبها برای حمل سگان اشاره دارد. سگان ایرانی بهترین گزینه برای شکار و بسیار مورد علاقه درباریان دودمان تانگ بودند. نگارۀ سگهای ایرانی در شیان لینگ یادآور سبک زندگی درباریان دوره تانگ و هم نفوذ باورهای دینی زرتشتی در دربار این دوره است.
از شمار دیگر میراث ایرانی باید به عناصر حکشده بر دیوار گورگاه «ای-دی» اشاره کرد؛ در اینجا «کنیزگانی با تاج ققنوسیشکل» در وسط دیوار بیرونی تابوت سنگی شاهزاده حک شدهاند. نگاره شامل نگارۀ دو خدمتکاری است که رو در رو ایستادهاند و تاجهای هر دو ققنوسنشان است. پیکرکهای سفالی بانوان و بانوانی که در دیوارنگارهها و حکاکیهای از گورگاههای بستگان والامقام شاهان تانگ از شیانلینگ بهدست آمدهاند، همگی بدون سنجاقسر یا هر گونه لوازم جانبی مو هستند. آنها باید بانو-مقامات دورۀ تانگ باشند. حاشیۀ این تاج ققنوسی با دانۀ مرواریدنشان آراسته شده است؛ حاشیههای مرواریددوزی شدۀ تاجها، میراث هنر ایرانی و زرتشتیگری در دورۀ تانگ است.
نتیجهگیری
اگر تکه استخواننوشته (تکه استخوان اسب)، بهعنوان رونوشتی از فرمان کورش بزرگ بهدست آمده از چین را اساس قرار دهیم، پیوندهای ایران و چین به روزگار هخامنشی برمیگردد. باوجود این، با گشایش سرزمینهای قرار گرفته میان چین و آسیایمیانه بهدست ژانگ شیان (Zhang Qian) در دورۀ هان (Han)، پیوندهای دوستانۀ تاریخی دو کشور بدین دوره برمیگردد. باوجود این، مهاجرت پیروز (فرزند یزدگرد و همراهان) به دربار تانگ، سرفصلی نو در گسترش روابط فرهنگی بود. پیکرکهای انسانی، دیوارنگارهها، ظروف مورداستفاده و حکاکیهای بهدست آمده از گورگاههای شیانلینگ، همگی گواهی نفوذ فرهنگ ایرانی است. باوجود این، نمیتوان گفت که میراث همگی بر درونمایۀ دینی (زرتشتی) تأکید دارند. بازی چوگان ایرانی، از نوع بازی، میدان آن، تیمها همگی بومیسازی شد. لباسهای شیک گروه قومی هوو (ایرانی) با آرایههای زیبای چینی درهمآمیخت. ققنوس ایرانی در کنار رشته مرواریدهای ایرانی با هنر چین درآمیخت و هنری باشکوهتر آفرید. میراث هنری ایرانی در گورگاههای بستگان شاهان تانگ در شیانلینگ، گواه عمق نفوذپذیری یکی از اثرگذارترین گروههای بیگانه در دربار تانگ است.