غلامرضا شاملو، علی سلمانی، داود میرزایی، سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده
شاهنامۀ بایسنغری و شاهنامۀ تهماسبی را بهحق دو شاهکار بیبدیل هنری در تاریخ نگارگری ایران دانستهاند. برای پیبردن به ارزشهای زیباشناختی محض این دو نسخه، بهترین روشی که میتوان بهکار بست، روش تحلیل فرمالیستی است. در رویکرد فرمالیستی آنچه مهم است، تحلیل عناصر بصریِ فرمالی است که نگارگران برای انتقال احساس یا عاطفهای زیباشناختی بهکار بستهاند؛ لذا این پژوهش با رویکرد فرمالیستی به بررسی دو نگاره از یک داستان، یعنی «کشته شدن ارجاسب بهدست اسفندیار» در این دو شاهنامه میپردازد. بدیهی است در این پژوهش، عناصری چون: خط، شکل، رنگ و بهطورکلی طرح و ترکیببندی این نگارهها مورد تحلیل فرمالیستی قرار گفته است. بر ایناساس، پژوهش حاضر مشخصاً بهدنبال پاسخ به این پرسش بوده است؛ بهلحاظ رویکرد فرمالیستی، چه شباهت و تفاوتی میان این دو تصویر مشترکِ شاهنامۀ بایسنغری و تهماسبی وجود دارد؟ بدیهی است برای پاسخ به این پرسش باید دید خصوصیات اصلی نگارۀ «کشته شدن ارجاسب بهدست اسفندیار» در دو نسخۀ بایسنغری و تهماسبی براساس رویکرد فرمالیستی چیست؟ با بررسی تطبیقی نگارههای مذکور، مشخص شد که شاهنامۀ بایسنغری بهلحاظ بهکارگیری خطوط متناسب با ماهیت داستان، تصویرگری روشنِ داستان و پرداختِ نمادین به ماجرا، ازلحاظ زیباشناختی غنیتر از شاهنامۀ تهماسبی است. البته شایان ذکر است که در مقابل، شاهنامۀ تهماسبی نوعی نمایش تزئینی از ماجرا ارائه میدهد و لذا درصدد نمایشی جلوهدادن داستان بوده است. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی برمبنای تطبیق نگارههای دو نسخه از شاهنامۀ فردوسی است و شیوۀ گردآوری دادهها نیز کتابخانهای بوده است.