حسین کوهستانی اندرزی، حسن هاشمی زرجآباد، عاطفه بزی، محمدامین سعادتمهر، سپیده بختیاری، سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده
ایالت طبرستان (مازندران) بهدلیل موقعیتهای اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژهای برخوردار بوده، علاوهبر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ بههمین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 هـ.ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدینشاه قاجار (1313-1264 هـ.ق.) قِرانهای نقرۀ فراوانی را بین سالهای 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 هـ.ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند بهصورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکههای بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره بهضرب میرسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح میسازد: مقدار خلوص نقرۀ سکههای ضربشده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکههای ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسشها، تجزیۀ عنصری سکههای این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی بهدلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره بهطور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سالهای 1278-1264 هـ.ق. 90.13%، 1288-1280 هـ.ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانههای مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکهها با فلزات مس و آهن بهدست آمد.
محمدامین سعادتمهر، حسن باصفا، حمیدرضا ثنایی، محسن مومنی، سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده
خراسان در دورۀ سلجوقیان ازمنظر اجتماعی و اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بود و با بهقدرت رسیدن «سلطانسنجر» (552-511 ه.ق.) نیز به هستۀ سیاسی امپراتوری سلجوقی بدل گشت. با حملۀ غزها (548 ه.ق.) و به اسارت درآمدن سلطانسنجر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خراسان دچار آشفتگی گردید. محوطۀ قهوهخانۀ سنگی برزنون نیز متعلق به دورۀ سلجوقی بوده و با پیدا شدن سکهای طلایی از سلطانسنجر (ضربشده در نیشابور بهسال 551 ه.ق.) در لایههای سطحی آن، احتمال آن میرود که در کشاکش این حملات رو به ویرانی گذاشته باشد. بهواسطۀ چنین هرجومرج گستردهای، متون تاریخی اطلاعات پراکنده و متفاوتی دربارۀ این واقعۀ تاریخی دارند؛ پس با در اختیار داشتن چنین سکهای، علم سکهشناسی با تکیهبر علوم باستانشناسی و تاریخ میتواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار محققین قرار دهد. پس پایه و مایۀ اصلی این مقاله را سکۀ مکشوف از محوطۀ قهوهخانۀ سنگی و نمونۀ نسبتاً مشابهی از آن (احتمالاً ضربشده در نیشابور بهسال 551 ه.ق.)، تشکیل میدهد. پرسشهای اصلی این پژوهش عبارتنداز: 1. چگونه میتوان با استفاده از این سکه و نمونۀ مشابه آن بخشی از تاریخ آن عصر را بازسازی نمود؟ 2. با توجه به شرایط حاکم زمانی و عوامل تأثیرگذار، سکههای مورد بحث توسط چه کسی و با چه هدفی به ضرب رسیدهاند؟ این مقاله بر آن است تا علاوهبر معرفی این سکههای شاخص، به بازسازی و مشخص ساختن علل برخی از حوادث با همراهی دادههای سکهشناختی در کنار متون تاریخی بپردازد. در نتیجه مشخص گردید سکههای مورد مطالعه پس از آزادی سلطانسنجر از اسارت و بهنام او، توسط «مؤید آیابه»، در جهت مقابله نمودن با اتحاد «سلطانمحمود» (دورۀ اول حکومت 551-548 ه.ق.) و «آتسز خوارزمشاه» (551-521 ه.ق.) و کسب مشروعیت لازم برای بقای قدرت و حکومتش در جایگاه امیر تابع سلطانسنجر، در نیشابور و حتی بخشهایی از خراسان ضرب شده باشد.
سکههای تیموری، آینهای از وقایع اقتصادی و سیاسی مهم تیموریان هستند و مطالعۀ آنها میتواند به فهم عمیقتر وضعیت اقتصادی و اجتماعی این دوره کمک کند. این پژوهش با استفاده از طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس به بررسی سکههای تیموری موزۀ آرامگاه بوعلیسینا پرداخته است. بازبینی تخصصی نتایج اولیۀ دستگاه طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس (PXRF) بهویژه در مطالعات سکهشناسی، از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند بهعنوان یک گام اساسی در راستای کاهش خطا و افزایش دقت در تحلیلهای میانرشتهای موردتوجه قرار گیرد. فناوری PXRF بهعنوان یک روش غیرمخرب، قابلیت بررسی دقیق ترکیب شیمیایی و تعیین عنصرهای موجود در سکهها را فراهم میآورد؛ اما بدون پایش دقیق و بازبینی جامع نتایج بهدستآمده، ممکن است به تفسیر نادرست و عدم قطعیت در تحلیلهای تاریخی منجر شود. پرسشهای پژوهش دربارۀ ارزش بازخوانی و تفسیر دادههای طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس و نقش آنها در شناسایی سکههای جعلی و درک ویژگیهای اقتصادی و فرهنگی در مطالعات سکهشناسی است. فرضیۀ کلیدی پژوهش میگوید که دادههای خام طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس نتایج دقیقی ارائه نمیدهد و برای مطالعۀ دقیق سکهها نیاز به واکاوی تخصصی توسط افراد متخصص وجود دارد. این پژوهش همچنین به اهمیت بررسی دقیق طیفها و چالشهای فنی در بازخوانی دادهها پرداخته و شیوههای میانرشتهای را برای افزایش دقت نتایج بهکار میبندد. یافتهها نشاندادند که بازخوانی ژرفتر دادههای طیفسنجی فلورسانس اشعۀ ایکس، در شناخت بهتر ترکیب شیمیایی سکهها و نگهداری از گنجینههای فرهنگی کارساز است و میتواند به درک عمیقتری از سیاستها و کنشهای اقتصادی دورۀ تیموری بینجامد.
محمد بهرامزاده، ابوطالب مقسم، مسلم رضایی، سال 10، شماره 35 - ( 3-1405 )
چکیده
سکههای حاکمان محلی پارس (فرترکهها) از مهمترین اسناد باستانشناختی برای بازسازی اوضاع سیاسی، مذهبی و فرهنگی ایالت پارس در دورۀ سلوکی بهشمار میآیند. این مسکوکات افزون بر ارزش اقتصادی، حاوی عناصر تصویری و نمادینی هستند که بازتابدهندۀ تداوم سنتهای هخامنشی و شکلگیری هویت سیاسی حاکمان محلی در این دورهاند. یکی از شاخصترین عناصر تصویری بر این سکهها، نقش بنایی است که در پشت برخی از آنها مشاهده میشود و از دیرباز توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. باوجود مطالعات انجامشده، ماهیت معماری و کارکرد این سازه همچنان از مسائل بحثبرانگیز در مطالعات سکهشناسی و باستانشناسی ایران بهشمار میرود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین هویت معماری و کارکرد بنای نقششده بر سکههای گروه نخست و دوم شاهان محلی پارس انجام شده است. در اینراستا تلاش شده است تا با معرفی این گروه از سکهها و تحلیل ویژگیهای تصویری آنها، ابهامات موجود دربارۀ ماهیت این سازه تا حد امکان روشن شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که، سازۀ نقششده بر سکههای فرترکهها چه نوع بنایی را بازنمایی میکند و تا چه اندازه میتوان آن را با نمونههای شناختهشدۀ معماری آئینی ایران باستان مقایسه و تفسیر کرد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنیبر رویکرد تطبیقی است. دادههای مورداستفاده ازطریق مطالعات موزهای بر مجموعه سکههای موجود در موزۀ بانک سپه و موزۀ تماشاگه پول، همراه با بررسی منابع کتابخانهای و پژوهشهای پیشین گردآوری شده است؛ سپس این دادهها با نمونههای معماری شناختهشده از دورۀ هخامنشی و پساهخامنشی مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که بنای تصویرشده بر سکههای فرترکهها دارای ماهیتی آئینی و مذهبی است و ازنظر برخی ویژگیهای ساختاری و نمادین با بنای کعبۀ زرتشت در نقشرستم قابل مقایسه است؛ همچنین بررسی سکهها نشان میدهد که در گذر زمان و درپی تغییرات فنی در شیوۀ ضرب، کیفیت هنری و دقت در نمایش جزئیات معماری این نقش کاهش یافته است. این یافتهها نشان میدهد که نقش این بنا نهتنها بازتابدهندۀ سنتهای معماری و مذهبی ایران باستان است، بلکه میتواند نشانهای از تداوم مشروعیت دینی و سیاسی حاکمان محلی پارس در دورۀ پساهخامنشی نیز تلقی شود.