این پژوهش به بررسی آئینهای جوانمردی، ریشهدار و توسعهیافته در ایران باستان تا به چگونگی انتقال و برخی تغییرات آن به دوران اسلامی میپردازد. نگارنده، ساختار فرهنگی که به برپایی آن انجامید، دلایل سرچشمههای آغازین و نیز پیشزمینههایی که منجر به پیدایی آن در خراسان بزرگ به میانۀ سدۀ هشتم میلادی با شورش عباسیان فرجامید، را به تحلیل خواهد کشید. این دوره برابر با آن رخداد فرامرزی (عباسیان) بود که ناگهان نیروها و برخی امکانات گروههای دهقاننژاد ایرانی را فعال کرد تا زمینهساز تحولات نظامی بعدی در شرایط جدید شود. بیگمان پسزمینههای ایران پیش از اسلام، یعنی گروههای ایرانی ساکن در این منطقه در شکلگیری، آنچه پس از اسلام رخداد، مؤثرترین بوده است. گروههای ایران شرقی همواره در تاریخسازی و فرهنگ آفرینی یکی از مهمترینها بودهاند. «بلاذری» در فتوحالبلدان و تاریخ طبری (و دیگران) از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، فرار «یزدگرد» به خراسان، نبرد وی با اعرابی که سرزمینش را فتح کرده بودند، سخن گفتهاند. موضوع نبردهای وی با ترکان، توصیف سپاه و رزمافزارهای سپاه ایران از راه این منابع قابل فهم است.
«فخرالدین محمد ابن منصور مبارکشاه القوراشی» به سال 1150م. (نیمۀ اول سدۀ ششم هجری) به گمانی در غزنی (افغانستان کنونی) زاده شد. او بهتدریج به خدمت دربار «قطبالدین ایبوک»، نخستین مملوک ترکی، یا پادشاه غلامهای جنگجو، در شمال هند درآمد. فخرالدین در حدود سال 1224م. درگذشت. کتاب ایشان با عنوان آداب الحرب و الشجاعه (آئین جنگ و دلاوری) ، رسالهای در موضوع حکومتداری، بهعنوان یک دستنامه (راهنما)، برای شاهزادگان بهشمار میرفت؛ کتابی اساسی دربارۀ جنگ، تاکتیکها، ساختار سپاه، رزمافزارهای مختلف، فن محاصره و داستانهای بسیار تاریخی-نظامی؛ این کتاب بسیار مهم، ولی تاحدی آرمانگرایانه به موضوع رزمافزارها پرداخته است. با وجود این، فصلهای مختلف کتاب دربردارندۀ توصیف رزمافزارهای متأخر، نیز همراه با رزمافزارهای هندی و ترکی است. همچنین این کتاب به دیدگاههای عملی و نظری نظامی فراموششده نیز پرداخته است؛ برای مثال، باید به فصل 12 اشاره کرد که کاملاً بر پایۀ سنتی اسلامی یا همان تفکر (نظامی) عباسی است؛ آنجا که مینویسد: «چگونه باید ارتش را نیرومندانه فرماندهی کرد و این فرماندهی را نگهداشت»؛ در بخش نخست از فصل 13 به توضیح اینکه «در کجا و چگونه باید به سپاه درنگ (توقف) داد» پرداخته است. برخی از فصلهای کتاب آداب الحرب و الشجاعه آشکارا برپایۀ ساختار نظامیگری عباسیان استوار است که در سدۀ 8-10م. توسعه یافته بود؛ از اینجمله میتوان اشاره کرد به آنچه که: «چگونه میتوان سپاه را مستقر کرد و این استقرار را حفظ کرد». دیگر بخشها به بازتاب دیدگاههای متأخر نظامیگری هندی-اسلامی، هندی و ترکی، دیدگاههای اولیۀ نظامیگری، آرایشهای نظامی، اردوهای مناسب و تمرین بنابر سنت اسلامی سوارکاری برابر دستورالعملهای آموزش نظامی میپردازد. فصل 11 که در اینجا به تفسیر و ارزیابی آن پرداخته شده، به موضوع بهرهگیری گسترده از چگونگی آرایش رزمافزارها میپردازد. فصل 19 نیز که در اینجا مورد تفسیر واقعشده، به چگونگی آرایش سپاه به هنگام کارزار محدود میشود.