یکی از گونههای سفال دوران اسلامی که در بررسیهای باستانشناسی دشت نرماشیر شناسایی شده، سفال منقوش بدونلعاب (شبه پیشازتاریخی) است که پیشتر در جنوب و جنوبغربی ایران گزارش شده و در سالهای اخیر مطالعاتی درباره پراکندگی آن در برخی محوطههای دیگر صورت گرفتهاست. این گونه سفال دوران اسلامی فاقد لعاب، اما دارای نقوش هندسی قهوهای، اخرایی، قرمز یا نارنجی است که در نگاه نخست، شباهت زیادی با سفال منقوش پیشازتاریخ دارد. اما با توجه به اختلاف خمیره، رنگ، نقش و توزیع درکنار سفالهای لعابدار دورۀ اسلامی، یکی از گونههای رایج سفال دورۀ اسلامی شمرده میشود که در بیشتر مناطق ایران مورد استفاده بوده است. پرسش این است که ویژگیهای سفال منقوش بدونلعاب نرماشیر در مقایسه با نمونههای نواحی دیگر چیست؟ هدف، معرفی و مطالعه این سفال، مقایسۀ آن با نواحی دیگر و ارائه آگاهیهایی نو درباره فرهنگهای دوران اسلامی حاشیه لوت است. روش گردآوری دادهها «میدانی و اسنادی» و روش پژوهش «توصیفی ـ تحلیلی» است. بر این اساس، دادههای گردآوریشده شامل قطعات سفال منقوش بیلعاب با نقوش قهوهای تا قرمز است که در شهر قدیم نرماشیر (محوطۀ چغوکآباد) و محوطههای جلالآباد و رفیعآباد در بافت فرهنگی سدههای میانی اسلامی بهدست آمده و شباهتهایی با نمونههای منقوش بدونلعاب جنوب، جنوبغربی، مرکز، شمال و شمالشرقی ایران دارد. اما برخلاف نمونههای جنوب و جنوبغربی ایران، نمونههای نرماشیر به جوامع کوچرو تعلّق نداشتهاند و از استقرارهای ثابت شناسایی شدهاند.
این پژوهش با هدف مطالعه و شناخت ترکیبات و عناصر سفالهای سلوکی/اوایل اشکانی در غرب ایران با استفاده از دو روش آزمایشگاهی XRD و XRF صورت گرفت. در برخی از بررسی و کاوشهای منطقۀ غرب ایران این نوع سفال شناسایی شده است و در عموم این محوطهها، سفالهای یادشده از حیث شیوۀ ساخت ویژگیهای همسانی دارند؛ با اینحال منشأ ساخت آنها مورد بحث است. بهدرستی برای پژوهشگران مشخص نشده که چه میزان از سفالهای مکشوف از ادوار سلوکی و اشکانی، چه آنها که در بررسیهای سطحی بهدست آمدهاند و چه آنها که از کاوشهای باستانشناسی یافت شدهاند، منشأ بومی دارند یا وارداتی هستند؟ این سفالینهها ازنظر ترکیب و نوع عناصر و همچنین شرایط پخت با همدیگر شبیه هستند یا متفاوتاند؟ تشخیص همگونی این نمونهها که صرفاً بر پایۀ تشابهات ظاهری و از روی گونهشناختی اظهارنظر میشود، بعضاً موجب شده تا حدس وجود موضوعاتی مانند تجارت گستردۀ سفال یا مراکز عمده و اصلی تولید آن مطرح شود. نمونههای مورد مطالعۀ این پژوهش از مناطق «دلفان»، «الشتر» و «نهاوند» بهعنوان بخش شرقی زاگرسمرکزی گزینش شدهاند. نحوۀ گزینش این قطعات بر پایۀ انتخاب نمونههای شاخص محوطههای مرتبط با دورۀ سلوکی و اوایل دورۀ اشکانی است. این پژوهش دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی است و روش پژوهش در این مقاله بهصورت ترکیبی از فعالیتهای میدانی باستانشناسی، مطالعات آزمایشگاهی (XRD و XRF) و گردآوری کتابخانهای است. نتایج آزمایشها نشان میدهد که سفالهای همگون در محوطههای مورد بررسی، علاوهبر تشابه در عناصر و ترکیب سفالها با ساختار زمینشناسی و ناحیۀ جغرافیایی نیز همسان هستند؛ لذا بحث وارداتی بودن این سفالها منتفی است.