logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای سفال لعاب‌دار

فرشته شریفی، محمدابراهیم زارعی،
سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده

شهرستان قروه در جنوب‌شرقی استان کردستان واقع‌شده است و از مناطق مرتفع زاگرس محسوب می‌شود. این دشت از دوران تاریخی و اسلامی شرایط زیست‌محیطی بهتری پیدا می‌کند و همین‌امر موجب توجه گروه‌های انسانی به آن بوده است. پژوهش‌های باستان‌شناسی در این دشت به‌نسبت سایر مناطق همجوار به‌ویژه باستان‌شناسی دوران اسلامی بسیار اندک صورت پذیرفته است. در سال 1397 ه‍.ش.، دشت و شهرستان قروه مورد بررسی و شناسایی باستان‌شناسی قرار گرفت که نتایج این پژوهش بخشی از یافته‌های آن است. یافته‌های مورد بحث، شامل مجموعه سفالینه‌های دوران اسلامی می‌شود که مهم‌ترین هدف این پژوهش تلقی می‌گردد. معرفی و طبقه‌بندی این یافته‌ها و ارائه تصویری از وضعیت سفالگری و گونه‌های رایج سفال‌ دوران اسلامی در این منطقه، ساختار کلی این پژوهش را شکل می‌دهد. پژوهش صورت‌گرفته حاکی از شباهت و تطابق یافته‌های این دشت با مناطق همجوار به‌ویژه همدان است که از نظر چشم‌انداز محیطی و بستر فرهنگی، شرایط تقریباً یکسانی دارند. پرسش‌هایی که برای این پژوهش مطرح است شامل این موارد می‌شوند: 1. چه گونه‌هایی از سفال دوران اسلامی در دشت قروه قابل شناسایی است؟ 2. یافته‌های سفالی مورد مطالعه در کدام بازۀ زمانی تاریخ‌گذاری می‌شوند؟ 3. یافته‌های سفالی دشت قروه با یافته‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چه وجه تشابه‌ای و تفاوتی دارد؟ نتایج این بررسی نشان می‌دهد که 12 گونۀ سفالی در مجموعه‌های سطحی دشت قروه قابل شناسایی است و می‌توان آن‌ها را از قرون اولیۀ اسلامی تا عصر حاضر تاریخ‌گذاری کرد. سفال‌های مورد مطالعه از نظر شیوۀ ساخت و نقوش با مناطق همجوار بسیار به‌هم نزدیک‌اند و حتی می‌توان گفت که کاملاً شبیه هم هستند، اما در مقایسه با نمونه‌های فرامنطقه‌ای هرچند از نظر شیوۀ ساخت مشابه هستند، ولی از نظر طرح‌های تزئینی تفاوت‌های کاملاً روشنی دارند.

حمیدرضا ولی‌پور، ایمان مصطفی‌پور، حمزه کریمی،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

 سد گتوند علیا با دریاچه‌ای به‌طول 90کیلومتر، یکی از بزرگ‌ترین سدهای کشور است که آبگیری آن سبب به زیر آب رفتن تعداد زیادی از محوطه‌های باستانی، مسیرهای باستانی و جدید کوچ، روستاها و وارگه‌های عشایری در منطقۀ شمال‌شرق خوزستان شد. پیش از اتمام ساخت سد، تیمی از باستان‌شناسان در سال 1386ه‍.ش. حوضۀ آبگیرِ آن‌را بررسی نمودند. پس از آن در سال 1387 تیمی از باستان‌شناسان اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان محوطۀ کلانتر و گورستان کلانتر را کاوش نمودند و به‌دنبال آن در فروردین و اردیبهشت 1389 دو محوطۀ کلانتر 4 و 5 به‌منظور نجات‌بخشی و به‌دست آوردن هرچه بیشتر اطلاعات کاوش شدند که نتایج قابل‌توجهی به‌دنبال داشت. درپی کاوش در محوطۀ کلانتر 5، آثار معماری مسکونی با استفاده از سنگ‌های قواره‌شده و سفال‌های سادۀ نخودی و قرمز و سفال‌های لعاب‌دار آبی فیروزه‌ای و سبز و برخی ادوات سنگی نظیر: سنگ ساب، هاون و مشتۀ سنگی به‌دست آمد. پس از انجام مقایسات گونه‌شناختی بر روی سفال‌های پیش‌گفته مشخص گردید که این سفال‌ها به دورۀ اسلامی میانه (قرون پنجم و ششم هجری‌قمری) تعلق دارند و محوطه هم‌زمان با دورۀ سلجوقی مسکونی بوده است. علاوه‌بر آن، مشخص گردید که شباهت بسیار زیادی بین معماری سنگی محوطۀ کلانتر 4 که استقراری از دورۀ ایلام جدید است و محوطۀ کلانتر 5 با یک‌دیگر و با معماری بومی منطقه در دورۀ حاضر چه در روستاها و چه در وارگه‌های عشایری وجود دارد؛ به‌عبارت دیگر، تداوم سنت‌های فرهنگی طی چندهزاره در این منطقه مشاهده می‌شود. 


صفحه 1 از 1