logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای سفالگری

نسرین بیک‌محمدی، سپیده مرادی‌محتشم،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

شواهد باستان‌شناسی و مطالعۀ آثار به‌جای مانده از دوران تاریخی تا دوران اسلامی نشان می‌دهد علم نجوم از هزاران سال پیش در بین مردمان باستان رایج بوده است. نجوم در دوران اسلامی پیشرفت بسزایی داشت و از آن در دو بُعد علمی و طالع‌بینی استفاده می‌شد. در قرون میانۀ اسلامی نقوش به‌کار رفته بر روی سفال‌ها بسیار متنوع بود؛ به‌طوری‌که منشأ نقوش سفال‌ها از یک‌سو، و تفسیر مفاهیم آن از سوی دیگر، ذهن پژوهشگران را به چالش کشیده و باعث اختلاف نظر و چندگانگی در بین آن‌ها شده است. به‌طوری‌که گروهی ‌آن را به تأثیرات پیش از اسلام بالأخص ساسانیان اطلاق می‌کنند و گروه دیگر در پی تفسیر آن با اندیشه‌های بستر جامعه‌ای که این نقوش در آن شکل گرفته، هستند. از این‌رو ضرورت تحقیق پیش‌رو از خلاء احساس شده توسط نگارندگان در منشایابی مضامین نقوش سفال‌ها با رویکرد نجومی است. جستار پیشِ‌رو با طرح پرسش‌هایی ریشه‌یابی شده است که عبارتنداز: آیا منشأ مضامین نقوش سفال‌های قرون میانه اسلامی را صرفأ باید در دوران قبل از اسلام جستجو کرد؟ بازتاب صورت‌های فلکی بر نقوش سفال‌های این دوران چگونه بوده است؟ روش کار مقاله پیشِ‌رو، از نوع تاریخی با رویکرد تحلیلی-تطبیقی مبتنی‌بر مطالعات کتابخانه‌ای است. در روند انجام پژوهش، ابتدا اقدام به جمع‌آوری نمونه‌های آماری از موزه‌ها، طراحی نقوش با نرم‌افزار «کورل‌دراو» و تطبیق نقوش سفال‌ها با صورت‌های فلکی گردید و سپس در ادامۀ پژوهش به مطالعات کتابخانه‌ای در جهت منشأیابی مضامین و معانی صورت‌های فلکی در اسناد تاریخی پرداخته شده است. دستاورد مطالعۀ تطبیقی نقوش سفال‌ها با صورت‌های فلکی نشان داد، مباحث مربوط به نجوم و صورت‌های فلکی بخشی از اعتقادات و باورهای مردمان دورۀ میانۀ اسلامی را شکل می‌داد، که اغلب با خرافات و موجودات فرا‌زمینی تلفیق شده بود؛ بنابراین، می‌توان منشأ برخی از مضامین نقوش سفال‌ها را به باورهای خرافی صورت‌های فلکی اطلاق کرد. 

سیدمحسن حاجی سیدجوادی، یاسین صدقی، محمدرضا شیخی، نجمه خاتون‌میری،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

سفالینه‌های خاکستری‌رنگ یکی از شاخص‌ترین و مهم‌ترین آثار فرهنگی مکشوف از محوطه‌های عصر مفرغی جنوب‌شرق فلات ایران است. این سبک سفالینه‌ها به‌مقدار بسیار گسترده‌ای از محوطۀ عصر مفرغی چگردک جلگۀ چاه‌هاشم در بلوچستان به‌‌دست آمده است که تاکنون از نظرها و مطالعات باستان‌شناسی، باستان‌سنجی و تاریخ هنری جنوب‌شرق فلات ایران به‌دور مانده است. پرسش اصلی این پژوهش حول چگونگی ساخت و تزئین این سفال‌هاست. به‌نظر می‌رسد در این منطقه، ساخت سفال توسعه یافته بود و روش‌های ساخت متفاوتی داشتند. پژوهش حاضر به‌روش تحلیلی-تجربی و برمبنای مطالعات آزمایشگاهی انجام شده است. اشیاء موردمطالعه متعلق ‌به موزۀ جنوب‌شرق ایران بوده که اقداماتی نظیر مستندنگاری وضعیت اشیاء و همچنین نمونه‌برداری‌های لازم جهت انجام آزمون‌های آزمایشگاهی در محل کارگاه مرمت موزۀ منطقه‌ای جنوب‌شرق زاهدان صورت پذیرفته است. در ادامه با استفاده از مطالعات پتروگرافی مقطع نازک (OM) و آنالیزهای دستگاهی با روش‌های SEM-EDX و XRD به تحلیل داده‌ها در جهت تحقق اهداف پژوهش پرداخته شده است. در این مطالعه، بررسی 11 نمونه سفال خاکستری‌رنگ مربوط به محوطۀ چگردک که در سال 1397 ه‍.ش.، از کاوش‌های اضطراری به‌دست آمده‌ است، صورت‌پذیرفت که تمام سفال‌ها چرخ‌ساز و به‌رنگ خاکستری در طیف‌های تیره تا روشن و با ضخامت‌های مختلف اما در محدودۀ سفالینه‌های نازک هستند. بررسی‌های باستان‌سنجی صورت‌گرفته برروی سفال‌ها، ترکیبی مشابه درنظر می‌گیرد، ولی نشان می‌دهد که شیوه‌های تولید مختلفی به‌کار گرفته می‌شده است. سفال‌های موردنظر سفال‌هایی با تولید در کوره‌های حرارت بالا و روش‌های پیشرفته بوده است؛ به‌طوری‌که دقت در ساخت، ظرافت و استحکام مدنظر سفالگران بوده است. نتایج حاصله نشان می‌دهند که سفالگری در این محوطه یک صنعت بسیار پیشرفته بوده است که برای تزئین سفال‌ها از مواد معدنی با پایۀ آهن و منگنز استفاده کرده‌اند.

مصطفی رضائی، مریم محمدی، کاظم ملازاده،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

یکی از جنبه‌های اصلی در شناخت فرهنگ‌های گذشته، مطالعه و تحلیل آثار سفالی محوطه‌های باستانی است؛ از این‌رو بررسی دقیق این‌دسته از آثار نقش مهمی در روشن شدن وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مراکز استقراری داشته است. عبور مسیرهای ارتباطی، هم‌چون شاهراه خراسان و راه فرعی شاهی از همدان درطول تاریخ -به‌خصوص در دوران اسلامی- باعث پیدایش فرهنگ‌های متعدد سفالگری در این بخش از کشور شده است. با توجه به تأثیرپذیری فرهنگ‌های سفالگری همدان و به‌تبع آن محوطۀ قُرُق (با حجم وسیعی از آثار سفالی) از مناطق بزرگ سفالگری دوران اسلامی، در این پژوهش سعی‌شده است به پرسش‌هایی هم‌چون: تأثیر کدام مناطق به‌لحاظ سبک ساخت و تزئین در سفال‌های محوطۀ قُرُق دیده می‌شود؟ مهم‌ترین گونه‌های سفالگری این محوطه از قرن پنجم تا هشتم هجری‌قمری کدام‌اند؟ و کدام گونۀ‌ سفالی از ویژگی‌های بومی برخوردار است؟ پاسخ داده شود. هدف اصلی این نگارش، شناسایی انواع گونه‌های شاخص سفالی محوطۀ مورد مطالعه است که این فرآیند ازطریق مطالعۀ داده‌های باستان‌شناختی حاصل از بررسی‌های نوین صورت گرفته است. در انجام پژوهش حاضر، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی و تطبیق میدانی یافته‌های این حوزه با سایر مناطق صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند در هنر سفالگری این محوطه به‌لحاظ شیوۀ ساخت و پرداخت، جلوه‌هایی از هنر مراکز فرهنگی همجواری هم‌چون: ذلف‌آباد، آوه، سلطانیه، کنگاور، تخت‌سلیمان و بروجرد مشاهده می‌شود؛ هم‌چنین بیش از 10 گونۀ سفالی شاخص قرن پنجم تا هشتم هجری‌قمری از آن شناسایی شده که شامل انواع سفال‌های بدون لعاب و لعاب‌دار است که هریک به زیرمجموعه‌های ساده و منقوش و چندرنگ زیر و رولعابی تقسیم می‌شوند. در این بین، نمونه‌هایی هم‌چون ظروف با تزئین چندرنگ بر روی گلابۀ سفید احتمالاً از ویژگی‌های محلی برخوردارند. 


صفحه 1 از 1