این پژوهش از رویکردی ترکیبی برپایۀ مطالعات مربوط به آثار تاریخی برجای مانده از دورۀ سامانیان، گزارشهای متنشناسی همراه با مطالعات مدرن تبارشناسی (ژنتیکی) برای هدف خود بهره خواهد برد؛ هدف از این ترکیب، پرده برداشتن از هویت کسانی است که از دوردستترین کران جغرافیایی، یعنی از شرقیترین بخشهای آسیای میانه تا به شمال اروپا در موضوع بازرگانی فعال بودند. این پژوهش به «هویتشناسی» کسانی میپردازد که در مسیر بازرگانی این کران (بیرون از اروپا) فعال بودند. در حقیقت، این پژوهش بار دیگر به اهمیت و جایگاه ایران (پارس) در تاریخ اروپا و آسیای میانه (در این دوره) مهر تأیید میزند. اطلاعات موجود برپایۀ آثار و متون، شواهد موردنیاز برای فهم شبکۀ گستردۀ تجارت و مردمی که مسئول جابهجایی این کالاها بودند، شناخت آن مردمان و افکارشان را به ما میدهد. این جستار، گواهی پژوهشهای تبارشناسی اخیر از دو گروه قومی بهنام «روس» یا «وایکینگ» است؛ و البته عمدتاً با ترکیبی از اسکاندیناویها، اسلاوها، ترکها تا به مردمان محلی را شامل شده است. آندسته از متون عربی-فارسی که به موضوع پیوند میان روس و اروپای شرقی میپردازد پیشتر و بهدرستی ازسوی «توریر جانسون هاراندل» مورد بررسی قرار گرفته است. در این متون، قوم روس با نامهای دیگر چون «مجوس»، «نرثمانی»، «اوردومان»، «وارنک» و دیگر اسامی نیز نامیده شده است. یکی از دیدگاههای قابل دفاع وی، تأثیر فرهنگ ترک بر قوم روس بوده است. این اصل و نسب بههم پیچیدۀ این اقوام، بهیاری پژوهشهای ژنتیکی اخیر و نیز شواهد باستانشناسی مورد بحث قرار خواهد گرفت. بهعنوان نتیجهگیری، اصطلاح «روس» نه بهعنوان نام یک «گروه قومی»، که به یک «شیوۀ زندگی» اشاره دارد.
نجمه نوری، احمد صالحیکاخکی، سال 10، شماره 36 - ( 6-1405 )
چکیده
در میانۀ سدۀ 20م.، تعداد زیادی از سکههای نقرۀ سامانیان، در روسیه و بخشهایی از اروپا بهدست آمد که بیانگر مراودات تجاری از آسیا تا اروپا در سدۀ چهارم هجریقمری است و حکایت از روابط برونمرزی سامانیان با بازرگانان اروپایی در این بازۀ زمانی دارد. در اینراستا، این پژوهش یک پرسش اصلی را دنبال میکند که، چگونه گسترش مبادلات در دورۀ سامانی به شمال اروپا رسید؟ این پژوهش با تکیهبر منابع مکتوب دوران اسلامی و یافتههای سکهشناسی، باهدف شناخت مسیرهای تجاری مبادلات برونمرزی سامانیان در غرب قلمرو به درهمهای یافتشده از امیران سامانی در اروپای شرقی، مرکزی و شمالی اشاره دارد. پژوهش پیشِرو، به شیوۀ اسنادی و مطالعات کتابخانهای انجامشده است. همچنین روش پژوهش تاریخی-تحلیلی است. در طی قرون سوم و چهارم هجریقمری/ نهم و دهم میلادی، خزرها مرکز تجارت با غرب (بلغار، روسیه، بیزانس، سواحل بالتیک و...) و شرق (ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی) بودهاند. گزارشات متون کهن دوران اسلامی بیانگر آن است که تجارت خارجی سامانیان در این زمان، در سطح وسیعی گسترشیافته است؛ ازجملۀ این مسیرها، راهی بود که از قلمرو سامانیان به اروپای شرقی و سواحل دریای بالتیک، منتهی میشد. مناطقی مانند خوارزم، سرزمین غزها، ولگا و سواحل بالتیک، هر یک نقش زیادی در تبادلات تجاری این مسیر تجاری، برعهده داشتند که در این پژوهش بدان پرداخته شده است. درهمهای یافتشده از امیران سامانی ازجمله: «اسماعیل بن احمد»، «احمد بن اسماعیل»، «نصر دوم بن احمد»، «نوح بن نصر»، «منصور بن نوح» در اروپای شرقی، مرکزی و شمالی شاهدی بر گسترش مبادلات تجاری در این عهد است.