logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای سازمان تولید

محمدحسین عزیزی‌خرانقی، سپیده جمشیدی‌یگانه، ماساشی آبه، افشین اکبری،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

درطول هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد در مناطق وسیعی از خاورمیانه ظروف مشابهی تولید و استفاده شده که در ایران تحت‌عنوان کاسۀ لبه‌واریخته شناخته می‌شود. کمیت حیرت‌آور و شباهت در ظاهر و فن ساخت این نوع کاسه در محدودۀ وسیع جغرافیایی، سبب اهمیت این ظرف سفالی در مطالعات باستان‌شناسی گردیده است. تاکنون پژوهش‌های مختلفی دربارۀ تاریخ‌گذاری، کارکرد و دلیل گستردگی حوزۀ پراکنش این‌گونۀ سفالی، صورت پذیرفته است؛ هرچند کاسۀ لبه‌واریخته در محوطه‌های بسیاری در محدودۀ غرب، جنوب، جنوب‌شرق و فلات‌مرکزی ایران شناسایی و معرفی شده و منطقۀ شرق ایران خارج از حوزۀ پراکنش این دادۀ فرهنگی درنظر گرفته می‌شود، اما به‌دست آمدن کاسه‌های لبه‌واریخته از کاوش‌های محوطۀ کله‌کوب نشان داد که این فرهنگ سفالی در مناطقی وسیع‌تری از آن‌چه تاکنون متصور بوده‌ایم؛ گسترش یافته است. کله‌کوب محوطه‌ای است در شرق ایران، استان خراسان جنوبی و شهرستان سرایان و طی کاوش‌هایی که در سال 1397 ه‍.ش. در این محوطه صورت گرفت، در دو کارگاه لایه‌نگاری حجم زیادی از کاسۀ لبه‌واریخته به‌همراه دیگر گونه‌های سفالی مربوط به هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد که در جنوب‌غرب ایران شناخته‌شده هستند، در دورۀ دوم این محوطه که با عنوان کله‌کوبII معرفی می‌شود، به‌دست آمد. این محوطه تاکنون شرقی‌ترین محوطه در فلات ایران است که کاسۀ لبه‌واریخته در مجموعۀ یافته‌های آن دیده شده است. باتوجه به اهمیت محوطۀ کله‌کوب در شناخت حوزۀ پراکنش این‌گونۀ سفالی، در این مقاله سعی بر آن است تا در ابتدا به طبقه‌بندی و گونه‌شناسی آن پرداخته شود، سپس با مقایسۀ گونه‌های مختلف سفالی این محوطه با مناطق دیگر، درک بهتری از ارتباطات بین‌منطقه‌ای و چگونگی پراکنش آن در شرق ایران به‌دست آورد. در مجموعۀ یافته‌های این محوطه، تعداد قابل‌توجهی کاسۀ لبه‌واریخته، سینی بانشی و تعداد محدودی از دیگر سبک‌های سفالی شاخص هزارۀ چهارم قبل‌ازمیلاد همچون ظروف دسته‌دماغی و ظروف لوله‌دار به‌دست آمده است. کاسۀ لبه‌واریخته حدود 15% از سفال‌های لایه‌های مربوط به این دوره را تشکیل می‌دهد و دیگر سفال‌های شاخص این دوره کمّیت ناچیزی را به‌خود اختصاص داده‌اند. ازنظر فن ساخت و سبک کاسه‌های به‌دست‌آمده از این محوطه کاملاً مشابه نمونه‌های جنوب‌غرب ایران هستند.

شراره فرخ نیا، معین اسلامی،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

سفال خاکستری و فرهنگ وابسته به آن در هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد، همواره از موضوعات بحث‌برانگیز در باستان‌شناسی ایران بوده است. عدم شناخت لایه‌های استقراری وابسته به گورستان‌‌های این دوره و محدودیت در دستیابی به مدارک و شواهد سکونت، امکان پژوهش در زمینۀ اقتصادی اجتماعی جوامع وابسته به این گورستان‌ها را محدود کرده است؛ از ‌این‌رو، مطالعۀ مواد فرهنگی به‌دست‌آمده از گورها (به‌ویژه سفال) و تحلیل سازمان تولید و موضوعات وابسته به آن و هم‌چنین استفاده از ابزار باستان‌سنجی می‌تواند دریچه‌‌ای جدید در پژوهش‌های این دوره بگشاید. بنابر همین ضرورت و دیدگاه مجموعه سفال‌های قیطریه که بالغ‌بر 78% از آن خاکستری هستند، برای مطالعه و تحلیل استانداردسازی و سازمان تولید مورد آنالیز متریک و شیمیایی (XRF) قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحلیل‌ها یکسان‌سازی فرم ظروف، ارتباط نقوش با فرم، رعایت اندازه‌ها، تنوع استفاده از مواد خام و مراحل آماده‌سازی مواد را مشخص کرد که این ویژگی‌ها به متمرکز بودن و استانداردسازی تولید سفال دلالت می‌کند. با توجه به شاخص‌های مشهود استانداردسازی در سفال‌های قیطریه، شواهد وجود کارگاه یا تولید سازمان‌دهی‌شده و تخصصی در این مجموعه قابل نتیجه‌گیری است. گفتنی است که سازمان تولید در مجموعۀ قیطریه فراتر از یک تولید خانگی یا انفرادی است و اگر بخواهیم کمی محتاطانه‌تر درخصوص ترسیم سازمان تولید در قیطریه نتیجه‌گیری کنیم، باید گفت که تولید سفال در قیطریه در مرحلۀ صنعت خانگی و یا احتمالاً در حد صنعت کارگاهی است.   



صفحه 1 از 1