logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای رودبار جنوب

حسین حبیبی، میثم شهسواری،
سال 0، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

مقالۀ حاضر به گونه‌شناسی و گاهنگاری مجموعۀ سفال ساسانی تُم خرگ در رودبار جنوبی می‌پردازد. مواد سطحی غنی این دوره در این محوطه با وجود اهمیت تم خرگ به‌عنوان بزرگترین محوطۀ باستانی منطقه هنوز منتشر نشده است. سفال یکی از حوزه‌های مغفول در مطالعات ساسانی شمرده می‌شود. این خلأ با توجه به نادیده گرفته شدن چشم‌اندازهای اواخر باستان حوزۀ فرهنگی هلیل‌رود حتی بیشتر به چشم می‌آید. بنابراین با نظر به آخرین پیشرفت‌ها در این حوزۀ مطالعاتی، بررسی این مجموعه از اهمیت بالایی برخوردار است. داده‌های پژوهش کنونی از طریق فنون میدانی و کتابخانه‌ای گردآوری و بر اساس روش تحلیلی-توصیفی (کیفی) مطالعه شده‌اند. پرسش مقاله این بوده که چگونه می‌توان ویژگی‌های بومی ـ محلی سفال ساسانی جنوب کرمان را بر اساس مواد در دسترس مشخص کرد؟ همینطور پرسش دیگر آن عبارت بوده از اینکه بازسازی تعاملات (فرا)منطقه‌ای جمعیت خرگ در این دوره چگونه ممکن است؟ پژوهش حاضر فرض داشته که مجموعۀ خرگ فهم بهتری از ویژگی‌های سنتهای سفالسازی فراهم کرده و مطالعۀ گونه‌شناختی-گاهشناختی آن بازتابی از ارتباطات اجتماعی-اقتصادی گروه‌های انسانی ساکن این مکان در دورۀ ساسانی را ارائه می‌نماید. در این راستا، مجموعۀ سفال مورد مطالعه برپایۀ اصول بررسی باستان‌شناختی روشمند مطالعه گردیده و از 162 مربع 10×10 متر مربعی در سراسر سطح محوطه نمونه‌برداری شد. سپس نمونه‌ها طبقه‌بندی، گونه‌شناسی و مقایسه شد. بنابراین ادعا شده که گونۀ نارنجی منقوش ظریف (نَمُرد) سنتی بومی و یکی از کلاس‌های اصلی سفال دورۀ ساسانی در تم خرگ است. سوای آن، سفال لعاب فیروزه‌ای قلیایی و بعضی انواع ساده نشاندهندۀ تعاملات بین‌منطقه‌ای جامعۀ خرگ در این دوره هستند. با وجود بعضی ویژگی‌های بومی سفال ساسانی خرگ، این مقاله مشخص نموده که منطقۀ پایین‌دست آبریز هلیل‌رود در این زمان بخشی از شبکۀ اقتصادی بوده که فراتر از منطقۀ کرمان دربرگیرندۀ کرانه و پس‌کرانه‌های خلیج فارس و دریای عمان می‌شده است.

مصیب احمدیوسفی‌سرحدی، مجید منتظرظهوری، سعید امیرحاجلو،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان‌شناسی در جنوب‌شرقی حوزۀ فرهنگی هلیل‌رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست‌محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل‌رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم‌چنین به‌واسطۀ ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه‌ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ‌رو بوده است. در نتیجۀ دو فصل بررسی باستان‌شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهۀ گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش‌ازتاریخی در این پهنۀ فرهنگی سبب شد برونداد بررسی‌های باستان‌شناختی در محوطه‌های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه‌ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی‌که پرسش‌هایی دربارۀ نقش و تأثیر عوامل زیست‌محیطی بر نحوۀ پراکنش استقرارگاه‌ها و شکل‌گیری سازمان‌های معیشتی بی‌پاسخ باقی‌مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ‌رو، برای نخستین‌بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته‌های دو فصل بررسی باستان‌شناسی، مطالعات کتابخانه‌ای و تهیه و تفسیر نقشه‌های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست‌محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین‌منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ‌گذاری نسبی به دو بازۀ زمانی «سده‌های نخست تا قرون میانۀ اسلامی» و «سده‌های متأخر (از سدۀ 10 ه‍.ق. به‌بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه‌ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصۀ تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بنیادی‌ترین عوامل مؤثر بر شکل‌گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه‌های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل‌رود در دشت و منبع آب قنات در بخش‌های پیرامونی، راه‌ تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری‌های شمال و شمال‌شرقی به‌منظور بهره‌مندی از قابلیت بالقوۀ دامداری، بوده است. 


صفحه 1 از 1