logo

جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای راه

عباس مترجم، مهدی حیدری،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

دشت الشتر منطقه‌ای سرسبز و پرآب، با آب‌و‌هوای مطبوع و خاک غنی است که از دوران پیش‌ازتاریخ تاکنون همواره مسکن اقوام و گروه‌های مختلف انسانی بوده است. موقعیت قرارگیری دشت الشتر و هم‌جواری با مناطق شمالی زاگرس، مرکز فلات، جنوب‌غرب ایران و بین‌النهرین از دیرباز به این منطقه اهمیت ارتباطی خاصی بخشیده است. نگارندگان پس از تشریح وضعیت اقلیمی و وضعیت راه‌های باستانی و تاریخی دشت الشتر، نحوۀ پراکنش استقرارگاه‌های باستانی و تاریخی دشت الشتر را در ارتباط با آن تحلیل نموده‌اند. در این راستا با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS نسخۀ 10.3 موقعیت قرارگیری هر محوطه در الشتر مشخص شده است. خروجی نرم‌افزار، چهار نقشه در ادوار مس‌سنگی، مفرغ و آهن، تاریخی و اسلامی است. پس از بررسی‌های انجام‌شده، مسیر تقریبی راه باستانی در دشت الشتر که مسیر ارتباطی شمال به جنوب زاگرس مرکزی بوده مشخص شده است. تحلیل فاصله هر محوطه از این راه باستانی مشخص کرد که بیشتر محوطه‌های باستانی دشت الشتر از دورۀ اسلامی در امتداد این مسیر شکل گرفته‌اند. داده‌های این پژوهش براساس بررسی باستان‌شناسی است که توسط علی سجادی در سال 1376شمسی، بررسی باستان‌شناسی داوود داوودی در دو فصل در سال‌های 1385 و 1386 شمسی و همچنین بررسی مجدد نگارندگان در دشت الشتر گردآوری شده است.

خلیل‌الله بیک‌محمدی،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

چندی از اتفاقات مهم زندگی حضرت ابراهیم(ع) در بابِل-بین‌النهرین رقم‌خورده، بنابراین نام آن حضرت برای مردم بابل آشنا بوده است. شهر بابِل یکی از تمدن‌ها و شهرهای واقع در جنوب بین‌النهرین است. مردم بابل خدای یکتا و بزرگ را نمی‌شناختند و بت‌های سنگی را می‌پرستیدند، تا این‌که حضرت ابراهیم(ع) پس از حضورش در این شهر، بت‌های معبد این شهر را درهم شکست و به‌همین دلیل وی را به دستور نمرود داخل کوهی از آتش انداختند و آتش برای او گلستان شد. او مسلمانی پاک‌دین بود که به‌جز خالق یکتا بر هیچ‌چیز دیگر سجده نکرد؛ پیامبری که مورد ابتلاء قرار گرفت و هربار سربلند از آزمایش الهی، خود را به معبودش نزدیک‌تر یافت. یکی از آزمایشات حضرت ابراهیم(ع)، «ذبح» فرزندش حضرت اسماعیل(ع) به دستور خداوند باری تعالی ا‌ست و بعد از این آزمایش الهی بود که او مقام خلّت را از درگاه پروردگار خود گرفت و تاج خلیل الهی1 را برسر نهاد. وقایع زندگی او به‌صورت مفصل در قرآن کریم2 آمده است. اثر مهرهای منقوش از جمله منابع تصویری و مکتوب و یکی از راه‌هایی است که ما را از زمان باستان و تحولات اجتماعی آن‌ها آشنا می‌سازد. با مطالعه بر روی اثر مهرها و نقوش آن‌ها می‌توان با زندگی‏ اجتماعی مردمان پیش از تاریخ و نحوۀ فعالیت‏‌ها، آداب و رسوم، اعتقادات، سنن و خصوصیات زندگی‌شان آشنا شد. یکی از مهم‌ترین یافته‌های کاوش‌ باستان‌شناختی شهر بابِل، «اثر مُهری» است که نقش ترسیم‌شده بر روی این قطعه گل منقوش، روایت بریدن سر شخصی (ذبح) را تداعی می‌کند که "مضمون" آن قابل‌قیاس با ذبح حضرت اسماعیل(ع) است. سؤال اصلی این پژوهش این است که چه ارتباط معنایی و زمانی بین واقعۀ تاریخی ذبح حضرت اسماعیل(ع) با اثر مهر به‌دست‌آمده از بابل وجود دارد؟ با فرض داشتنِ ارتباط معنایی در مضمون هر دو داستان، در این نوشتار سعی شده است واقعۀ تاریخی ذبح حضرت اسماعیل(ع) که یکی از مهم‌ترین قصص مختلف قرآن کریم و منابع دینی و عرفانی ادبی است، با یکی از مهم‌ترین یافته‌های تصویری باستان‌شناختی از شهر بابل (شامل اثر مهری از صحنۀ قربانگاه که مشابه با واقعۀ تاریخی ذبح حضرت اسماعیل(ع) است) را بازگو کرده و ارتباط بین این دو ارائه گردد.

محمد‌اسماعیل اسمعیلی‌جلودار، حمید پورداود، علی اعراب،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در سراسر عصر ساسانی و همین‌طور دوران اسلامی، تجارت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد و معیشت مردمان آن ادوار داشته است. در این میان بنا به دلایل سیاسی در اواخر عصر ساسانی، راه‌های دسترسی به خلیج‌پارس از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود. شهرستان کوار با توجه به قرارگرفتن در مسیر تجاری استان فارس که از یک‌سو به خلیج‌پارس و ازسوی دیگر به نواحی مرکزی این امپراطوری منتهی می‌شد، نقش پررنگی درطول تاریخ داشته و به‌سبب وجود رود سکان (قره‌آقاج) در جوار این شهرستان، عبور کاروان‌های تجاری در گرو احداث معبری بوده که این مهم را میسر کند. در مقالۀ پیش‌رو تلاش شده است تا با توسل به مطالعات باستان‌شناسانه و همچنین تحقیقات کتابخانه‌ای به بررسی منبع آبی شهر کوار، نقش پل کوار در ایجاد ارتباط با خلیج‌فارس و همچنین ریشه‌شناسی نام این شهر پرداخته شود. بقای پل کوار یکی از گزینه‌های احتمالی عبور کاروانیان بوده است. با بررسی متون جغرافیایی دسته اول از سده‌های آغاز اسلام و همچنین بررسی سازۀ فعلی پل می‌توان دریافت که این شهرستان با اتکا به این پل تاریخی، نقش بی‌بدیلی در ایجاد و دوام تجارت از دورۀ ساسانی تا دوران اسلامی داشته است. همچنین دوام و بقای این شهر در طول تاریخ در گرو آبی بوده که از بند بهمن به‌واسطۀ تأسیساتی خاص به این شهر می‌رسیده است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا با بررسی تأسیسات یادشده، چگونگی و عملکرد آن تبیین شود و همچنین علاوه‌بر شناخت‌ پل کوار، با رویکرد فنون ساخت و کاربرد و عملکرد آن براساس منابع نوشتاری موجود، چشم‌انداز منطقه بررسی و در آخر با ارزیابی نتایج به‌دست‌آمده، گاه‌نگاری پیشنهادیِ آن بازگو شود. روش تحقیق توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است.

محمدرضا نعمتی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

سکه‌ها یکی از یافته‌های بسیار مهم در کاوش‌های باستان‌شناختی محسوب می‌شوند که بعد از منابع و متون جغرافیایی و تاریخی بهترین نمونه‌های تاریخ‌نگاری هستند. با تدوین و تحلیل اطلاعات موجود در آن‌ها می‌توان به اطلاعات مربوط به هر منطقه را در زمینه‌های مختلفی همچون: تاریخ، فرهنگ، اقتصادی، سیاسی، مذاهب و اوضاع اجتماعی تکمیل و به قضاوت‌های دقیق‌تری دربارۀ هویت آن جامعه دست‌یافت. در کاوش‌ باستان‌شناسی سال 1388 ه‍.ش.، در محوطۀ تاریخی زلف‌آباد فراهان استان مرکزی تعداد 20 سکۀ کامل و پنج سکۀ قیچی‌شده به‌‌دست آمد که در این پژوهش به بررسی و مطالعۀ آن‌ها می‌پردازیم. هدف از پژوهش حاضر، خوانش خط، محل ضرب، نقوش و عناصر بصری به‌کار‌رفته در تزئینات آن‌ها به‌منظور دستیابی به ارتباط با دین، زبان، خط و کاربردشان در تبادلات تجاری و فرهنگی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات تاریخی و براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی و مبتنی‌بر مطالعات میدانی باستان‌شناختی و کتابخانه‌ای استوار است. مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در این پژوهش عبارتنداز: سکه‌های مکشوف از کاوش‌های باستان‌شناسی زلف‌آباد متعلق ‌به چه دوره‌ای و کدام‌یک از حاکمان است؟ این سکه‌ها ازنظر کیفی و کمی دارای چه ویژگی‌هایی است و عناصر بصری حاکم‌بر نقوش تزئینی ضرب‌شده برروی آن‌ها چه هستند؟ و وجود این سکه‌ها در این محوطه نشانگر چیست؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که سکه‌های به‌دست‌آمده از زلف‌آباد متعلق ‌به سه حاکم اوایل دورۀ ایلخانی، یعنی «هولاکو»، «آباقاخان» و «احمدتکودار» هستند. این سکه‌ها دارای نوشته‌هایی به خط اویغوری و کوفی است، نوشته‌های مذهبی در قاب‌های تزئینی هندسی متشکل از دایره و مربع، نقوش گیاهی و تمغا، بیشترین نمودهای بصری به‌کار‌رفته در این سکه‌ها هستند. این سکه‌ها به‌عنوان اسنادی در رابطه با رونق و اعتبار و جغرافیای تاریخی، فرهنگی، اقتصادی زلف‌آباد قابل بررسی است.

یونس یوسف‌وند،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

شهرستان الیگودرز ازجمله مناطق سردسیری واقع‌در شرق استان لرستان است. وجود مراتع سرسبز، ارتفاع زیاد، منابع آبی فراوان در الیگودرز و هم‌جواری این منطقه با دشت خوزستان، بستری مناسب برای شکل‌گیری زندگی کوچ‌نشینی در این منطقه را فراهم کرده است. از دوران پیش‌ازتاریخ تاکنون این منطقه به‌وسیلۀ تعدادی ایل‌راه به مناطق پست شمال خوزستان متصل ‌می‌شده است. یکی از این ایل‌راه‌ها، ایل‌راه موسوم به «خلیل‌آباد/ نوم‌کول» است که از یک مسیر سخت‌گذر در حاشیۀ رودخانه‌های خروشان «بختیاری» و «سرخاو» عبور می‌کند. این ایل‌راه در دوران متأخر اسلامی عمدتاً مورداستفاده طوایفی از شاخۀ چهارلنگ ایل بختیاری بوده است که ییلاق را در بخش شمال‌شرق لرستان، یعنی در الیگودرز و ازنا و در دامنه‌های اشترانکوه و قالی‌کوه، و قشلاق را در سردشت، لالی و اطراف دزفول می‌گذراندند. باتوجه به این‌که این جاده و آثار مسیر آن تاکنون مطالعه و معرفی نشده است، انجام پژوهشی مستقل برای شناسایی و معرفی آن‌ها لازم و ضروری بود. هدف پژوهش حاضر آن است که با اتکاء بر شواهد باستان‌شناسی حاصل از بازدیدهای میدانی، ضمن معرفی این ایل‌راه و آثار موجود در مسیر آن، تاریخ شکل‌گیری این ایل‌راه و تأسیسات مرتبط با آن را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که، چه شواهد باستان‌شناختی از این ایل‌راه باقی‌مانده است و کیفیت آثار باقی‌مانده چگونه است؟ یافته‌های پژوهش ازطریق بازدید میدانی فراهم آمده است. در نتیجۀ این بررسی چهار پل، بخش زیادی از جادۀ سنگ‌فرش، یک گورستان و یک کتیبه شناسایی شد که مطالعۀ آن‌ها نشان می‌دهند این جادۀ سنگ‌فرش و مجموعۀ آثار مسیر آن در دورۀ صفویه با حمایت سران طوایف چهارلنگ ایل بختیاری درراستای تسهیل کوچ فصلی عشایر ساخته شده است.  

پاشا پاشازاده، رضا رضالو، دکتر حسین علیزاده،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

از حدود اواخر عصرمفرغ جدید و شروع عصرآهن، نواحی شرقی شمال‌غرب ایران درگیر یکسری مهاجرت‌های قومی گسترده‌ای می‌شود که پیش‌تر از آن، دامنۀ این مهاجرت‌ها به نواحی قفقاز رسیده بود. گذرگاه‌های موجود در رشته‌کوه‌های قفقاز، این مهاجرت‌ها را به‎سمت دشت مشگین‌شهر و اردبیل و نواحی مرتفع و سرسبز ساوالان هدایت نمودند. بدون‌شک، مهاجران کوچ‌رو در طول چندین سده مهاجرت در طول مسیرها، یکسری ایل‌راه‌های کم‌خطر و سهل‌الوصولی را پیدا کرده بودند که دائم در طول آن‌ها به تردد می‌پرداختند. این مسیرها علاوه‌بر این‌که از منابع آبی همیشگی گذر می‌کردند، امکان استفاده از اتراق‌گاه‌های موقتی در طول مسیر را نیز مهیا می‌نمودند. تردد دائمی در طول این مسیر باعث شده تا محوطه‌های گورستانی بی‌شماری در طول آن برجای بماند. امروزه، ایلات شاهسون استان اردبیل، بخشی از این ایل‌راه‌های باستانی را به ارث برده و دائم از آن استفاده می‌کنند. انطباق مسیر ایلات شاهسون با پراکنش خطی محوطه‌های عصرآهن بر روی آن‌ها، چنین فرضیه‌ای را به اثبات می‌رساند. در پژوهش حاضر که به‌واسطۀ بررسی‌های میدانی با رویکرد قوم‌باستان‌شناسی در نواحی غربی دشت مشگین‌شهر و دامنه‌های غربی و شمال‌غربی ساوالان انجام گرفته‌است، چرایی و چگونگی انطباق مسیرهای باستانی اقوام کوچروی عصرآهن با ایل‌راه‌های کنونی ایلات شاهسون، بحث و بررسی شده‌است. وسعت محوطه‌های عصرآهن قرارگرفته در مسیر ایل‌راه‌های ایلات شاهسون، چگونگی پراکنش محوطه‌ها در محل ییلاق‌های دامنه‌های غربی ساوالان و تعیین مهم‌ترین و اصلی‌ترین ایل‌راه‌های باستانی براساس پراکنش محوطه‌ها و وسعت آن‌ها از دیگر موضوعاتی است که در این پژوهش بدان پرداخته شده‌است. نتایج بررسی و تحلیل داده‌های موجود، نشانگر انطباق کامل نحوۀ پراکنش محوطه‌های عصرآهن با خط طولی مسیر ایل‌های عشایر شاهسون است. اکثر محوطه‌های شناسایی‌شده در طول ایل‌راه‌ها از نوع گورستان است که وسعت آن‌ها در محل ییلاق‌ها نسبت به نقاط دیگر بسیار بیشتر است.  

علی نعمتی آبکنار، حسن کریمیان، محمداسماعیل اسماعیلی‌جلودار،
سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده

با وجود اهمیت تحولات تاریخی و اجتماعی روی‌داده در نیمۀ نخست عصر قاجار، کمتر پژوهش مستقلی درخصوص سیاست‌های عمرانی و تاریخ معماری این دوره (1210 تا 1264 ه‍.ق.) به انجام رسیده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با اتکا بر شواهد معماری و منابع مکتوب، عوامل مؤثر بر سیاست‌های حکام قاجار در امر توسعه و نوسازی در بازۀ زمانی نیمۀ نخست عصر قاجار را مشخص سازد. با توجه به عدم اشاره به جزئیات بسیاری از اقدامات عمرانی در منابع تاریخی مربوط به نیمۀ اول این دوره، این پژوهش بر این فرضیه استوار است که با بررسی نوع و کمّیت آثار معماری احداث‌شده در این دوره، می‌توان راهبردهای فرمانروایان این سلسله در انجام امور عمرانی و زیربنایی در قسمت‌های مختلف کشور را مورد تحلیل و بازسازی قرار داد. در نتیجۀ پژوهش مشخص می‌گردد که عواملی نظیر مشروعیت‌بخشی به دولت قاجار ازطریق جلب‌نظر و اخذ پشتیبانی علما و روحانیون، الزامات نظامی و دفاعی، رقابت‌ها و گرایش‌های عمرانی متفاوت شاهزادگان ارشد قاجار، قدرت‌گیری طبقۀ علما و تجار و هم‌چنین اعتقادات مذهبی شخصی حکام قاجار را می‌توان از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در این زمینه قلمداد کرد. درنهایت با توجه به شواهد معماری و فهرست ابنیۀ ساخته‌شده یا مرمت‌شده در این دوران، اهمیت و اولویت ساخت ابنیۀ حاکمیتی و نظامی در عصر «آقامحمدشاه قاجار» و بناهای با کارکرد مذهبی و تشریفاتی در سیاست‌های عمرانی عصر «فتحعلی‌شاه قاجار» در مقایسه با سایر عوامل مؤثر، کاملاً مشهود و بارز است؛ این در حالی است که تحولات سیاسی و اجتماعی رخ‌داده در عصر محمدشاه قاجار منجر به شکل‌گیری تغییر جهتی کلی در سیاست‌های حکمرانان عصر قاجار و توجه بیشتر به احداث بناهای عام‌المنفعه، تجاری و خدماتی گردید. 

محمد افروغ، بیتا بهرامی‌قصر،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

آثار و اشیاء هنری موجود در موزه‌‌ها، گنجینه‌های ارزشمند فرهنگی و تمدنی هستند که معمولاً کمتر به منصۀ پژوهش درمی‌آیند و در بُعد مطالعۀ علمی و معرفی به مخاطب، دچار نوعی غفلت از سوی پژوهشگران واقع می‌گردند؛ بر این پایه، مجموعه آثار هنری و به‌طور ویژه قالیچه‌های موجود در خزانۀ بافته‌های بخش اسلامیِ مجموعۀ فرهنگی (موزه) بنیاد مستضعفان و جانبازان، نمونه‌های ارزشمندی از آثار فاخر موزه‌ای و گنجینه‌ای نفیس از قالی‌های دورۀ قاجار است که دارای ظرفیت و قابلیت‌های قابل‌توجهی در مطالعه و پژوهش و معرفی هستند؛ قالی‌هایی که از کانون‌های مختلف بافندگی ایران جمع‌آوری گشته و دارای انواع طرح‌ها و نقشه‌های متنوع است. مجموعاً تعداد 51 تخته قالیچه در این موزه نگه‌داری می‌شود که از آن میان، تعداد 8 تخته مربوط به منطقه فراهان-ساروق است. منطقه‌ای که در زمان قاجار، یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید قالی‌های جهانی و صادراتی بود. بدین‌روی، در پژوهش حاضر هدف بر آن است تا این قالیچه‌ها از منظر ابعاد فنی و هنری مورد مطالعه، بررسی، تحلیل و معرفی قرار گیرند. پرسش اصلی و مرتبط با پژوهش این است که، ابعاد فنی، زیبایی‌شناختی (طرح، نقش و رنگ) و در صورت وجود، مفاهیم معنایی متن قالیچه‌های فراهان-ساروق کدام است؟ برخی از یافته‌های پژوهش چنین است: طرح‌ها و نقشه‌های این قالیچه‌ها شامل: لچک و ترنج، محرابی گلدانی، افشان لچک‌دار،  بُته‌ای ترنج‌دار با فرم و رنگ‌های متنوع است؛ هم‌چنین رنگ زمینۀ این نمونه‌ها شامل: لاکی، کرم، مسی، آبی، سرمه‌ای و رنگ زمینۀ حاشیه‌ها به‌جز دو مورد لاکی، تماماً سرمه‌ای است (ویژگی‌ای که در تولیدات ساروق و فراهان، یک شاخص و قاعده‌ای غالباً ثابت بوده‌است). این پژوهش از نوع کیفی و توسعه‌ای است و روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای است.   

وحید زلفی‌هریس، حسن هاشمی‌زرج‌آباد، عابد تقوی، علی فرحانی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

بی‌شک محدودۀ جنوب استان تهران که در طول زمان و به‌ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می‌شده است؛ همواره از نقطه‌نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت‌های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می‌نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم‌چنین شناختِ شکل‌گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه‌های باستانی واقع‌در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم‌ترین راه‌های ارتباطی واقع‌در پهنۀ جنوبی استان تهران به‌سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکۀ راه‌های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می‌کرده است؟ بر این‌اساس و با تکیه‌بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان‌شناسی می‌توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقۀ موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به‌صورت یک مجموعۀ منسجم بودند، تبعیت می‌کردند. مسیرهایی که جدا از آن‌که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می‌گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی‌های باستان‌شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکۀ ارتباطی مهم: 1) دروازۀ عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی‌آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی‌آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به‌سوی قم به‌ترتیب زمانی واقع بود. 
 

فاطمه قجری، علیرضا انیسی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 شهرهای تاریخی به‌عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره‌های گوناگون، همواره بستری برای مطالعۀ ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به‌شمار می‌آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه‌های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی‌، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است‌. موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل‌گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به‌صورت جامع و نظام‌مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن‌روست که شناخت این عوامل، نه‌تنها در فهم روند توسعۀ شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست‌های حفاظتی و برنامه‌ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی‌-تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده‌های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحلۀ نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه‌ها، وقف‌نامه‌ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده‌های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهدۀ ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه‌های ارتباطی و بهره‌مندی از منابع آبی، به‌همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره‌های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل‌گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم‌چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دورۀ معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هستۀ تاریخی و توسعه‌های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی‌بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می‌کند. 

ثریا غفارپوری، صمد سامانیان،
سال 9، شماره 34 - ( 12-1404 )
چکیده

 نقش «شیر و خورشید» که در سال‌های اخیر به گفتمان تصویری-فرهنگی پر اهمیتی تبدیل شده است، همواره در موضوع چگونگی پیدایی و مفهوم آن ازسوی محققان مورد پرسش و تحقیق بوده و تحلیل‌های متفاوتی بر آن ارائه شده است؛ اما به‌نظر می‌رسد، باوجود متون نوشته شده دربارۀ آن تاکنون منازعات دربارۀ برطرف نشده است و کماکان نظرات گوناگون و تعارض‌های بسیار دربارۀ تصویر یاد شده وجود دارد. برای گشودن راهی بر حل معادلۀ این منازعات، پرسش این پژوهش آن است که، کیفیت مطالعات پیشین چگونه بوده و تا چه‌میزان می‌توان برای مطالعات جدید به آن‌ها استناد کرد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی این مطالعات و درپی یافتن کاستی‌ها و نقاط قوت آن‌ها انجام شده است. سعی‌بر آن بوده تا تمامی مطالعاتی که مستقیماً به موضوع تصویر شیر و خورشید پرداخته‌اند و یا مطالعات دیگر که در آن‌ها دربارۀ تصویر مطالبی وجود داشته است، منابع چاپ شده یا منابع خاکستری، مرور نظام‌مند و فراتحلیل کیفی شوند. تعداد 150مطالعه با روش‌های خاص جستجو در پایگاه‌های جستجوی اطلاعات فارسی و انگلیسی ازجمله: گوگل، وب‌آو ساینس، نورمگز، ایران‌داک و غیره (بدون محدودیت زمانی) مطالعه و بررسی شده و سپس با معیارهای از پیش تعیین‌شده غربالگری و تعداد 27مطالعه از آن‌ها برای فراتحلیل انتخاب و نتایج فراتحلیل کیفی با استفاده از جداول و نمودارهای توزیع و فراوانی بیان شده‌اند. نتایج این فراتحلیل نشان‌داده است که درصد زیادی از کل مطالعات، به منابع پیش از خود استناد داشته و بدون تحقیق و بررسی‌های تازه، گفتار پیشین را در نتایج نوشتار خود تکرار کرده‌اند؛ هم‌چنین مشخص شد دو دهه رکود در انجام پژوهش دربارۀ تصویر وجود دارد که در جای خود نیازمند بررسی و آسیب‌شناسی است. 


صفحه 1 از 1