logo

جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای دیوارنگاره

غلامرضا رحمانی، مهدی حسینی،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

در این پژوهش پس از ارائۀ تعاریف مرتبط با جامعه‌شناسی تاریخی و بررسی نقش متقابل این حوزۀ تخصصی و تجزیه و تحلیل آثار هنری، مؤلفه‌های مؤثر در مطالعۀ دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار به بحث گذاشته می‌شود. به‌عنوان اولین مؤلفه، خاستگاه اجتماعی نقاشان و پدیدآورندگان این نگاره‌ها مدنظر قرار‌گرفته و به طبقه‌بندی و رده‌بندی نقاشان درباری قاجار براساس زمینه‌های کاری و فعالیتی آن‌ها پرداخته شد. باتوجه به این‌که دیوارنگاره‌های قاجار با هدف انتقال پیامی مشخص طرح‌ریزی و اجرا می‌شده‌اند؛ مؤلفۀ بعدی، مخاطبان این نوع دیوارنگاره‌ها بوده که براساس آن ترکیب‌ نقش و نگاره‌ها تعیین می‌شده است. پس از بررسی این مؤلفه‌ها، تأثیر‌پذیری دیوارنگاره‌های درباری قاجار در جامعه‌شناسی تاریخی براساس مؤلفه‌های اجتماعی و سیاسی به بحث گذاشته شده است. هدف در این بحث، تحلیل کلی طبقاتی نیست؛ بلکه بررسی نقش طبقات مختلف در روند شکل‌گیری دیوارنگاره‌های درباری این دوره است. این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدۀ آثار، به بررسی دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار ازلحاظ عناصر تصویری و ساختاری پرداخته تا ضمن شناسایی وجوه مختلف بین آن‌ها، شناخت دیوارنگاره‌های دورۀ قاجار و کشف روابط و دامنۀ تأثیر جامعه‌شناسی تاریخی و ارتباط آن با دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار را به‌عنوان هدف اصلی تحقیق تعقیب کند. پرسش اصلی در این پژوهش، چگونگی میزان توانایی دیوار‌نگاره‌های درباری قاجار در بازنمایی روابط اجتماعی و سیاسی در سطح ملی و بین‌المللی دورۀ قاجار(؟) است. تأثیر‌پذیری پررنگ دیوارنگاره‌های درباری قاجاری از شرایط و مقتضیات سیاسی، اجتماعی و شرایط تاریخی در نتیجۀ این پژوهش مشخص شده و باعث می‌شود تا این دیوارنگاره‌ها به‌عنوان مدرک و سندی معتبر در مطالعات جامعه‌شناسی این دورۀ تاریخی در ایران از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار باشند. 

نرجس زمانی، حسین احمدی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

کاخ چهلستون همواره آوردگاه مداخلات سنتی و جدید در تعمیر و مرمت دیوارنگاره‌ها بود‌ که گویای سیرتحول دیدگاه‌ها به این امر در ایران می‌باشد. این پژوهش با هدف فهم سیرتحول رویه‌ها و رویکردهای حفاظت و مرمت دیوارنگاره‌ها با رجوع به سنت‌ تعمیرات پیشین و رویکردهای‌ جدید، دیوارنگاره‌هایی‌در کاخ چهلستون را مورد مطالعه قرار داده‌ و درپی پاسخ به این پرسش‌‌ها‌ صورت گرفته‌است؛ سنت تعمیرات‌پیشین چگونه و با چه رویه‌هایی ‌انجام می‌شد؟ رویکردهای جدید حفاظت و مرمت دیوارنگاره‌ها و مبانی و مؤلفه‌های بنیادین آن‌ها چه بود؟ وجوه افتراق این دو، نسبت به‌هم چگونه بود؟روش گردآوری داده‌ها به‌صورت مطالعات اسنادی-کتابخانه‌ای است. ابتدا با اتخاذ روشی تطبیقی و توصیفی، ماهیت تعمیرات پیشین بررسی خواهد شد. سپس ‌پژوهش که رویکردی کیفی و تفسیرگرا دارد با روشی‌تحلیلی به تشریح مباحث دربارۀ سنت‌تعمیرات پیشین و مبانی رویکردهای جدید پرداخته ‌و در پایان با استدلال‌منطقی نتایج ‌تبیین خواهند شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تعمیرات پیشین به‌صورت بازنگاری‌هایی بردیوارنگاره‌های اولیه، در بارقه‌های حیاتی از نگارگری‌سنتی اجرا می‌شد. چنین بازنگاری‌هایی‌ ضمن برخورداری از عناصر تصویری دیوارنگاره‌‌ی اصلی، واجد بیاناتی متفاوت ازسوی هنرمندِ عهده‌دارِتعمیر بود که ریشه در سنت تعمیرات پیشین دیوارنگاره‌ها و زمینه‌های آن داشت. رویکردهای‌ جدید با ارج‌گذاری به دو مقولۀ اصالت‌تاریخی و وحدت زیباشناسانۀ هنری، به حذف پاره‌ای از مراحل تکوین دیوارنگاره‌ها و ارائۀ افزوده‌های مرمتی با تمایزی مشخص نسبت به دیوارنگاره‌های اولیه انجامیدند. رهیافت‌های زیبایی‌شناختی و تاریخ‌نگری غرب سرچشمۀ وجوه افتراق رویکردهای جدید با تعمیرات‌سنتی بود که‌ ضمن برخورداری از ویژگی‌های معناگرایانه همواره معطوف به ذات و ماهیت امور بودند.

سیدمحسن حاجی سید جوادی، سمیرا کریم پناه، مهدی مکبریان، غلامرضا طوسیان‌شاندیز،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

ازجمله آرایه‌های معماری امام‌زاده حسین(ع) قزوین که می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در اختیار پژوهشگران قرار دهد، بخش‌های باقی‌مانده از دیوارنگاره‌های بناست. با توجه به این‌که در دورۀ دوم حکومت صفویان قزوین پایتخت بوده، مطالعۀ بناهای دوره‌های صفویه و قاجاریۀ این شهر می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. نسبت به آثار تاریخی موجود، مطالعات اندکی درخصوص شناخت فنی لایه‌های دیوارنگاره‌های تاریخی صورت گرفته است. در پژوهش پیشِ‌رو، شناسایی و شناخت رنگ‌دانه‌های مربوط به دیوارنگاره‌های باقی‌ماندۀ این بنا مدنظر بوده که درکنار آن، لایه‌های طلایی‌رنگ هم موردمطالعۀ علمی قرار گرفته است. هم‌چنین جهت تکمیل اطلاعات فنی دیوارنگاره‌ها، ملات لایه‌های آستر و بستر در زیر رنگ نیز ازنظر ساختاری و ترکیبات شیمیایی مطالعه شده است. برای شناسایی رنگ‌دانه‌های به‌کاررفته در دیوارنگاره‌ها و هم‌چنین مواد استفاده شده در ملات‌ لایه‌های زیرین دیوارنگاره و ملات کف بنا، ویژگی‌های هیدرولیکی و ترکیبات معدنی و شیمیایی ملات از XRD, SEM-EDS و میکروسکوپ دیجیتال استفاده شده است. در نتیجۀ مطالعات مشخص شد که لایه‌چینی اجرا‌شده در دیوارنگاره‌های این بنا از مخلوط گچ و گل سرخ (گل ارمنی، گل هرمز) ساخته شده است. یک لایۀ بوم‌کنندۀ سفید برروی لایه‌چینی استفاده کرده است که روی آن ورق طلا با ناخالصی کم مس اجرا شده است. در دیوارنگاره‌های مورد مطالعه سه نوع ورق طلا اجرا شده است. رنگ سبز، مخلوطی از رنگ‌دانۀ زرنیخ با آبی لاجورد و آبی پروس؛ رنگ سبز-آبی، مخلوطی از رنگ‌دانۀ سبز سیلو با سفید لیتوپون؛ رنگ آبی، مخلوطی از رنگ‌دانۀ لاجورد و آبی پروس به‌همراه سفیداب شیخ؛ رنگ قرمز، مخلوطی از قرمز اخرا و زرنیخ نارنجی؛ پرکنندۀ لایۀ تدارکاتی، مخلوطی از هانتیت و سفیداب شیخ؛ رنگ سیاه قلم‌گیری، مخلوطی از رنگ سیاه کبالت و رنگ سیاه آهن است. هم‌چنین ساختار و ترکیبات ملات‌ها شناسایی شد.

جواد عباسی، رویا بهادری، فدریکا کاپا، دوبراوکا جمبریه-سیمبوگر، مانفرد شراینر، ایرج بهشتی،
سال 7، شماره 23 - ( 3-1402 )
چکیده

بقعۀ قدمگاه در مرکز بخش زبرخان در 24 کیلومتری شــرق نیشــابور، در مسیر جادۀ نیشابور- مشهد قرار دارد که با توجه به منابع تاریخی ساخت آن، در اوایل قـرن ۱۱ه‍.ق. (قرن 17م.) شروع و در دوره‌های مختلف ادامه یافته‌است. در تزئینات معماری این بنا آن‌چه بیش از همه حائز اهمیت است، کاشی‌کاری، گچ‌بری و دیوارنگاره‌هاست. با توجه به این‌که این بنا در دوره‌های مختلف ساخته شده است و اصل بنا به دورۀ صفویه برمی‌گردد، مشخص نیست نقاشی‌ها هم‌زمان با ساخت بنا در دورۀ صفویه نقاشی شده یا در دوره‌های بعدی به بنا افزوده شده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش باید رنگ‌دانه‏ها شناسایی شوند. در این پژوهش مواد و رنگ‏های به‌کاررفته در کتیبه و دیوارنگاره‌های بقعۀ قدمگاه نیشابور با روش‌های دستگاهی آنالیز شدند. در این پژوهش از روش‌های دستگاهی SEM-EDX1، FTIR2، PLM3، XRD3 و طیف‌سنجی میکرورامان برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیل‌دهندۀ رنگ‏های به‌کاررفته در کتیبه و دیوارنگاره‌ها استفاده شده است. نتایج نشان‌دادند رنگ آبی و طلایی کتیبه، به‌ترتیب لاجورد مصنوعی و آلیاژ مس و روی (پودر برنج) بود. رنگ آبی به‌کاررفته در دیوارنگاره‌ها نیز لاجورد مصنوعی است با این تفاوت که برروی یک لایۀ قرمز اُخرا قرار گرفته است. رنگ سبز مس فتالوسیانین است که شروع استفاده از این رنگ‌دانه به دهۀ 1940م. برمی‌گردد. بررسی رنگ قرمز نارنجی وجود مخلوط سرنج و آهن اکسید یا اُخرا را نشان داد. رنگ‏های قرمز و قهوه‌ای براساس نتایج آنالیز عنصری به‌ترتیب آهن اکسید و آمبر که مخلوط آهن اکسید و مقدار کمی منگنز اکسید بودند. در زیرسازی همۀ رنگ‏ها از گچ استفاده شده‌است. با توجه به تاریخچۀ کاربرد رنگ‌دانه‌های به‌کاررفته در این بنا، این تزئینات نمی‌تواند متعلق به دورۀ صفوی باشد و وجود لاجورد مصنوعی و پودر برنج ثابت می‌کند این دیوارنگاره‌ها در دورۀ قاجار افزوده شده ‌است. با توجه به تاریخچۀ کاربرد مس فتالوسیانین، این رنگ به احتمال زیاد در دوره‌های معاصر مرمت‌شده و از رنگ‌دانه‏های اصلی بنا نیستند. 


صفحه 1 از 1