میراثفرهنگی، هستی تاریخی یک ملت است. میراثفرهنگی کارکردهای داخلی، ملی و بینالمللی داشته و ذاتاً دارای «ارزش» هست؛ ازجملۀ مهمترین ارزشها «هژمونی نمادین» است. ارزش نمادین میراثفرهنگی و تبدیل آن به داراییهای فرهنگی در کشورهای مقصد، ابرقدرتها را به فکر تصاحب داراییهای فرهنگی کشورها، بهویژه در کشورهای صاحب میراثفرهنگی غنی انداخته و «منازعۀ داراییهای فرهنگی» را شکل داده است؛ ازجمله مصادیق آن، تخلیۀ موزۀ موصل کشور عراق توسط «داعش» که احتمالاً بهنفع موزههای بزرگ جهان بود. میراثفرهنگی نماد و نمود تلاش جمعی یک ملت در بستر زمان و ذخیرۀ دانایی و توانایی نسلهای گذشته هستند. پس آثار فرهنگی و اشکال متنوع آن بهمثابۀ موجود زندهای هستند که میتوانند همواره بازیابی/بازسازی و حفاظت شوند و بهصورت مداوم برای کشورها کاربردهای متنوع و متعدد داشته باشند، و ابرقدرتها با بردن آثار و خالی نمودن این کشورها از میراثفرهنگی، بهواقع قدرت نمادین کشورها را تخلیه مینمایند. پرسش این پژوهش، تبیین ارزشها، بهویژه ارزش «هژمونی نمادین» میراثفرهنگی است. میراثفرهنگی مصداق جغرافیای فرهنگی یک سرزمین است که حوزۀ نفوذ و رقابت تلقی میشود. شیوههای جلوگیری از حوزۀ نفوذ و مصادرۀ میراثفرهنگی چگونه است؟ پژوهش حاضر، نظریهای را ارائه میدهد که براساس این نظریه، میراثفرهنگی بهمثابۀ دارایی فرهنگی قلمداد شده و میتواند جایگاهی بااهمیت در تصمیمات اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی کشور داشته باشد. درنهایت، شکلگیری منازعۀ داراییهای فرهنگی در خاورمیانه را با ذکر مصادیقی تبیین، و دلایل منازعه قدرتها برای تصاحب میراثفرهنگی کشورهای هدف را تحلیل کرده است.