logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای خراسان بزرگ

محسن دانا،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

«فرهنگ عصر مفرغ خراسان بزرگ»، یکی از مهم‌ترین فرهنگ‌های آغازتاریخی بخشی از نیمۀ غربی آسیا است. این تمدن با مجموعۀ مواد فرهنگی مشابه و غنی شامل بقایای معماری با پلان از شاخص، سفال، مُهرهای مسطح، مهرهای مشبک، مجسمه‌های سنگ صابونی، پیکرک‌های ترکیبی، زیورآلات ارزشمند زرین و سیمین و چندین شاخصۀ دیگر است. نخستین‌بار بقایای این مجموعۀ فرهنگی از محوطه‌های بسیار غنی در سرزمین‌های باختر  و مرو به‌دست آمد، به‌همین دلیل این سرزمین‌ها به‌عنوان منشأ آن معرفی و این مجموعۀ فرهنگی به این‌نام معروف شد؛ این درحالی‌ست که برخی پژوهشگران منشأ این فرهنگ را در خراسان ایران می‌دانستند. ولی به‌دلیل این که تا چندی‌پیش هیچ محوطه‌ای از این فرهنگ در خراسان شناسایی نشده بود، راه بر هرگونه بحث و نظر بسته بود. هدف نخست این پژوهش بررسی، مطالعه، جمع‌بندی و طبقه‌بندی آثار کشف‌شده از فرهنگ عصر مفرغ خراسان ایران است که در دو دهۀ اخیر منتشر شده‌اند. برآیند این هدف در کنار سایر یافته‌های این فرهنگ در پهنۀ گستردۀ غرب آسیا قرار خواهد گرفت تا جهان فرهنگ عصر مفرغ خراسان بزرگ در چشم‌انداز وسیع‌تر دیده شود. بر این‌اساس ضروری است که تک‌نگاری‌ها و اندک انتشارات محوطه‌های این منطقه به‌صورت یک‌جا و در قالب یک مجموعه گردآوری شده و به این‌ترتیب نگاهی دوباره به مباحث مربوط به این دوره افکنده شود. در این پژوهش اساس کار بر پژوهش کتابخانه‌ای استوار است. پرسش اصلی بدین‌شرح است که، با توجه به کاوش‌ها و کشف‌های دو دهۀ اخیر در خراسان ایران، چه تصویری از این فرهنگ در خراسان ایران نسبت به سایر مناطق دیگر این فرهنگ می‌توان ارائه داد. چنین فرض شده است که آثار به‌دست آمده از فرهنگ خراسان بزرگ در خراسان ایران باوجود کمبودهایی نسبت به مناطق دیگر، چون: جنوب ترکمنستان و شمال افغانستان، نشان از همگونی و یکپارچگی فرهنگی دارد. امروزه با وجود شناسایی و کاوش چند محوطۀ دارای این فرهنگ در ایران -به‌ویژه در جنوب خراسان- آنجا که امروزه «استان خراسان جنوبی» نامیده می‌شود، به‌نظر می‌رسد می‌توان داده‌های این فرهنگ را در یک چشم‌انداز گستردۀ منطقه‌ای قرار داد. در تصویر شکل‌گرفته، خراسان ایران هم‌سنگ باختر و مرو اهمیت می‌یابد که در کنار هرات شباهت فراوانی با چهار ربع خراسان بزرگ در دوران اسلامی دارد. این مهم می‌تواند نشانگر شکل‌گیری «مفهوم خراسان» به‌عنوان یک «مفهوم فرهنگی» از عصر مفرغ باشد.

النا مالوزیومووا،
سال 7، شماره 24 - ( 5-1402 )
چکیده

این پژوهش به بررسی آئین‌های جوانمردی، ریشه‌دار و توسعه‌یافته در ایران باستان تا به چگونگی انتقال و برخی تغییرات آن به دوران اسلامی می‌پردازد. نگارنده، ساختار فرهنگی که به برپایی آن انجامید، دلایل سرچشمه‌های آغازین و نیز پیش‌زمینه‌هایی که منجر به پیدایی آن در خراسان بزرگ به میانۀ سدۀ هشتم میلادی با شورش عباسیان فرجامید، را به تحلیل خواهد کشید. این دوره برابر با آن رخداد فرامرزی (عباسیان) بود که ناگهان نیروها و برخی امکانات گروه‌های دهقان‌نژاد ایرانی را فعال کرد تا زمینه‌ساز تحولات نظامی بعدی در شرایط جدید شود. بی‌گمان پس‌زمینه‌های ایران پیش از اسلام، یعنی گروه‌های ایرانی ساکن در این منطقه در شکل‌گیری، آن‌چه پس از اسلام رخداد، مؤثرترین بوده است. گروه‌های ایران شرقی همواره در تاریخ‌سازی و فرهنگ آفرینی یکی از مهم‌ترین‌ها بوده‌اند. «بلاذری» در فتوح‌البلدان و تاریخ طبری (و دیگران) از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، فرار «یزدگرد» به خراسان، نبرد وی با اعرابی که سرزمینش را فتح کرده بودند، سخن گفته‌اند. موضوع نبرد‌های وی با ترکان، توصیف سپاه و رزم‌افزارهای سپاه ایران از راه این منابع قابل فهم است.

بهرام عنانی، مستنصر قلی‌نژاد،
سال 8، شماره 28 - ( 6-1403 )
چکیده

جنوب خراسان و بالأخص منطقۀ قاینات، در سال‌های اخیر موردتوجه ویژۀ باستان‌شناسان قرار گرفته است. بررسی‌هایی که در دهۀ اخیر انجام‌گرفته، اطلاعات ارزشمندی را از این منطقه در اختیار جامعۀ باستان‌شناسی قرار داده است. جایگاه ویژۀ جغرافیایی و ارتباطی این منطقه به‌عنوان یک گذرگاه طبیعی میان آسیای‌مرکزی و شمال خراسان با جنوب‌شرق و فلات مرکزی ایران، موجب اهمیت ویژۀ آن در دوره‌های مختلف، بالأخص اوایل هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد گشته است. از مهم‌ترین تحولات هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد گسترش فرهنگی وارداتی به‌نام «فرهنگ خراسان بزرگ» (بلخی-مروی) در نیمۀ شرقی ایران است. یافته‌های اخیر نشان می‌دهند که این فرهنگ بخش‌هایی از جنوب خراسان را دربرگرفته است. داده‌های به‌دست آمده در محوطه‌های رزه درمیان، گوند فردوس و بکندای طبس شاهد این مدعاست که قبلاً به آن‌ها پرداخته شده است. محوطۀ سرتخته باراز یکی از استقرارهایی است که در کنار محوطه‌های نام‌برده دارای شواهدی از فرهنگ خراسان بزرگ در خراسان جنوبی است که کمتر موردتوجه قرار گرفته و در این پژوهش سعی‌بر آن است تا به معرفی این محوطه و گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در منطقۀ جنوب خراسان پرداخته شود. این محوطه در منطقۀ قاینات در شمال خراسان جنوبی و در ناحیه‌ای کوهستانی واقع‌شده و به‌دلیل نزدیکی به مناطق روستایی، مورد آسیب فراوانی قرار گرفته است. این پژوهش در دو بخش میدانی و کتابخانه‌ای، با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. داده‌های اصلی پژوهش، طی بررسی منطقۀ قاینات در 1395 ه‍.ش. به‌دست آمده‌است. در مرحلۀ بعدی این داده‌ها طی مطالعات کتابخانه‌ای مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته‌اند. هدف از این نوشتار، تبیین گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در جنوب خراسان با توجه به شواهد به‌دست آمده از این فرهنگ در محوطۀ سرتخته باراز است. به‌نظر می‌رسد که فرهنگ مذکور در نیمۀ اول هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد در جنوب خراسان گسترش داشته است.


صفحه 1 از 1