گورستان خانقاه گیلوان در دامنۀ غربی کوههای تالش و در 60 کیلومتری جنوبشرقی خلخال بین روستاهای گیلوان و خانقاه قرار دارد و بخشی از شهرستان خلخال در استان اردبیل است. گورستان خانقاه در طی عملیات احداث جاده در روستای خانقاه در سال 1385 ه.ش.، شناسایی شد. با توجه به تاریخگذاری انجامشده، این گورستان از عصرمفرغ میانی تا عصرآهن I و II و دورۀ پارتیان مورد استفاده بوده است، اما شواهدی در استفاده از آن در عصرمفرغ جدید در دست نیست؛ با این وجود شیوههای تدفینی یکسانی در عصرآهن I و II وجود داشته است. برایناساس، پرسش بنیادی این خواهد بود، مرحلۀ اولیه استفاده از گورستان خانقاه گیلوان ازطریق طبقهبندی، گونهشناسی و مطالعات مقایسهای سفال مربوط به چه دوره یا دورههایی است؟ همچنین با توجه به اشیاء قرار دادهشده در گورها و انرژی مصرفشده در ساختار قبور میتوان تمایزی در بین افراد تدفینشده در گورها قائل شد؟ تشابهات سفالی با فرهنگهای منطقۀ قفقاز جنوبی در مرحلۀ گذار از عصرمفرغ قدیم به مفرغ میانی به ما اجازه میدهد مرحلۀ آغازین استفاده از این گورستان را تا اواخر هزارۀ سوم پیشازمیلاد، عقب ببریم. در پژوهش پیشرو، ضمن معرفی گورهایی که به این دوره اختصاص یافته است، با تکیه بر طبقهبندی، گونهشناسی و مطالعات تطبیقی سفال، گاهنگاری پیشنهادی ارائه شده است. بر ایناساس از مجموع ظروف بهدستآمده از 11 گور تعداد 148 ظرف سفالی در این راستا مورد بررسی قرار گرفت. شیوۀ پژوهش از نوع توصیفی-تطبیقی است و نتایج بر اساس مطالعات مقایسهای مورد تحلیل قرار گرفته است؛ همچنین در ادامه با توجه به اشیاء تدفینی و ساختار قبور وجود تفاوت در موقعیت افراد دفنشده در قبرستان بحث شده است.
شهر کرجابودلف یکی از مهمترین شهرهای دوران اسلامی است که در سدههای اولیۀ این دوره شکلگرفت و در قرون میانی به شکوفایی رسید. شناخت از این شهر تا سه دهۀ گذشته صرفاً به اشارات متون تاریخی مربوط میشد. حال با انجام بررسیهای میدانی باستانشناسی و مطالعۀ اسناد تاریخی میتوان به شناخت بیشتری از موقعیت مکانی شهر یادشده و آثار و بقایای بهجایمانده از آن دستیافت. یکی از مهمترین آثار قابلمطالعۀ کرج ابودلف، خانقاهها است. خانقاهها بهعنوان مراکزی برای آموزش مبانی دین و اصول طریقت، از قرن چهارم هجریقمری در بلاد اسلام شکل گرفته و به بسط تصوف پرداختند. در اینمیان، شهر کرجابودلف دارای چند خانقاه بوده که هدف این نوشتار بررسی آنها با بهرهگیری از بررسی باستانشناسی و مداقه در اسناد و متون تاریخی است. پرسشهای تحقیق عبارتنداز: 1. اسناد مکتوب و شواهد تاریخی، چه زمانی را برای شکلگیری و توسعۀ خانقاهها در شهر کرجابودلف پیشنهاد میکنند؟ 2. نقش اسناد و شواهد باستانشناسی مرتبط با خانقاهها در انطباق مکان کرج با شهر آستانه چیست؟ 3. خانقاههای شهر کرج چه جایگاهی در ساختار فضایی شهر کرج داشتهاند؟ روش پژوهش در این جستار، تاریخی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و شیوۀ گردآوری اطلاعات، میدانی و کتابخانهای است. تاکنون پژوهشی مستقل درباب خانقاههای شهر کرج صورت نگرفته است و براساس مطالعۀ اسناد موجود و بررسیهای باستانشناسی، سوای از انطباق موقعیت شهر فعلی آستانه با شهر کرجابودلف میتوان بیانداشت که خانقاههای شهر کرج در سدههای میانی دوران اسلامی بهعنوان بخشی از ساختار فضایی شهر مذکور شکل گرفته و پیوندهای کارکردی خود را پس از زوال کرج با بقایا یا دیگر آثار معماری شهر حفظ کردهاند.